
٪۵۰
اِیْ اِچْ|
۱۳۶
گفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفت
میخواستم بخندم و حاشا کنم، نشد
h.s.y
۶۸
هزار دوست غمم را شنیده است ولی
نیامدهست به یاری از این هزار، یکی
کوثر
۶۷
چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد
کاربر ۴۸۰۹۳۷۰
۶۷
گذشت، خنده دیروزِ من به کار جهان
زمانِ خنده دنیا به گریههای من است
آلوین (هاجیك) ツ
۶۳
گفتند عاشق که شدی؟ گریهام گرفت
میخواستم بخندم و حاشا کنم، نشد
B-vafa
۶۰
نگاهت جهان را به بازی گرفته
زمین و زمان را به بازی گرفته
آلوین (هاجیك) ツ
۵۵
عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد
یك رهگذر
۵۴
وداع کردی و گفتی که بازمیگردی
چقدر لحن تو وقت دروغ، شیرین است
MMahdiGhafuri
۴۴
نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی
نیمِ باقیمانده هم هر وقت فرصت داشتی
MMahdiGhafuri
۴۳
شهر را گشتم که مانند تو را پیدا کنم
هیچ کس حتی شبیهت نیست، فوقالعادهای
MS
۳۳
ﭘﺮیشاﻥ ﺍﺳﺖ گیسویی ﺩﺭ این ﺑﺎﺩ ﻭ ﭘﺮیشاﻥﺗﺮ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ
helya.B
۳۱
عاشقان تازهات اهل کدام آبادیاند؟
عطر گیسوی تو این بار از کجا خواهد گذشت؟
مادربزرگ💝
۳۰
آه اگر دوران شیرین وفا خواهد گذشت
روزهای همنشینیهای ما خواهد گذشت
بعد من تنها نخواهی ماند، اما بعد تو
بر من تنها نمیدانی چهها خواهد گذشت
ایمان فلاح
۲۸
من در پی تو هستم و مردم پی بهشت
ایمان شهر، کفر مرا در میآورد
helya.B
۲۵
کاری که با من کرد دنیا، داستان دارد
شرحش نخواهم داد، اما داستان دارد
مهتاب من! هنگام دیدار تو فهمیدم
دیوانهبازیهای دریا داستان دارد
عاشق شدن تنها به پیراهن دریدن نیست
دلدادگیهای زلیخا داستان دارد
مستی که در شهر خبرچینان تو را بوسید
امروز آسودهست، فردا داستان دارد
عشقی که پنهان بود، در دنیا زبانزد شد
هر قصهگویی دیگر از ما داستان دارد
Gh.
۲۴
در کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوز
ظاهرا معنی «برگرد» نمیدانی چیست
• Khavari •
۲۳
زبان حال دلم را کسی نمیفهمد
کتبیههای ترکخورده خواندنش سخت است
helya.B
۲۰
بهارِ با تو بودنها چه شد؟ پاییزِ دلتنگیست
کجایی صبح من؟ شامِ ملالانگیز دلتنگیست
کجایی ماهیِ آرام در آغوش اقیانوس؟
به من برگرد! این دریایِ غم لبریزِ دلتنگیست
اگر چیزی به دست آوردهام از عشق، میبخشم
غزلهایی که خود سرمایه ناچیزِ دلتنگیست
در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد
همانا مرگ پایانِ سرورآمیزِ دلتنگیست
نسیمی شاخههایم را شکست و با خودم خواندم:
بهارِ با تو بودنها چه شد؟ پاییزِ دلتنگیست
آقای میم
۱۹
در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی
در شأن چشمهای تو پیدا کنم، نشد
helya.B
۱۸
گذشت، خنده دیروزِ من به کار جهان
زمانِ خنده دنیا به گریههای من است
nardoon
۱۶
زبان به روضه چرا وا کنم؟ همین کافیست:
مباد شاهد جان دادن پسر پدری
alireza
۱۵
عطر موهایت قرار از شهر میگیرد بگو
دل ربودن را کدام عطار یادت داده است؟
helya.B
۱۵
این چشمها کنایه به چشمان یوسف است
یا خانقاه مردم اهل تصوّف است؟
توصیفناپذیری و این را به غیر تو
در وصف هر کسی که بگویم تعارف است
در جمع دوستان تو همچون غریبهها
یک لحظه جا ندارم و جای تأسّف است
آن پادشاه فاتح اگر چشمهای توست
پیروز عاشقی که دلش در تصرّف است
ای صدهزار مصرع پیچیده موی تو!
شعر مرا ببخش اگر بیتکلف است
B-vafa
۱۵
هزار دوست غمم را شنیده است ولی
نیامدهست به یاری از این هزار، یکی
MS
۱۳
شهر را گشتم که مانند تو را پیدا کنم
هیچ کس حتی شبیهت نیست، فوقالعادهای
nardoon
۱۳
دوستان هیچ نکردند و رسیدند به تو
من به دنبال تو میگردم و سرگردانم
Hamidreza
۱۲
هر زمان از عشق پرسیدند، گفتم آه، عشق...
خاطرات بیشماری پشت این افسوس بود
ایمان فلاح
۱۲
چه حال و روز غریبی که قلب عاشق من
اسیر کردنش آسان، رهاندنش سخت است
زبان حال دلم را کسی نمیفهمد
کتبیههای ترکخورده خواندنش سخت است
هزار نامه نوشتم بدون ختم کلام
حدیث شوق به پایان رساندنش سخت است
آرشیدا
۱۲
اندوه جهان چیست؟ تویی داغِ یگانه
دلسوختگان را چه به اندوه زمانه؟
alireza
۱۱
برای دیدنم ای کاش در قلب تو شوقی بود
که حتی شمع هم با دیدن پروانه میلرزد
