جملات زیبای کتاب تکنوکراسی | طاقچه
تصویر جلد کتاب تکنوکراسی

بریده‌هایی از کتاب تکنوکراسی

انتشارات:نشر معارف
امتیاز
۴.۰از ۹ رأی
۴٫۰
(۹)
«هر جا ما موفق شدیم و خوب عمل کردیم، نتیجه آن بوده است که بر اساس الگوهای اسلامی عمل کردیم.»
آرین
بازرگان در سال ۱۳۶۰ یا ۱۳۵۹ در مجلس به روحانیونی که حرف‌های غرب‌سیتزانه می‌زدند می‌گفت این میکروفنی که پشت آن حرف می‌زنید غربی است، این عینکی که زده‌اید غربی است. اینها مغالطه است. مگر کسی با این اشکال مخالفت کرده است. از طرفی من نمی‌گویم که عالَم اسلامی که محقق شود تمامی این اشکال همین‌طور می‌ماند. من معتقدم علم دینی ممکن است خیلی از این چیزها را عوض کند. همچنان که عالَم مدرن که آمد، خیلی از چیزهای عالم قرون وسطایی را عوض کرد. مگر سیمای زندگی، شهرها و سلوک آدم‌ها در عصر مدرن عین زندگی غرب قرون وسطاست؟ عین زندگی غرب یونان باستان است؟ عالَم دینی هم بیاید ممکن است خیلی از چیزها را عوض می‌کند. اما ما الآن در دوران گذار هستیم.
آرین
یعنی این حس را منتقل کنند که انقلاب‌ها همیشه شکست می‌خورند، فرزندان خود را می‌بلعند، همیشه به استبداد و دیکتاتوری منجر می‌شوند، به آرمان‌های خود خیانت می‌کنند و.... اما چون سروش و شاگردان وی نمی‌توانستند مستقیم چنین مکتوباتی داشته باشند چون نقاب نفاق داشتند و تحت عنوان انقلابی حرکت می‌کردند و اگر این نقاب را کنار می‌زدند همهٔ موقعیت‌ها را از دست می‌دادند و کارکردشان هم از دست می‌رفت بنابراین بازار ترجمهٔ این‌گونه آثار را گسترش دادند.
Ali Ali
«مستضعفین» که در فرمایشات امام (ره) مکرر می‌آمد را تبدیل به لفظ «اقشار آسیب‌پذیر» کردند. نگاه را عوض کردند و روح انقلابی و آرمان‌گرای مستضعف و روح دینی این واژه را گرفتند و آن را تحقیر کردند. این قشر موثر را، توی سَرَش زدند که آسیب‌پذیری و گذاشتند جایی که حالا باید ما به تو توجه کنیم! تحت عنوان کارشناس، نگاه مبتنی بر تعهد را به نگاه مبتنی بر تخصص آن هم تخصصی که از آن باید حتماً تکنوکرات‌ها نتیجه گرفته شوند، تبدیل کردند. واژه‌های «برادر» و «خواهر» را تبدیل به واژهٔ سکولار و تکنوکراتیکِ «شهروند» کردند. این واژه‌ها فقط یک واژه نیستند، ادبیات و هویت خاص خود را دارند.
Ali Ali
چیزی که این طیف در آن مقطع و در گام اول به آن احتیاج داشت همین حس پشیمانی از انقلاب و نگاه مبتنی بر آرمان‌گریزی بود. نگاه مبتنی بر اینکه قرار نیست همهٔ زندگی، مبارزه، جهاد، اعتقاد، ظلم‌ستیزی و عدالت‌گرایی و ایثار و... باشد. آن‌ها باید این حس را به طُرُق مختلف به جامعه منتقل می‌کردند. از طریق آثاری که بیان کردم، فیلم‌های سینمایی، ترویج رمان‌ها و آثار ادبی و... .
