
بریدههایی از کتاب شوروی ضد شوروی
۴٫۰
(۳۸)
به قول نیکالای اوشاکوف:
به خودم آموختم
واژههایم را پنهان کنم
تا از گزند دیگران در امان باشد.
هر چه سکوت طولانیتر،
کلام مبهوتکنندهتر.
imaanbaashtimonfared
مقامات شوروی مدام ادعا میکنند که اوضاع در شوروی بسیار خوب و عالی است، اما در کمال تعجب، به جای اینکه غربیها به کشور آباد ما پناهنده شوند، این ماییم که از کشور آبادمان به ممالک خرابهٔ آنها پناهنده میشویم. واقعاً چه کار عجیبی ما انجام میدهیم! ناسلامتی ما در کشورمان بیکاری نداریم، آپارتمانهایمان ارزان است، خدمات پزشکیمان مفت و مجانی است و مردم رفتار رفیقانه و دوستانهای با یکدیگر دارند.
Bunny
قانون اساسی میگوید هر فردی که به سن خاصی رسیده باشد، حق رأی دادن و حق کاندیدا شدن دارد، اما عملاً فقط کسانی کاندیدا میشوند که مورد تأیید حزب باشند. رأی دادن هم عملاً تبدیل شده به وظیفه، نه حق.
دکتر بی مریض
موقعی که هیچگونه زندگی عمومیای وجود نداشته باشد، موقعی که انتقاد کردن از مقامات یا حتی تعریف کردنِ جوک سیاسی جرم تلقی شود، موقعی که تئاتر و سینما و تلویزیون، به جای سرگرم کردن مردم، تبدیل به ابزار تولید پروپاگاندا شود، و موقعی که کتابفروشیها هیچ کتابی نداشته باشند مگر مجموعه سخنرانیهای ملالآور دبیر کل حزب و دیگر اعضای دفتر سیاسی، طبیعتاً موقع رو آوردن به خرافات و عرفانهای قلابی است. حکومت با اینکه ظاهراً مخالف این نوع گرایشات «منحط» است، اما نه تنها مقابلهای با آن نمیکند، بلکه از شیوع آن خوشحال هم هست: همان بهتر که مردم، به جای خواندن و توزیع کتابهای سیاسی غیرمجاز، سرشان را با تلهپاتی و احضار ارواح گرم کنند.
shahram238
در این کشور آنچه اهمیت دارد، قوانین نانوشتهٔ رفتاری است و نه قوانین نوشتهشده در کتابهای قانون
کاربر ۲۲۱۱۱۰۴
همهٔ نویسندگانی که به کشورهای غربی رفته و سفرنامه نوشتهاند، الزاماً باید در کتابهایشان به بیکاری گسترده، شیوع اعتیاد، فقر و جنایت در غرب اشاره کنند، وگرنه کتابهایشان مجوز چاپ دریافت نمیکنند و خودشان هم به شدت در معرض انتقادات غضبآلود مقامات اتحادیهٔ نویسندگان قرار میگیرند.
shahram238
چه کسی جانشین این دبیر حزبی اختلاسچی خواهد شد؟ همان دبیر حزبی اختلاسچی قبلی که مورد بخشش مقامات بالاتر قرار گرفته است
کاربر ۲۲۱۱۱۰۴
ادبیات در دورههای سکوت اجباری، همیشه انرژیهای دورنیاش را انباشته کرده است
imaanbaashtimonfared
در ۱۹۷۱ سه فضانورد شوروی، به هنگام بازگشت به زمین، کشته شدند، اما گویندهٔ اخبار تلویزیون نگفت: «هموطنان عزیز، فاجعهای رخ داده است.» بلکه با لحن پیروزمندانهای، گزارش داد که پرتاب سفینهٔ فضایی با موفقیت انجام شد، فلان و بهمان دستاوردها طی پرواز حاصل شد، موتورهای ترمز به موقع روشن شدند، سفینه وارد لایههای ضخیمتر اتمسفر شد و به درستی بر روی هدف مورد نظر فرود آمد و فضانوردان در صندلیهای خود یافت شدند. در اینجا گویندهٔ خبر لحن پیروزمندانهٔ خود را به لحنی حماسی ـ تراژیک تغییر داد و این گونه گزارش خود را تمام کرد: «اما نشانهای از حیات دیده نشد.»
