جملات زیبای کتاب آوای یخ و آتش (جلد چهارم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب آوای یخ و آتش (جلد چهارم)

بریده‌هایی از کتاب آوای یخ و آتش (جلد چهارم)

انتشارات:نشر موج
امتیاز
۳.۷از ۷ رأی
۳٫۷
(۷)
روشن‌ترین شعله‌ها، سیاه‌ترین سایه‌ها را دارند.
کاربر ۴۳۸۵۲۰۱
اولین کسی که کشته شده بود موبد اعظم بود. وقتی به درگاه خدایان برای رحم و مروت لابه می‌کرد، تکه‌تکه‌اش کرده بودند. مردم گرسنه نسبت به روحانیونی که از فرط چاقی نمی‌توانند قدم از قدم بردارند، رحم نمی‌کنند
Mina Dhb
شوالیهٔ واقعی وجود ندارد. همان‌قدر که خدایی هم وجود ندارد. اگر نتوانی خودت از خودت حمایت کنی محکوم به فنایی، می‌میری و از سر راه کسانی که می‌توانند از خودشان حمایت کنند، برداشته می‌شوی. تیغ تیز و بازوان قدرتمند حاکمان این جهانند. چیز دیگری را باور نکن
Mina Dhb
جادو چیزی است که احمقان به‌دست‌پخت‌شان اضافه می‌کنند تا بی‌لیاقتی‌شان را بپوشانند
Mina Dhb
برین گفت: «جنگ بهتر از انتظار است. وقتی می‌جنگی این‌قدر احساس عجز نمی‌کنی. شمشیر و اسب داری و گاهی یک تبر. وقتی سلاح داری کسی راحت زخمی‌ات نمی‌کند.» کاتلین گفت: «شوالیه‌ها در جنگ می‌میرند.» برین با چشمان آبی زیبایش به او نگاه کرد. «زن‌ها هم سر زا می‌میرند. کسی هم براشان ترانه نمی‌سازد.» «فرزندان هم نوعی جنگ هستند.» کاتلین به‌سوی دیگر حیاط نگریست. «جنگی بدون پرچم و شیپور و طبل و دهل. اما جنگ کم‌تری نیست.
Fatemeh zahra

حجم

۴۶۴٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۰۵ صفحه

حجم

۴۶۴٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۵۰۵ صفحه

قیمت:
۲۰۰,۰۰۰
تومان