Ali Ali
بنیانگذاران مجاهدین خلق در سال ۱۳۴۴ حنیف‌نژاد، سعید محسن و بدیع‌زادگان بودند که هیچ کدام را نمی‌توانید بگویید مسلمان نبودند، همهٔ آنها روزه می‌گرفتند، نماز می‌خواندند، اما بینش مهم است. اگر با ایشان حرف می‌زدید، اندیشه ترقی، تئوری تکامل، شناخت دیالکتیکی و درک ماتریالیستی تاریخ را با حذف عنصر به قول خودشان ماتریالیستی آن قبول داشتند. بینش آن‌ها مدرنیستی بود.
Ali Ali
در واقع خیلی از اساتید دانشگاهی و پزشکان و وکلا و مهندسین و اقتصاددان‌ها و... که در زمره تکنوکرات‌ها هستند؛ به لحاظ کارکردی که در جامعه دارند قابل نقد نیستند، اما آنچه که قابل نقد است نگاه آنهاست. نگاهی که خطرناک و قابل نقد است چیزی است که جامعه را به سمت مدرنیزاسیون سوق می‌دهد.
Ali Ali
تکنوکرات‌ها یک طبقهٔ اجتماعی ذی‌نفوذ جامعهٔ مدرن هستند که پس از «زرسالاران» (سرمایه‌داران)، قوی‌ترین طبقهٔ متنفذ اجتماعی در جوامع مدرن می‌باشند و طیف بالایی از آنها سهیم در قدرت بورژوایی هستند.
khorasani
تکنوکرات بوروکرات‌ها هستهٔ مرکزی طبقه‌ای می‌شوند که بعدها این طبقه را «طبقهٔ متوسط مدرن» می‌نامند.
khorasani
اگر آثار «هانا آرنت» را بخوانید، از انقلاب بیزار می‌شوید. او همهٔ انقلاب‌ها را محکوم به شکست می‌داند، جز انقلاب آمریکا! دربارهٔ آن هم می‌گوید که چون انقلابی بود که نمی‌خواست عدالت ایجاد کند و به قول او آرمان نداشت، پس تنها انقلاب موفق است. این آثار را که انسان می‌خواند می‌گوید انقلاب چیست! چه حرکت غلطی است! اصلاً ما برای چه باید آرمان‌گرا باشیم؟ عدالت‌طلبی یعنی چه؟ ظلم‌ستیزی یعنی چه؟
khorasani
انحطاط به معنای انقراض نیست؛ انحطاط یعنی حرکت به سمت انقراض.
khorasani
سنت‌های درون تمدن اسلامی لزوماً اسلامی نیستند. گاه حتی ضد دین‌اند. مثل سنت‌های محدود کننده و ظالمانه علیه حقوق زنان.
khorasani
یا مثلاً مهندس بازرگان نماز شب می‌خواند. این را امام تصریح می‌کنند، زمانی که آن‌ها و مهندس بازرگان در ماجرای حمله به قصاص قرآنی پشت جبهه ملی قرار می‌گیرند ۱۳۶۰ می‌فرمایند: آقا شما که نماز شب‌خوان هستید، شما چرا پشت جبهه ملی رفته‌اید و به قصاص حمله می‌کنید؟
Ali Ali
اگر شما مهندس و پزشکی داشته باشید که علوم غربی را می‌داند و در عین حال نگاه انتقادی به آن دارد، کمبودهای آن را بشناسد و بتواند از آن عبور کند و مقهور آن نباشد، تکنوکرات نیست. تکنوکراسی این است که شما تصور کنید چون مثلاً در غرب مطبوعات را این‌طور می‌سازند که مردم خوششان بیاید و سرگرم شوند در غرب مبنا سرگرمی و... است پس ما هم بیاییم اینجا همین را اجرا کنیم و بگوییم این هم دانش جهانی است
Ali Ali
دولتمردان تکنوکراتِ زمان سازندگی با طرح اینکه حکومت به کارشناس احتیاج دارد و کارشناسان باید حکومت کنند به نوعی دعوی حکومت تکنوکرات‌ها را مطرح کردند. البته که آن پروژه با شکست مواجه شد.
