
کتاب آپارتمان خیابان املی
داستان عشق و استواری یک زن در جنگ جهانی دوم
انتشارات:
نشر البرز٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
یك رهگذر
۲۵
شاید وقتی عمیقاً عاشق کسی باشی، چنین بهنظر برسد: احساس میکنی هر چقدر زمان در اختیارت گذاشته شود فایدهای ندارد؛ هیچوقت زمان کافی نیست.
یك رهگذر
۱۹
«راستش رو بخوای، من فکر میکنم تنها بودن بهتر از اینه که با کسی باشم که بهنظر میرسه بهم اعتماد نداره.»
یك رهگذر
۱۳
گاهیاوقات دو نفر فقط برای هم ساخته شدهاند. به همین سادگی.
یك رهگذر
۱۲
بعضی از افرادی که در زندگیات ملاقات میکنی، تا ابد بخشی از دنیایت میشوند، اما برخی فقط میآیند تا گوشهای از زندگیات را تغییر دهند و بروند.
alireza atighehchi
۷
مادام داکر بهآرامی بچه را از آغوش روبی بیرون کشید. «عزیزم، تقصیر تو نیست. بعضیوقتها حتی اگه همهٔ عشقهای دنیا هم جمع بشن، نمیتونن از آدم در برابر تقدیر و سرنوشتش محافظت کنن.»
یك رهگذر
۶
گاهیوقتها منظور آدم اون چیزی نیست که به زبون میآره.
یك رهگذر
۶
خوب میدونی که مهم درون آدمهاست. گاهیوقتها باید از سختیها درس بگیری تا خودِ واقعیت رو پیدا کنی. نباید امیدت رو از دست بدی.
alireza atighehchi
۴
«راستش رو بخوای، من فکر میکنم تنها بودن بهتر از اینه که با کسی باشم که بهنظر میرسه بهم اعتماد نداره.»
alireza atighehchi
۴
آدم نمیتونه عاشق چیزی بشه که بدون هیچ زحمتی به دست میآد، مگه نه؟ در اون صورت دیگه عشق واقعی نیست.
alireza atighehchi
۴
تصور نمیکنم کسی بیشتر از آنچه ما عاشق نادیا هستیم، عاشق فرزندش باشد. همانطور که روبی و شارلوت مدتها پیش به این حقیقت پی بردند که خانواده چیزی فراتر از نسبتِ خونی است.
یك رهگذر
۳
یه روز این جنگ تموم میشه و ما زندگی خوبی خواهیم داشت، من و تو.
یك رهگذر
۳
بعضیوقتها توی زندگی، ما فقط موقعی ندای درونمون رو کشف میکنیم که همهچی در بدترین حالته.
helen
۲
شارلوت به آن فکر کرد. «شما هیچوقت نمیتونید طرزِ فکر دیگران رو عوض کنید. اما میتونید انتخاب کنید که بهشون گوش بدید یا ندید، اینطور نیست؟»
یك رهگذر
۲
«آدمهای خوبِ زیادی هستن که توی دنیا کسی رو ندارن.»
یك رهگذر
۲
از نجات دادنِ کسی عاجز بود که بیش از هر چیز در دنیا برایش ارزش داشت
یك رهگذر
۲
«تو باید دوام بیاری. چون اگه بلایی سرت بیاد، من هم زنده نمیمونم.»
یك رهگذر
۲
«من از هیچچی مطمئن نیستم، ولی اگه امید نداشته باشیم هیچچی نداریم.»
n re
۱
کاش هرگز در دنیا جنگی اتفاق نمیافتاد...
n re
۱
هیچوقت زمان کافی نیست، نه وقتی که یک نفر بخشی از وجودت شده است.
alireza atighehchi
۱
مادرش یکوقتی به او گفته بود که بعضی از افرادی که در زندگیات ملاقات میکنی، تا ابد بخشی از دنیایت میشوند، اما برخی فقط میآیند تا گوشهای از زندگیات را تغییر دهند و بروند.
alireza atighehchi
۱
«من از هیچچی مطمئن نیستم، ولی اگه امید نداشته باشیم هیچچی نداریم.»
alireza atighehchi
۱
روبی زیرلب پرسید «چرا؟ چرا به من کمک میکنید؟»
«چون هیچکس سزاوار این چیزی نیست که برای تو پیش اومده.
helen
۱
روبی پاسخ داد «شارلوت، عزیزم، من بهخاطر اینکه تو بچهای چیزی رو ازت مخفی نمیکنم. میدونم که دیگه بچه نیستی؛ این جنگ همهٔ ما رو بزرگ کرده و من حس میکنم ما باهم دوستیم. اما بهتره که دربارهٔ بعضی مسائل حرفی زده نشه.»
«آخه چرا؟»
«چون اگه یهوقت پلیس یا آلمانیها ازت سؤالی بپرسن، ممکنه جونت به خطر بیفته. من یه آمریکاییام، بنابراین شاید اونها موقع برخورد با من بیشتر مراقب رفتارشون باشن. اما تو...» روبی جملهاش را ناتمام گذاشت.
شارلوت جمله را کامل کرد. «من یه یهودیام. این چیزی بود که میخواستی بگی.»
daisy
۱
همیشه آرامش را در یک کتابِ خوب پیدا میکرد.
daisy
۱
روبی دستش را دورِ گردن شارلوت انداخت و محکم فشارش داد. «شارلوت، تو خوب میدونی که مهم درون آدمهاست. گاهیوقتها باید از سختیها درس بگیری تا خودِ واقعیت رو پیدا کنی. نباید امیدت رو از دست بدی.»
daisy
۱
«منظورت چیه؟»
«منظورم اینه که بعضیوقتها توی زندگی، ما فقط موقعی ندای درونمون رو کشف میکنیم که همهچی در بدترین حالته.» روبی دستهایش را روی شانههای شارلوت گذاشت و به چشمانش نگاه کرد. سپس ادامه داد «از این تجربه استفاده کن تا از تو یه آدم قویتری بسازه.
یك رهگذر
۱
شنهای ساعت شنی، بیرحمانه به حبابِ پایین سرازیر میشوند. هیچوقت زمان کافی نیست، نه وقتی که یک نفر بخشی از وجودت شده است.
یك رهگذر
۱
مردان نباید گریه کنند، خصوصاً مردانِ نسل من. اما وقتی پای عشق به همسرم بهمیان میآید قادر به کنترل احساساتم نیستم.
یك رهگذر
۱
هوای تازه آدم رو سرحال میآره، مگه نه؟ غم و غصه رو ازت دور میکنه.
یك رهگذر
۱
«متأسفم. اگه بلایی سرت بیاد واقعاً نمیدونم چطوری خودم رو ببخشم.»
«میدونم. ولی من حس میکنم قسمت این بوده که اینجا باشم مارسل. اینجا با تو.»