جملات زیبا از متن کتاب قصه های شیرین ایرانی (تاریخ بیهقی) | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب قصه های شیرین ایرانی (تاریخ بیهقی)subscriptionAvailable

کتاب قصه های شیرین ایرانی (تاریخ بیهقی)

۳.۸(از ۲۰ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۱۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

این جهان همیشگی نیست. همهٔ ما مثل یک کاروان هستیم که پشت سر هم می‌رویم. هیچ‌کس در این جهان نمی‌ماند. پس هر کس باید طوری زندگی کند که پس از مرگ او را دعای خیر کنند.
معصومه
۳
ولی این خیانت است که به سلطان نصیحتی نکنم: این‌که خون هیچ‌کس را نریزد؛ چرا که کشتن مردم و ریختن خون، بازی نیست.
معصومه
۲
هر چه خداوند بخواهد، همان می‌شود، و باید به خواست او راضی بود. تا موقعی که زنده هستیم، نباید نومید شویم. باید امیدوار باشیم که در کارمان گشایشی به وجود می‌آید و به راحت می‌رسیم
miracle
۱
حسنک رفت و نه زمین برایش فایده داشت و نه ملک، نه طلاه و نقره، و نه کنیز و غلام. او رفت. آن‌هایی که برای کشتنش چنان حیله‌هایی به کار بردند هم رفتند. و این سرگذشتی بسیار آموزنده است. آن‌ها برای قدرت و مال دنیا، این‌همه جنگ و خون‌ریزی کردند؛ ولی درباریان همه را گذاشتند و رفتند. پس نادان کسی‌ست که به این جهان دل ببندد.
فرشاد در سرزمین عجایب
۱
اگر زمان مرگم رسیده باشد، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد. مرا بر دار بیاویزند یا طور دیگری بمیرم، من بزرگ‌تر از حسین‌بن‌علی [ع] نیستم.
معصومه
۰
این بود قصّهٔ حسنک و روزگارش. او گفته بود دعای مردم نیشابور با من است؛ ولی مردم نیشابور هم نتوانستند برای او کاری کنند. حسنک رفت و نه زمین برایش فایده داشت و نه ملک، نه طلاه و نقره، و نه کنیز و غلام.
معصومه
۰
همهٔ ما مثل یک کاروان هستیم که پشت سر هم می‌رویم. هیچ‌کس در این جهان نمی‌ماند. پس هر کس باید طوری زندگی کند که پس از مرگ او را دعای خیر کنند.
فرشاد در سرزمین عجایب
۰