Ali Ali
علوم انسانی خنثی نیستند. نمی‌شود گفت مثلاً تا حالا جامعه‌شناسی در راستای غرب‌زدگی شبه مدرن بوده و حالا در راستای اندیشه اسلامی قرار گیرد. این جامعه‌شناسی و اندیشه‌های سیاسی ساخته شده‌اند برای سیستم دیگری. اینها ساز و کار برای اداره جامعه مدرن و شبه مدرن هستند.
Ali Ali
اینکه ما گمان کنیم مجموعه‌ای کارشناس بوروکرات و تکنوکرات هستند و رئیس‌شان آدم بدی بوده است. وقتی رئیس را عوض کردیم و مثلاً آدم خوبی گذاشتیم دیگر آن ساختار در جهت درستی حرکت می‌کند، اشتباه است. به هیچ وجه این‌طور نیست، توجه به ساختارها و آثارشان نداشتند، نمی‌دانستند که این ساختارها ذاتاً جهت‌گیری دارند.
Ali Ali
هر دو دسته تکنوکرات بوروکرات هستند، اما پرورش‌یافتگان علوم انسانی مدرن به نحو صریح‌تری حاملان ارزش‌ها، اندیشه و جهان‌بینی غرب مدرن‌اند
yeganehzahra
نمی‌گویم گفتمان‌سازی، چون گفتمان نیست و ایدئولوژی است؛ ساختن یک ایدئولوژی نئولیبرال.
آرین
درباره مفاسد اقتصادی که حالا همه آن را فراموش کرده‌اند و داد تورم سر داده‌اند چه نظری دارند؟ من نمی‌خواهم از آقای احمدی‌نژاد دفاع کنم، اما در دولت سازندگی، در وضعیت عادی و سیاست تنش‌زدایی دولت تورم ۴۹ درصد بود، اما در دولت احمدی‌نژاد در تحریم بی‌سابقه نفتی و حذف یارانه‌ها، وضع تورم ما این است. آقایان انکار می‌کنند، اما خودشان می‌دانند چه کرده‌اند. چرا در سال ۱۳۷۲ پروژه تعدیل آن‌ها متوقف شد؟ در شورای عالی امنیت ملی چه گذشت؟ چه کسی دخالت کرد؟ آقایان پنهان می‌کنند و مردم ما هم شاید فراموش می‌کنند.
آرین
آنها تعمداً در مسیر نفی آرمان‌گرایی حرکت کردند و بحثی که از دهه ۱۹۵۰ م تحت عنوان ایدئولوژی‌زدایی در اندیشه سیاسی و ادبیات مطرح کردند بخشی از پروژه فراگیر آرمان‌زدایی از انسان مدرن بود؛ یکی از کارکردهای آن این بود که آرمان‌گرایی را در جوانان غربی و جوانان جهان سوم از بین ببرد. بنابراین، نگاه زندگی در عیش از دهه ۱۹۷۰ بیش از پیش حاکم شد و سیستم آموزشی‌ما از ابتدا این آفت را داشت و وقتی در غرب نیز پدید آمد ما بدتر از گذشته به آن دچار شدیم.
آرین
دوره تکنوکراسی و تکنوکرات‌ها محدود به سال‌های موسوم «سازندگی» و «کارگزارانی» ها نیست، اصولگرا و اصلاح‌طلب هم نمی‌شناسد، گویا مانند روحی است که می‌تواند در هر کسی وجود داشته باشد.
khorasani
از اوایل قرن بیستم با جامعه شناسانی روبرو می‌شویم که به نقش ایدئولوژیک تکنوکرات‌ها می‌پردازند. برجسته‌ترین آن‌ها «سی‌رایت میلز» است. میلز یک جامعه‌شناس اومانیست و سکولاریسم است، اما تمایلات عدالت‌طلبانه دارد. او دوباره طبقه متوسط مدرن و تکنوکرات بوروکرات‌ها را به عنوان هستهٔ مرکزی این طبقه مطرح می‌کند. می‌گوید آنها فقط یک گروه اجتماعی که قرار است جامعه برآمده از انقلاب صنعتی مدرن را اداره کنند، نیستند، بلکه آنها هویتی ایدئولوژیک هم دارند. آن‌ها فقط حاملان جهان‌بینی به اصطلاح روشنگری نیستند، بلکه فراتر از آن در ذیل آن جهان‌بینی، تعلقات خاص ایدئولوژیک دارند.
