با این حال، این سؤال مدام پس ذهنم چرخ میزند که اگر شرق دانش فنی خودشرا گسترشمیداد، دانشی مطلقاً مستقل از غرب، جامعۀ ما چه فرقی با وضعیت کنونیاش میداشت. مثلاً فرض کنیم که ما فیزیک و شیمی خودمان را داشتیم؛ آیا در آن صورت فنون و صنایعِ متکی به اینعلوم هم خودبهخود مسیر تکامل دیگریرا طی نمیکردند، و کارخانههای ما ابزارها و داروها و سایر وسایل زندگی را به صورتی نمیساختند که با خُلقوخوی ملی ما سازگارتر باشند؟ کسی چه میداند، چهبسا که ما حتی به مبانی این علوم هم از دیدگاهی متفاوت با غربیها نگاه میکردیم و پدیدههایی مثل نور و برق و اتم را از لحاظ ماهیت و خصائص به صورتی تعریفمیکردیم که با آنچه امروز به ما میآموزند متفاوت باشد.