جملات زیبای کتاب کوهستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب کوهستان
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب کوهستان

مجموعه شعر

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی حسینی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sheyda Shojaei
۶
خب امروز هم طی می‌شود در نبود عشق در نبود آزادی و در نبود هر چیز که رنگی از شادمانی و رؤیا دارد. تنها عنصر مقاوم منم.
Atena
۵
سرانجام همدیگر را می‌بخشیم و آهسته می‌گوییم: تمام شد! این زندگیِ طولانی تمام شد!
Sheyda Shojaei
۵
آه عزیز! سرانجام می‌میریم ــ در بهار یا زمستان ـ و عناصر کوچک‌مان را به گل‌ها هدیه می‌کنیم و رنج‌ها از ما بیرون می‌روند؛ سرانجام همدیگر را می‌بخشیم و آهسته می‌گوییم: تمام شد! این زندگیِ طولانی تمام شد!
آزادی
۴
پایم را در خاک فرومی‌کنم. به خاک می‌گویم: هرگز تا به این حد تهی نبوده‌ام. خاک می‌گوید: من هم!
Sheyda Shojaei
۳
مرا ببخش عزیزم که این‌گونه استوارم و در نبود تو در هم نمی‌شکنم و در تاریکی این سرزمین در هم نمی‌شکنم. باد می‌آید باد شهریور که فرونشاندم اما زبانه می‌گیرم. این خاصیت آتش است که نمی‌میرد که دیر می‌میرد!
آزادی
۳
برف در من باریده و ردپای گذشته را پوشانده است انگار هرگز کودک نبوده‌ام
آزادی
۳
آه عزیز! سرانجام می‌میریم ــ در بهار یا زمستان ـ و عناصر کوچک‌مان را به گل‌ها هدیه می‌کنیم و رنج‌ها از ما بیرون می‌روند؛ سرانجام همدیگر را می‌بخشیم و آهسته می‌گوییم: تمام شد! این زندگیِ طولانی تمام شد!
آزادی
۳
دیوانگی‌ست دوست داشتن دیوانگی‌ست کاشتن یک انگور در گلدان دیوانگی‌ست اما دیوانه‌ایم ما.
bud
۲
خب امروز هم طی می‌شود در نبود عشق در نبود آزادی و در نبود هر چیز که رنگی از شادمانی و رؤیا دارد. تنها عنصر مقاوم منم. می‌توانی بیایی و بر شانه‌هایم لاله‌های واژگون بکاری بس که بکر و کوهستانی هستم.
bud
۲
امروز زیبایم همان‌قدر که چهره در دم مرگ زیباست
Sheyda Shojaei
۲
در شکست‌ها آدم‌ها بی‌قراری‌های عجیبی دارند؛ یکی ناخن‌هایش را می‌جَوَد یکی پیاده گز می‌کند و یکی با زندگی کنار می‌آید و نامرئی می‌شود. چه خوب است که نیستی و این‌همه ویرانی را نمی‌بینی.
Sheyda Shojaei
۲
زندگی چه‌قدر می‌تواند ظالم باشد که یک زن زیبا را بگیرد و مشتی تخته‌پاره را به ساحل برگرداند؟
Sheyda Shojaei
۲
نور را بینداز بر قسمت تاریک وجودم بگو چه می‌بینی! تنها مردی که در وسط اتوبان ایستاده و فریاد می‌زند «زیرم بگیرید.»
Sheyda Shojaei
۲
باید چه می‌کردم تا معتاد ویران کردن خود نباشم؟
Sheyda Shojaei
۲
آدمی باد است و به هر سوی می‌رود و از زندگی می‌گریزد.
Elham Salehi
۲
زندگی این‌طور نیست که تراشه‌ای کوچک در تنت بگذارند و دوباره دوست بداری بااین‌حال آدمی گیاه است و در خاک فرومی‌رود و از خاک برمی‌خیزد بااین‌حال آدمی باد است و به هر سوی می‌رود و از زندگی می‌گریزد.
Elham Salehi
۲
در مسیر خانه تا ادارهٔ پست هیچ‌چیز زیبا نبود حتی رنگ‌ها و یک درخت اقاقی هم شکسته بود.
Elham Salehi
۲
جهان جایی برای ما دو تن ندارد. جنگجویان سرخ‌پوست را مهاجران کشتند جنگجویان افریقایی را استعمارگران و جنگجویان مشروطه را دوستان‌شان کشتند.
Elham Salehi
۲
آن تصویر را دیده‌ای که کنار دریاچه تکه‌های چوب را بر تنهٔ بریده می‌گذارند و با تبر به دو نیم می‌کنند؟ آن تصویر ما بودیم رفیق!
آزادی
۲
امروز هم طی می‌شود در نبود عشق در نبود آزادی و در نبود هر چیز که رنگی از شادمانی و رؤیا دارد. تنها عنصر مقاوم منم.
آزادی
۲
امروز زیبایم همان‌قدر که چهره در دم مرگ زیباست
آزادی
۲
در این خانهٔ کوچک اهلی شده‌ام.
آزادی
۲
در شکست‌ها آدم‌ها بی‌قراری‌های عجیبی دارند؛ یکی ناخن‌هایش را می‌جَوَد یکی پیاده گز می‌کند و یکی با زندگی کنار می‌آید و نامرئی می‌شود.
آزادی
۲
می‌خواستم نامرئی باشم در پهنهٔ هستی می‌خواستم تنهایی طولانی‌ام را بردارم و با خود به دشت‌ها ببرم تا آزارمان به دیگران نرسد.
آزادی
۲
شب همه‌چیز را تشدید می‌کند
paria
۲
مرا می‌یابی اما راه ورود به من را پیدا نمی‌کنی.
paria
۲
آن‌چه در اندام‌های من می‌بینی سکوت است و انگار هرگز بی‌قراری در تنم نبوده است تنها تپش در چشمان من است؛ آن را هم در آب‌ها فرومی‌برم و خاموش می‌کنم.
paria
۲
می‌خواستم تنهایی طولانی‌ام را بردارم و با خود به دشت‌ها ببرم تا آزارمان به دیگران نرسد.
bud
۱
گویی که حلقه‌های دود از حنجره‌ام بیرون بزند غولی در درون داشته باشم و نام من آه باشد.
Sheyda Shojaei
۱
این‌که پدران همیشه خسته‌اند از درد دیدن خستگی پدر کم نمی‌کند.