khorasani
جامعه‌شناسان، استراتژیست‌ها و اقتصاددانان غربی از حدود سال‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی به بعد، با توجه به نقش تکنوکرات بوروکرات‌ها در اجتماع غرب مدرن و در حفظ نظام سلطهٔ استکباری آن، به این نتیجه می‌رسند که اگر ما در اجتماعات تحت سلطه خود، یعنی جاهایی که غرب‌زدهٔ مدرن و شبه مدرن هستند، طبقهٔ متوسط مدرن که هستهٔ مرکزی آن همان تکنوکرات بوروکرات‌ها هستند را گسترش دهیم، می‌توانیم ثبات سیاسی ایجاد کنیم. ثبات برای آن‌ها یعنی استمرار سلطه استعماری و استثماری و استمرار سلطهٔ غرب بر جهان غیرغربی.
khorasani
منظور از غرب در اینجا بیشتر غرب تاریخ است، نه لزوماً غرب جغرافیایی، ولی اکثر کشورهای غیرغربی عالم، خارج از غرب جغرافیایی قرار دارند. از طرفی این طور نیست که هر کس در جغرافیای بیرون از غرب است غربی نباشد. مثلاً ژاپن غربی است، ولی بیرون از جغرافیای غرب است. عالمی به نام غرب مدرن که تجسّم استکبار اومانیستی است. سراغ عالم‌های دیگری می‌آید که غربی نبودند ممکن است شرقی بودند یا دینی بودند یا ... و آن‌ها را تحت سلطهٔ غرب مدرن و استکباری قرار می‌دهد و با این سلطه غرب‌زده می‌شوند. اکثر این کشورهای غرب‌زده تبدیل به کشورهای تحت سلطه‌ای می‌شوند که در نظام اقتصادی و سیاسی، وابستهٔ قدرت‌های استکباری‌اند.
khorasani
تئوریسین‌ها و استراتژیست‌های غرب به این نتیجه می‌رسند که اگر در کشورهای تحت سلطه یعنی همان کشورهای غرب‌زده یا جهان سوم، بتوانیم طبقه متوسط مدرنی به وجود بیاوریم که هستهٔ مرکزی آن تکنوکرات ـ بوروکرات‌ها هستند، می‌توانیم از طریق آن‌ها اولاً ارزش‌ها و جهان‌بینی غرب مدرن و سکولاریسم اومانیستی را ترویج کنیم، ثانیاً به آن‌ها به عنوان یک پایگاه اقتصادی ـ اجتماعی برای حفظ سلطه و تداوم سیطرهٔ رژیم‌های دست‌نشانده خود تکیه کنیم. بنابراین آن‌ها به این سمت می‌روند که این حرکت را در جوامع مختلف اجرا کنند. لذا استراتژیست‌های اقتصادی غرب تحت عنوان مدل به اصطلاح توسعه که همان مدرنیزه کردن اجتماعات تحت سلطه‌ای است که هنوز کاملاً مدرن نیستند، دست به این کار می‌زنند.
