سایهپرورد تو بودم، بی تو ای نخل بلند!
در بیابان بلا بیسایبان افتادهام
روزگاری با تو بخت همزبانی داشتم
ای دریغا کاین چنین بیهمزبان افتادهام!
کیستم من؟: گرد از دامان یار افشاندهای
مرغ بیبال و پری کز آشیان افتادهام
خاطرم آکنده از عطر محبتهای توست
گرچه دور از سایۀ آن بوستان افتادهام
مو به مو با صد زبان گویم غم هجران دوست
گرچه همچون شانه از آن گیسوان افتادهام