یه جایی، یه متنی خونده بودم، انگار از زبون تو بود. نوشته بود، من کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت، ولی تو کسی رو از دست دادی که برات میمرد، اونی که بازنده است تویی نه من!
یک گام
Mahmad
هیچوقت باهات قهر نبودم که آشتی بشم، فقط دلخور بودم. آدم قهر که پا نمیشه قدم به قدم با طرفش راه بره.
leila
من کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت، ولی تو کسی رو از دست دادی که برات میمرد، اونی که بازنده است تویی نه من!
malihe
«موی لخت و چشم مست و بوسهٔ گرمت که هیچ!
سایهات را هم ببیند هر کسی آواره است!»
پرواز
تا کی میخوای ادامه بدی؟
از این همه بیمهری، اشکهایش پشت سر هم ریخت:
ـ باشه، باورم نکن ولی بیا بریم بیمارستان.
صدا فریاد شد:
ـ من با تو بهشت هم نمیآم.
هق زد:
ـ قبول. بهشت و جهنم پای خودم، داره ازت خون میره.
Mahmad