تئاتر زمانی متولد میشود که انسان کشف میکند میتواند خودش را تماشا کند، میفهمد که میتواند خودش را در حال تماشا کردن و حین انجام عمل ببیند. انسان در حین تماشای خود به این میاندیشد که ماهیتش چیست، و چه میتواند باشد. درک میکند که کجاست، کجا نیست و کجاها میتواند برود. یک سه گانه اتفاق میافتد: من مشاهده گر، من در حال انجام عمل، و آن دیگری که نیستم. (صیرفی، ۱۳۸۶)
گُلِ آفتاب