ساجده تکهای گوشت بر دهان نگذاشته به صدام نگاه میکند و با لوندترین لحنی که یک زن باید داشته باشد، از صدام میپرسد که چه میشود فردا شب شام را در دورترین جا از این کاخ کنار هم باشند. صدام به او نگاه میکند و با نگاهش به او میفهماند که «مثلا کجا». ساجده تکهای از استیک را میگذارد گوشهٔ دهانش و گیلاسش را برمیدارد و به علامت سلامتی میگیرد روبهروی صورت صدام و میگوید: «تهران!»