
کتاب با عرض معذرت
پدیدآورندگان:
شهرام شفیعیانتشارات:
انتشارات نیستان هنر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
هفتصد و چهل و نه
۵
من پنجاه استخر برای خود دارم
اما آنقدر با آب ناآشنایم که نزدیک بود دیروز در وان حمام خفه شوم
melik
۳
گوش کن پسر...
من آنقدر باهوش هستم که بدانم نباید در این مملکت زیاد باهوش باشم
هفتصد و چهل و نه
۱
اما شما اجازه دارید مرا مسخره کنید
مطمئن باشید این کار چیزی از حساب بانکیام کم نمیکند
هفتصد و چهل و نه
۱
عزیز دلم
بالاخره روزی از دست تو داوطلبانه روی مین خواهم رفت
هفتصد و چهل و نه
۰
آیا من تا زمان قرمز شدن گوجه فرنگیها زنده میماندم؟
هفتصد و چهل و نه
۰
انسان گاهی خود را در آغوش مرگ میبیند
اما مانند یک قالب صابون خیس، بیرون میجهد
و گاهی مرگ چنان هنگام بازی شطرنج غافلگیرش میکند
که او ده دقیقه بعد از مردن، هنوز به حرکت مهره بعدی میاندیشد
هفتصد و چهل و نه
۰
میتوانی عمق ناراحتی مرا درک کنی؟
این موضوع از نظر روحی برای یک دیکتاتور ویرانگر است