Z
«شما باید درک کنید که ما کتاب ماندلشتام را صرفاً با هدفِ بستنِ دهان غربیها چاپ کردهایم.» صدایی از میان جمع گفت: «همینطور دهانهای ما!»
کاربر ۲۲۱۱۱۰۴
حتی یک صفحه هم در این کتاب نمیتوانید پیدا کنید که قادر به عبور از سد سانسور بوده باشد، زیرا حقیقت در تک تک صفحاتش جاری و ساری است.
imaanbaashtimonfared
مسئولین حکومتی میگویند شما نباید زیاد نان بخورید وگرنه چاق میشوید. اما آنها میگویند شما گوشت هم نباید زیاد بخورید، چون این هم باعث چاقیتان میشود. اما گرگها را در نظر بگیرید: آنها گوشت میخورند و شما هیچ گرگ چاقی نمیبینید، اما شاید مسئولین محترم بگویند گرگها وحشیانه غذا میخورند و نه به صورت علمی. بله، در مورد ما شورویها، هر چیزی مبنای علمی دارد. به محض اینکه فلان محصول غذایی در فروشگاهها نایاب میشود، سروکلهٔ انواع دکترهایی که دقیقاً متخصص همان مادهٔ غذاییاند، پیدا میشود. آنها مقالههای علمی مفصلی در اثبات مُضر بودن غذایی که شما نمیتوانید آن را به دست آورید، مینویسند و در انواع برنامههای رادیویی و تلویزیونی دربارهٔ مضرات این محصول غذایی سخن میگویند. البته مخالفت کردن با آنها کار دشواری است.
Z
در اتحاد شوروی طبقهای از آدمها وجود دارد که نه کالاهای مادی تولید میکنند و نه ارزشهای معنوی. اینها رؤسای کمیتهها، اعضای نهادها و مقاماتیاند که با صدور دستورالعملهایشان، درصددند نحوهٔ کشاورزی کردن را به دهقانان، و نحوهٔ کتاب نوشتن را به نویسندگان یاد دهند.
انگلهای واقعی همینهایند.
یاور مشیرفر
برایم روشن شده که غربیها همانقدر زندگی روزمرهٔ ما را مرموز و غیرقابل درک میدانند که زندگی سوسکهای داخل بشکه را. بعضی وقتها نمیتوانم این را بفهمم. بعضی وقتها عصبانی میشوم و بعضی وقتها هم صبورانه برایشان توضیح میدهم که ما هم انسانیم، متولد میشویم، زندگی میکنیم، دنبال شادی و سعادت میگردیم، عاشق میشویم، تنفر میورزیم، مشعوف میشویم، رنج میکشیم، مریض میشویم و میمیریم.
Zahra kazemi
رژیمهای استبدادی همیشه از بیان واژهها و عبارتهای صریح و عریان طفره میروند و تزویر کلامی آنها همواره توأم با قساوتی باورنکردنی است. این خصوصیت بارز و منحصربهفرد چنین رژیمهایی است. نازیهای آلمان نابودی میلیونها یهودی را «راهحل نهایی مسئلهٔ یهودی» مینامیدند. در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، سرکوب عام و فراگیر تودهها را «اشتراکیسازی» یا «نبرد علیه اپوزیسیون» و بعدها «اشتباهِ کیش پرستش شخصیت» مینامیدند. اسم تجاوز نظامی به کشورهای دیگر را هم «کمک برادرانه» گذاشته بودند که عنوان غلطانداز و پرطمطراقی بود.
