جملات زیبای کتاب یونگ‌شناسی کاربردی | طاقچه
تصویر جلد کتاب یونگ‌شناسی کاربردیsubscriptionAvailable

کتاب یونگ‌شناسی کاربردی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۳۷ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
mohammad7613
۲۵
وقتی ما عاشق می‌شویم، ویژگی‌های مرد یا زن درون‌مان را به کسی فرافکنی می‌کنیم که «قلاب» مناسبی برای آویختن آن ویژگی‌های ما دارد. این فرافکنی همانند فرافکنی سایه خودمان به دیگران است.
الهام
۱۱
دنیا فقط برای کسی پوچ است که نمی‌داند چگونه غریزه حیاتش را به‌سوی اشیا و افراد هدایت کند و به آن‌ها حیات و زیبایی دوباره ببخشد. آن گمشده درونی که ما را به جستجو فرا می‌خواند چیزی نیست که در دنیای بیرون گم کرده باشیم، بلکه ناتوانی ما در این است که به آن‌چه در بیرون وجود دارد عشق بورزیم. کارل یونگ
Fareeba
۹
ما در نیمه اول زندگی‌مان یک «منِ» سالم را رشد می‌دهیم و بنابراین می‌توانیم در دنیای بیرون عملکرد رضایت‌بخشی داشته باشیم. با آن دستاوردها و تنها اگر آن دستاوردها موفقیت‌آمیز باشند، نیمه دوم زندگی شامل رویگردانی از دنیای بیرونی به منظور یافتن خویشتن‌مان است. برای دستیابی به فردیت باید هر دو مرحله را با موفقیت پشت سر بگذاریم، تا هنگامی که با موفقیت با دنیای بیرون کنار نیاییم، نمی‌توانیم امیدی به یافتن بخش معنوی و ژرف‌تر شخصیت‌مان داشته باشیم. آیا همه ما کسانی را ندیده‌ایم که به‌دلیل ترس از کنار آمدن با میل به بد بودن، به‌طور بیمارگونه‌ای خوب بوده‌اند؟
Arash
۶
آن‌چه ما آن را وجدان فرض می‌کنیم، فقط والدین درونی شده و صدای تمام مراجع قدرتی است که در طول زندگی‌مان شنیده‌ایم. صدای خویشتن، کاملاً متفاوت و قدرت آن از همه آن صداهای والدینی و فردی بیشتر است. آن‌چه به ما توصیه می‌کند کمال نیست، بلکه یکپارچگی است.
alirezaglm
۵
به‌طور خلاصه، مک لوهان ادعا می‌کرد که اختراع ماشین چاپ گوتنبرگ در قرن ۱۵، خودآگاهی را تغییر داد. پیش از این‌که انبوهی از کتاب‌ها در دسترس باشد، صدا بر دنیا حکمرانی می‌کرد؛ پس از آن تصویر قدرت را در دست گرفت. مک لوهان نخستین کسی بود که فهمید چه تفاوت عمده‌ای بین آن دو دنیا ــ دنیای تصویر و صدا ــ وجود دارد. دنیای صدا در یک‌جا متمرکز نیست، بلکه در همه پیرامون ما وجود دارد. صداها از «این‌جا» یا «آن‌جا» یا هر جایی می‌آیند. هر صدایی اهمیت خودش را دارد. مک لوهان معتقد بود که نخستین صداها پژواک صداهای طبیعت و تقلیدی از طبیعت بودند. هر صدایی زنده و جادویی بود.
Arash
۴
به منظور یکپارچه‌سازی سایه باید قبول کنیم از افکار و تمایلاتی برخورداریم که با تصویر اولیه‌ای که از خودمان داریم هماهنگ نیستند. باید بپذیریم که ما بیش از آن نقشی هستیم که در جامعه یا در خانه بازی می‌کنیم. باید از محکوم کردن اطرافیان‌مان دست بکشیم، از فرافکنی ویژگی‌های غیرقابل‌قبول خود به کسانی که محکوم‌شان می‌کنیم دست برداریم و مشکلی را که درون‌مان وجود دارد بپذیریم؛ و آنگاه دیگر نباید خودمان را نیز محکوم کنیم. باید بفهمیم شاید آن ویژگی‌های ظاهرا بدی که سعی داریم از آن‌ها فرار کنیم، معنایی در زندگی‌مان داشته باشند.
الهام
۴
هرچقدر بیش‌تر وارد عمق روان شوی، بستر گسترده‌تر می‌شود» .
