حارث اعور یکی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین (ع) به خدمت حضرت رسید و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین دوست دارم با خوردن غذا در خانه ما مرا سرافراز فرمائی!
حضرت فرمود: به شرط آنکه خود را بخاطر مهمانی من به تکلف و درد سر نیندازی. آنگاه به خانه حارث تشریف برد و حارث قطعه نان خالی برای حضرتش آورد. چون شروع به خوردن آن قطعه نان کرد، حارث با نشان دادن چند در هم که در گوشه لباسش پنهان کرده بود - گفت: اگر بمن اجازه دهید با این پولی که دارم چیزی غیر نان برای شما خریداری و تهیه کنم؟
امام فرمود: این نان چیزی باشد که در خانه ات موجود بود (آوردنش تکلفی نداشت) اما چیز دیگر مایه تکلف باشد که من بشرط عدم تکلف دعوتت را پذیرفتم.