Z
پروپاگاندای شوروی در گذر سالها کاملاً اعتبار و کارایی خود را در بین مصرفکنندگانش از دست داده است. یک عمر دروغگویی بیوقفه و پایمال کردن مستمرِ اخلاقیات تأثیر عجیب و مبهوتکنندهای به جا گذاشته است: مردم شوروی عمیقاً علاقهمند به هر آن چیزیاند که پروپاگاندا آن را باطل و نجس اعلام کرده است؛ و مردم شوروی به همان اندازه، عمیقاً از هر چیزی که مورد ستایش پروپاگانداست، نفرت دارند. این ویژگی شامل همهٔ عرصههای فرهنگ و جامعه میشود.
shahram238
مادربزرگم خوششانستر بود. موقعی که نودساله شد، دکترها توجه بیشتری به او نشان دادند. دکتر محله به مادربزرگم گفت: «لطفاً مریض نشو و اگر اتفاقی برایت افتاد، فوراً خبرم کن. من فوری میآیم. تو پیرترین آدمی هستی که در اینجا زندگی میکنی و از حیث آماری، ما به تو نیاز داریم.»
دکتر بی مریض
استالین زمانی به نویسندگان شوروی گفت: «حقیقت را بنویسید.» آیا منظورش واقعاً حقیقت بود؟
منتقد نمونهٔ شوروی میپرسد «حقیقت چیست؟» و سپس توضیح میدهد ما به همهٔ حقیقت نیاز نداریم، بلکه فقط به بخشهای مفید آن نیاز داریم. به این ترتیب، دو حقیقت وجود دارد؛ یکی حقیقت واقعی و دیگری حقیقت غیرواقعی.
دکتر بی مریض
این نوع آدمها، با اجتناب از شرکت در ریاکاریها و دروغپردازیها، روحشان را از ملوث شدن به کثافات پاک نگه میدارند. آنها از خودشان نیکی، انسانیت و شرافت ساطع میکنند. آنها فاقد آن انگیزههاییاند که بعضاً انسانها را وادار به واکنش عمومی میکند. آنها اصلاً رفتار قهرمانانه ندارند، اما به سختی میتوان، از طریق تطمیع، به فساد کشاندشان یا با تهدیدِ زندان و اردوگاه، مرعوبشان کرد. آرام، خونسرد و محجوبند و اصلاً تمایلی به جلب توجه ندارند. آنها هرگز هیچ انقلابی را نمیآغازند، هرگز هیچ جنبشی را رهبری نمیکنند، هرگز هیچ چالشی را برنمیانگیزند و هیچ اتهامی به هیچ کسی نمیزنند. در اتحاد شوروی فراوان از این آدمها داریم و به لطف همین آدمهاست که دستنوشتهها هرگز نمیسوزند و خاطرهٔ گذشتگان زایل نمیشود و مفاهیمی مثل صداقت و وجدان و شرف هنوز معنای خود را کاملاً از دست نداده است.
imaanbaashtimonfared
تجمعات و تظاهراتی که واقعاً آزاد باشد، در شوروی جرم تلقی میشود و شرکتکنندگان در آن مجازات میشوند، در حالی که حکومت مردم را به زور به تجمعات و تظاهراتهایی میبرد که توسط خودش سازماندهی شده و هدف از برگزاری آنها تحکیم پایههای حکومت است. اگر شهروندی بکوشد در این نوع تجمعات و تظاهراتهای فرمایشی شرکت نکند، این عمل وی به عنوان نشانهای از عدم وفاداری به حکومت تلقی خواهد شد.
Bunny
تأکید بر اینکه حقوق بشر در اتحاد شوروی نقض میشود، چندان درست نیست. شما نمیتوانید چیزی را که اصلاً وجود ندارد، نقض کنید.
میرزاقلمدون
چسبیدن به عقایدی که برخلاف تجربیات انسان از زندگی است یا برخلاف تجربیات تاریخی است، عملی احمقانه و بعضی وقتها جنایتکارانه به شمار میرود
imaanbaashtimonfared
همهٔ وسایل ارتباط جمعی، از جمله روزنامهها و رادیو و تلویزیون را وادار کنید که هر روزِ هفته سخنرانیهای طولانی و ملالآور شما را به طور کامل نقل و پخش کنند.
