مردها کشته میشدند و میمردند، چون خجالت میکشیدند که نمیرند.
کاربر ۱۱۶۱۱۹۲
داستان واقعی جنگ هرگز اخلاقی نیست. فضیلت را نمیآموزد و تشویق نمیکند، الگویی برای رفتار شایسته انسانی به دست نمیدهد، آدمها را از انجام دادن کارهایی که همیشه میکردهاند بازنمیدارد. اگر یکی از این داستانها چنین بنماید که اخلاقی است آن را باور نکنید. اگر در پایان داستان جنگ احساس والایش کردید یا حس کردید که سر سوزنی راستی و درستی از میان انبوهی از زباله بیرون کشیده شده است، بدانید که قربانی یک دروغ وحشتناک بسیار قدیمی شدهاید. هیچگونه راستی و درستی در کار نیست. فضیلتی در کار نیست. پس سادهترین کار آن است که داستان واقعیِ جنگ را با سرسپردگیِ مطلق و سازشناپذیر به شر و بددهنی روایت کنیم
کاربر ۱۱۶۱۱۹۲
مردها کشته میشدند و میمردند، چون خجالت میکشیدند که نمیرند. همین نکته پیش از هرچیز دیگر آنها را به جنگ کشاند، نه چیزی سازنده و نه رؤیاهای شکوه و افتخار، فقط اجتناب از شرمندگی. میمردند تا از شرمندگی نمیرند.
کاربر ۱۱۶۱۱۹۲
فقط کافی است بیفتی، ولی کسی نمیافتاد. چون این کار اصلاً شجاعانه نبود، ارج و قرب نداشت. برعکس، آنها وحشتزدهتر از آن بودند که ترسو باشند.
کاربر ۱۱۶۱۱۹۲
به نظر من ملتی که روانه جنگ میشود باید یقین معقولی به عادلانه بودن و ناگزیر بودن آن داشته باشد. اشتباه در این مورد جبرانناپذیر است. نمیتوان کشتهها را زنده کرد.
کاربر ۱۱۶۱۱۹۲