کاربر ۶۲۴۷۵۳۶
۴
درخت‌ها و سنگ‌ها هم حرف می‌زنند) .
mhzm
۳
در اکثر فرهنگ‌های باستانی، هر الهه تجسم یک صفت شخصیتی بود. مثلاً مارس اسطوره جنگ روم، اسطوره جنگ یونان آریس و اسطوره رعد و برق در نروژ تور نام داشت. در دهه ۱۹۹۰ شخصیت‌های سینمایی مانند سیلوستر استالونه یا آرنولد شوارزینگر، تجسم بهتری برای آن‌گونه قدرت بودند. در اعصار باستانی نماد هوش، حیله و نیرنگ در روم مرکوری، در یونان هرمس و در نروژ لوکی بود. در زمانه ما هنگامی که به نماد هوش، حیله و نیرنگ می‌اندیشیم آیا بیلی کریستال بیشتر به ذهن می‌آید یا ادی مورفی؟ تجسم عشق و زیبایی در روم، ونوس و در یونان آفرودیت بود. بیش از تمام هنرپیشه‌های معروف، مرلین مونرو تجسم این کهن‌الگو بود. اما هنرپیشه‌های زن معاصری که شخصیت کاملاً متفاوتی با او داشتند، مانند جولیا رابرتز و مدونا، در به نمایش گذاشتن جنبه‌های متضاد ونوس و آفرودیت با مرلین مونرو رقابت می‌کنند.
alirezaglm
۳
یونگ به‌وسیله بررسی دقیق رؤیاهای بیمارانش، به دنیای درونی روان پی برد و سپس آن رؤیاها را به موضوعات مشابهی که در افسانه‌ها، اسطوره‌شناسی، هنر و فرهنگ سراسر دنیا یافته بود ارتباط می‌داد.
alirezaglm
۲
جالب است هنوز هم هنگامی که در حال به‌دست آوردن یک خودآگاهی جدید هستیم، که این خودآگاهی با خودآگاهی عادی ما فاصله زیادی دارد، مارها در رؤیاهای ما ظاهر می‌شوند و با خونسردی‌شان بدن ما را به لرزه درمی‌آورند.
الهام
۲
ارنست هگل، اظهار کرد که «جهان از طریق یک زنجیره‌ای از تکرارها زایش می‌یابد»
Emmy
۲
شخصیتی همه‌جانبه و چندوجهی، به‌جز نور به تاریکی هم نیاز دارد. در غیر این صورت فرد هرگز نمی‌تواند به نقطه ثقل انعطاف که برای حفظ وضعیت تعادل لازم است، دست پیدا کند. این‌گونه نیست که بگوییم در مسائل اخلاقی سخت نگیرید، بلکه مسئله این است که جهت تلاش اخلاقی ما در مرحله یکپارچگی باید متفاوت شود. کارل یونگ
احسان رضاپور
۲
از نظر یونگ رشد خودآگاهی همیشه تلاش متهورانه افرادی است که همانند کسانی نیستند که فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند. هر رشدی در خودآگاهی توده در اثر تلاش تعداد زیادی از این‌گونه افراد رخ می‌دهد.
شهاب
۲
به‌خاطر این مادی‌گرایی، ما جدا از یکدیگر زندگی می‌کنیم و با یکدیگر غریبه هستیم. تنهایی و ناامیدی تبدیل به شرایط عادی تمدن غربی و پیشرفته ما شده است. ما درون خودمان گیر کرده‌ایم و ناامیدانه آرزو می‌کنیم که تا اندازه‌ای به شغل، مذهب، فردی دیگر، دنیای پیرامون‌مان و به خودمان احساس وابستگی کنیم. روان‌شناسی یونگ راه خروج از این بن‌بست را به ما نشان می‌دهد. روان‌شناسی یونگ پاسخ کلی نیست، ولی امکان یک جهان‌بینی تازه را فراهم می‌کند.
مریم
۲
یونگ دنیایی را توصیف می‌کند که گرم، زنده و دارای شعور است. در چنین دنیایی هر فرد به فرد دیگر و به تمام جنبه‌های جهان هستی پیوسته است. با این حال هر فرد همچنین یک انسان منحصر به‌فرد است زیرا سرنوشت منحصر به‌فردی دارد، و یونگ این سرنوشت را فردیت می‌نامد، یعنی مسیر رشدی که هر یک از ما در طول زندگی‌مان می‌پیماییم.
کاربر Mim
۲
به‌عبارت دیگر ویژگی‌های رؤیاهای انسان دقیقا مطابق با آن چیزی است که از بررسی تاریخچه تکامل مغز به‌دست می‌آوریم. در این تاریخچه این عقیده یونگ، مبنی بر این که رؤیاهای ما می‌توانند به اطلاعاتی دست یابند که فقط در طول زندگی ما کسب نشده‌اند، بلکه در طول زندگی گونه ما به‌دست آمده‌اند
alirezaglm
۱
هنگامی که همه لایه‌های شخصی روان را کنار بزنیم، هنوز هم چیزی باقی می‌ماند. چیزی که در همه مردان و زنان، در همه اعصار و فرهنگ‌ها مشترک است. در واقع به‌دلیل این‌که آن ناخودآگاه است، ما نمی‌توانیم آن را به‌طور مستقیم تجربه کنیم.
