
بریدههایی از کتاب فهرست مهمانان
۳٫۴
(۳۶۱)
جاذبهٔ میان دو نفر هیچ وقت واقعاً از بین نمیرود
ahmad
افرادی که بیش از بقیه به قوانین احترام میگذارند از نقض آنها نیز بیشترین لذت را میبرند.
nasim
اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشید، به او آسیب نمیزنید.
ahmad
نوجوونها فکر میکنن عاشق شدن، در حالی که فقط هورمونهاشون زده بالا.
آلی
همیشه بهترین کار اینه که آدم خودش رو خالی کنه، حتی اگه خجالتآور باشه، حتی اگه حس کنی بقیه نمیفهمن.
SARA
من بهخودیخود، به مد علاقهای ندارم، ولی به قدرت لباس در خلق دیدگاه مناسب احترام میگذارم.
ساده بگیر همه چیز را:)
این رو بدون که همیشه بهترین کار اینه که آدم خودش رو خالی کنه، حتی اگه خجالتآور باشه، حتی اگه حس کنی بقیه نمیفهمن.
ahmad
«دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
nasim
وقتی آدم قلبش رو به کسی میده، حتی برَد پیت هم دیگه به چشمش نمیآد...»
peg
زندگی مجموعهای از روزهاست. آدم فقط میتواند یک روزش را کنترل کند، فقط یکی. بیستوچهار ساعت را میتوان سازماندهی کرد.
ahmad
بعد، گیلاسش را بالا میبرد و ادامه میدهد: «پس، بهسلامتی شانس. بهامید اینکه شانس خودمون رو بسازیم... یا موقع لزوم، یهکم کمکش کنیم.»
آلی
یاد گرفتم که گاهی، کوچکترین موج، از همه قویتر است.
تینا
رسانههای اجتماعی باید پاسخگوی خیلی چیزها باشن.»
AS4438
حس لبخند بعضی آدمها در نگاهشان نیست؟
Nyctophilia
اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشید، به او آسیب نمیزنید.
خانم دکتر کتابخون
شاید ما راهی برای کنترل احساساتمان پیدا کردهایم، ولی این مسئله به این معنا نیست که عاطفه نداریم.
Sadaf
زندگی بینظم و شلوغ است. همه این را میدانیم. در زندگی، اتفاقهای وحشتناکی میافتند. این نکته را زمانی یاد گرفتم که هنوز بچه بودم. ولی هر چه که بشود، زندگی مجموعهای از روزهاست. آدم فقط میتواند یک روزش را کنترل کند، فقط یکی. بیستوچهار ساعت را میتوان سازماندهی کرد.
دور افتاده از جهان
یادم نمیآمد چطور باید لبخند بزنم.
Nyctophilia
اگر نتوانم بهشت را جابهجا کنم، پس، جهنم را میآورم.
خانم دکتر کتابخون
چه حسی دارد که آدم آنقدر پول داشته باشد که با آن بتواند همه چیز را طبق سلیقهاش پیش ببرد؟
Navi
«آره. میفهمم. وقتی آدم قلبش رو به کسی میده، حتی برَد پیت هم دیگه به چشمش نمیآد...»
دور افتاده از جهان
زندگی مجموعهای از روزهاست. آدم فقط میتواند یک روزش را کنترل کند، فقط یکی.
Nyctophilia
رو به من لبخند میزند. ولی دیدهاید که حس لبخند بعضی آدمها در نگاهشان نیست؟ لبخند جولز هم همینطور است.
تینا
هیچ کدام از ما درست نفهمیدیم که او چقدر شکننده بود. او همیشه خیلی توانمند به نظر میرسید و همیشه کنترل اوضاع در دستش بود. نمرات خیلی خوبی میگرفت، عضو تیمهای ورزشی بود، وارد دانشگاه شد و هیچ فرصتی را از دست نداد. ولی زیر این ظاهر، تودهٔ ژولیدهای از اضطراب قرار داشت که او را بهسمت موفقیت میکشاند و هیچ کدام از ما آن را ندیدیم. تا اینکه خیلی دیر شد.
peg
هیچ کدام از ما درست نفهمیدیم که او چقدر شکننده بود. او همیشه خیلی توانمند به نظر میرسید و همیشه کنترل اوضاع در دستش بود.
لنا
من بهخودیخود، به مد علاقهای ندارم، ولی به قدرت لباس در خلق دیدگاه مناسب احترام میگذارم.
از ساعت 4 صبح
اگر واقعاً کسی را دوست داشته باشید، به او آسیب نمیزنید.
nasim
افرادی که بیش از بقیه به قوانین احترام میگذارند از نقض آنها نیز بیشترین لذت را میبرند.
mani__slm
او خیلی سریع خودش را جمع و جور کرد. وقتی از در خانهٔ مامان وارد شد و برای اولین بار یکدیگر را دیدیم، شاید یک ثانیه شوکه شد؛ در حدی که احتمالاً فقط من متوجه شدم. پلکهایش را به هم زد و فکش کمی قفل شد. در همین حد. خیلی خوب واکنشش را مخفی کرد، خیلی وارد بود.
آلی
تصمیم گرفتم این بار با او رودررو شوم. او کسی بود که باید همه چیز را برای من و جولز توضیح میداد. او کسی بود که باید حالش بد میشد. در اولین برخورد، اجازه دادم او برنده شود. اینبار، نشانش میدادم.
آلی
حجم
۳۰۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۳۰۹٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
قیمت:
۱۲۰,۰۰۰
تومان