khorasani
بعد از سال ۱۳۶۸ تحت عنوان خصوصی‌سازی که شاید در آن مقطع از نیازهای ما بود، بخش‌های عمده‌ای از اقتصاد کشور را به حلقهٔ مورد اعتماد خود که تعداد مشخصی بوروکرات تکنوکرات هستند واگذار می‌کنند. یک طبقهٔ سرمایه‌دار نوظهور در این مملکت ساخته می‌شود که جهان‌بینی آنها، دانسته یا نادانسته جهان بینی عصر روشنگری است. بعد با سرمایه‌داری قبل از انقلاب چه در داخل و چه در خارج کشور پیوند می‌خورند و این آنها را قوی‌تر می‌کند. به این ترتیب یک ارتباط ارگانیک بین طبقهٔ تکنوکرات بوروکرات‌ها و طبقهٔ سرمایه‌داری نوظهور سکولار در ایران برقرار می‌شود. تکنوکرات بوروکرات‌ها در واقع تئوریسین‌ها، سخنگویان، نمایندگان فرهنگی و مدیران پیش برنده اغراض این طبقهٔ سرمایه‌داری سکولار هستند.
khorasani
تک‌تک رؤسای دانشگاه‌ها و دانشکده‌های اقتصاد ما، وزرای ما، معاون وزرای ما در زمان شاه، همه تکنوکرات بودند و نگاه‌های تکنوکراتیک داشتند. آن‌ها چه گلی به سر این اقتصاد زدند؟ جز اینکه یک اقتصاد سرمایه‌داری وابسته با محوریت نفت را در سال ۱۳۵۷ به آن وضع فاجعه بار کشاندند؟ چه کار کردند آنها؟ بیایند جواب بدهند. «هوشنگ نهاوندی» که بود؟ یک تکنوکرات تمام عیار بود که سال‌ها در کشور برنامه‌ریز بود. «عبدالمجید مجیدی» که بود؟ مدیران و گردانندگان سازمان برنامه و بودجه کشور چه کسانی بودند؟ طوری حرف می‌زنند که انگار اصلاً نبودند. مملکت دست شما بود. اگر شما می‌توانستید واقعاً کاری برای این مملکت کنید اصلاً در سال ۱۳۵۷ انقلاب رخ نمی‌داد. انقلاب نتیجه یک نارضایتی متراکم است؛ اگر شما کاری کرده بودید که این نمی‌شد.
khorasani
اگر تکنوکرات اقتصاد بسازد فاجعه می‌شود. مثل فاجعه‌ای که در تمام دنیا ایجاد کردند. تکنوکرات اقتصاد بسازد مدل نئولیبرالی را اجرا می‌کند؛ و نئولیبرالیسم هر جا اجرا شده فقر، اعتراض و بحران ایجاد کرده است. نمونه آن آرژانتین دههٔ ۱۹۸۰؛ نمونه دیگر آن برزیل دهه ۱۹۹۰؛ نمونه دیگر آن اردن دههٔ ۱۹۹۰. در ایران با این سیستم یارانه‌ها یک مقدار جلو فشار این وضعیت را گرفتند وگرنه در ایران هم این بحران‌ها ایجاد می‌شد. شما یک جا سراغ ندارید که نئولیبرالیسم موفق شده باشد یا جایی شرایط اقتصادی را از آنچه که بوده، عادلانه‌تر کرده باشد.
khorasani
«هایک» اقتصاددانی است که در سال ۱۹۷۴ به او جایزه نوبل می‌دهند؛ در سال ۱۹۷۶ هم به «فریدمن» جایزه می‌دهند. «فریدمن» و «هایک» ایدئولوگ‌های رژیم پینوشه‌اند. آقایانِ شعارهای آزادی‌خواهی، ایدئولوگ‌های رژیم پینوشه‌اند! مدل تمام تیم‌های اقتصادی تکنوکرات ما از ۱۳۶۸ به بعد، هایکی است. بدنهٔ اصلی نظام آکادمیک اقتصاد ما همه هایکی‌اند. فریدمن و هایک مشاور اقتصادی پینوشه بودند. خواهش می‌کنم گزارش‌های اقتصادی را ببینید. از کودتای ۱۹۷۳ پینوشه و از ۱۹۷۵ که تئوری آن‌ها را اجرا کرد تا ۱۹۹۰ چه به روز این اقتصاد آمد.
khorasani

حجم

۱۶۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۲۴ صفحه

حجم

۱۶۶٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۲۴ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
۶۳,۰۰۰
۳۰%
تومان