کاربر 3162728
۱
مغز خزندگان که نقش مهمی در رفتار تهاجمی، حفاظت از قلمرو، رفتار عادتی و استقرار سلسله مراتب اجتماعی ایفا می‌کند
Meysam
۱
یونگ متوجه شد که برچسب خودشیفتگی کاملاً متناسب بعضی از افراد است، ولی به کسانی که به دنیای درون بیشتر از دنیای بیرون علاقه داشتند نیز به‌طور ناعادلانه برچسب خودشیفتگی زده می‌شد.
Meysam
۱
اصولاً فرایند رشد فردیت در روان‌شناسی یونگ، در نیمه دوم زندگی روی می‌دهد. از دیدگاه یونگ ما در نیمه اول زندگی‌مان یک «منِ» سالم را رشد می‌دهیم و بنابراین می‌توانیم در دنیای بیرون عملکرد رضایت‌بخشی داشته باشیم. با آن دستاوردها و تنها اگر آن دستاوردها موفقیت‌آمیز باشند، نیمه دوم زندگی شامل رویگردانی از دنیای بیرونی به منظور یافتن خویشتن‌مان است
Emmy
۱
یکپارچگی آنیما و آنیموس در مسیری درونی ما را به چیزی بازمی‌گرداند که به‌نظر ما می‌رسد عجیب و البته شبیه به خودمان است، چیزی که همه وجودمان را دربرگرفته ولی ناشناخته است، مرکز واقعی سرشتی رازآلود که می‌توان ادعا کرد هم با دیوها و هم با الهه‌ها، هم با بلورها و هم با ستاره‌ها نسبتی نزدیک دارد، بدون این‌که باعث شگفتی ما شود و نکوهش ما را برانگیزد. این چیز ادعای همه این‌ها و حتی بیشتر از این‌ها را دارد، ما هیچ چیزی در دسترس نداریم که بتواند منصفانه این ادعاها را رد کند. خردمندانه است که تنها به این ندا گوش بسپاریم. من این مرکز وجود را خویشتن می‌نامم. می‌توان آن را الهه درون ما نیز نامید. کارل یونگ
Jasmine
۱
اگرچه زنان و مردان ویژگی‌های متضادی دارند، ولی آن‌ها یکی هستند. این جفت متضاد ازلی نماد تمام جفت‌های متضاد قابل‌تصور هستند. گرم و سرد، روشن و تاریک، شمال و جنوب، خشک و مرطوب، خوب و بد، خودآگاه و ناخودآگاه. کارل یونگ
احسان رضاپور
۱
از نظر یونگ رشد خودآگاهی همیشه تلاش متهورانه افرادی است که همانند کسانی نیستند که فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند. هر رشدی در خودآگاهی توده در اثر تلاش تعداد زیادی از این‌گونه افراد رخ می‌دهد.
مریم
۱
به‌شدت معتقد بود سرانجام باید ریشه دانش در مشاهدات درونی باشد.
مهدیا
۱
گاه‌گاهی احساس می‌کنم گویی در طبیعت و درون آن‌چه در طبیعت است، گسترانیده شده‌ام. احساس می‌کنم درون هر درخت، درون قطرات امواج که به اطراف پاشیده می‌شوند، درون ابرها و حیواناتی که می‌آیند و می‌روند و در جابه‌جایی فصل‌ها زندگی می‌کنم
یک جستجوگر
۱
مفهوم یونگی ناخودآگاه جمعی نه یک مفهوم فلسفی و نه یک باور مذهبی است؛ بلکه تلاشی هر چند ابتدایی برای ارائه توصیفی دقیق از دنیای درونی روان و رابطه آن با دنیای بیرونی و مادی است.
Ali..
۱
به‌تدریج درمی‌یابیم که مسئله فاصله بین آن‌چه حقیقتا هستیم و آن‌چه می‌توانیم باشیم نیست. چیزی عظیم‌تر از ما وجود دارد که مالک هر دوی ما است.
alirezaglm
۰
کتابی که می‌خواهید بخوانید درباره کشف «ناخودآگاه به‌عنوان یک روان عینی و جمعی» توسط یونگ است که او بعدها آن را «ناخودآگاه جمعی» نامید. به این دلیل آن را «جمعی» نامید که شامل الگوهای تصویری و رفتاری بود که توسط یک فرد در زندگی‌اش کسب نمی‌شود، بلکه تمام افراد در تمام زمان‌ها می‌توانند به آن دست یابند؛ و به این دلیل آن را «ناخودآگاه» نامید که از طریق آگاهی هشیار نمی‌توان به آن دست یافت.
alirezaglm
۰
مفهوم یونگی ناخودآگاه جمعی نه یک مفهوم فلسفی و نه یک باور مذهبی است؛ بلکه تلاشی هر چند ابتدایی برای ارائه توصیفی دقیق از دنیای درونی روان و رابطه آن با دنیای بیرونی و مادی است.