کاربر ۲۲۱۱۱۰۴
ما در شوروی برخی پزشکان حاذق و معروف داریم که فقط زمانی دست به تیغ میشوند که قبلش چند صد روبل از بیمار رشوه گرفته باشند. با این حال پزشکانی هم هستند که به رغم فساد و ارتشای موجود در محیط اطرافشان، ترجیح میدهند که با همان حقوق اندکی که میگیرند، زندگیهایشان را سر کنند. شهروندان شوروی بیمه نیستند، زیرا در تئوری، خدمات پزشکی برای همگان مجانی است. من جراح معروف و حاذقی را میشناسم که در بیمارستان دولتی کار میکند، اما برای هر عملی حداقل چند صد روبل رشوه میگیرد. مردم در برابر راهزنانی مثل این پزشک، جز تمکین و پرداخت رشوه کار دیگری نمیتوانند بکنند. آنهایی هم که پولی در بساط ندارند، باید به خدمات نازل پزشکان دولتی تن بدهند.
دکتر بی مریض
من اینجا مینشینم و به این صنوبرها خیره میشوم و مینویسم. اگر خسته بشوم، میتوانم بلیطی بخرم و به هر کجا دلم خواست، سفر کنم؛ به ایالات متحد آمریکا، به ایتالیا، به اسپانیا و به هر کشوری که انتخاب کرده باشم، البته بجز یک کشور! این کشور هم به رغم همهچیز، برایم هنوز از مجموع مابقی کشورهای دیگر عزیزتر است. مهم نیست که زندگی در آنجا چقدر فقیرانه و مفلوکانه است. مهم نیست که آنجا سوسیس، لامپ و مواد شوینده به اندازهٔ کافی ندارد. اما آنجا یک چیزی را ندارد که مهم است: آزادی. و این آزادی نه یک نیاز ذهنی، بلکه یک نیاز حیاتی برای هر فردی است که بر خویشتن خویش به عنوان یک فرد مستقل وقوف دارد.
imaanbaashtimonfared
در مورد ما شورویها، هر چیزی مبنای علمی دارد. به محض اینکه فلان محصول غذایی در فروشگاهها نایاب میشود، سروکلهٔ انواع دکترهایی که دقیقاً متخصص همان مادهٔ غذاییاند، پیدا میشود. آنها مقالههای علمی مفصلی در اثبات مُضر بودن غذایی که شما نمیتوانید آن را به دست آورید، مینویسند و در انواع برنامههای رادیویی و تلویزیونی دربارهٔ مضرات این محصول غذایی سخن میگویند.
rezajan
استالین روسهایی را که در خارج از کشور زندگی کرده بودند، حتی اگر مدت اقامتشان کوتاه بود و این اقامت بر حسب اجبار، اصلاً دوست نداشت. استالین از هیچیک از کسانی که زندگی در غرب را دیده بودند و در نتیجه قادر به مقایسهٔ این دو نوع زندگی بودند، خوشش نمیآمد.
Z
«شما ایثارگرانه به نظام خدمت کنید، ما هم دستمزد شما را میدهیم.»
یاور مشیرفر
اما آدمها دارند از کشورشان فرار میکنند و چه آدمهایی! نقاشان، آهنگسازان، کارگردانان، شاعران، اساتید شطرنج، قهرمانان ورزشی، دانشمندان، برندگان جوایز سوسیالیستی، دیپلماتها و لازم به گفتن نیست، کارکنان کمیتهٔ امنیت کشوری (کاگب). احتمالاً تعداد فراریان گروه آخر، مأموران کاگب، از هر گروه دیگری بیشتر است. تعداد دررفتنها به قدری زیاد است که میتوانید از آنها چندین تیم کامل دوومیدانی درست کنید. هم آدمهای غیر مهم فرار میکنند، هم آدمهای مهم.
Sajjad
نفهمیدم. هنوز هم نمیفهمم. بدون کمک روانپزشک، درک و فهم این نوع حرفها ناممکن است. سرگرد با وجود اینکه نمیتوانست دلیل اضطراب و هراس خود را شرح دهد، باز محکم به عقیدهاش چسبیده بود __ نتیجه میگیریم هر چیزی را که نتوان با کلمات شرح داد «عقیده» مینامند!
آریا سلطانی نجف آبادی
حجم
۴۰۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۹۷ صفحه
حجم
۴۰۷٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۹۷ صفحه
قیمت:
۱۹۸,۵۰۰
تومان