
بریدههایی از کتاب چگونه رنجی را که نمی توانیم درمان کنیم به دوش بکشیم
۳٫۳
(۱۳۰)
برایت صبر آرزو دارم و آرزو میکنم دنیای اطرافت هم کمی با تو همدلی نشان دهد. برایت سهرههای کاکل قرمز، سنجاقک، نسیم ملایم، لحظههایی از آرامش گذرا و ماندگار آرزو دارم. نشانههایی را برایت آرزومندم که به دنبالشان میگردی. من هم دنبالشان هستم.
soheila
اینکه افراد دیگر شرایط بدتری دارند به این معنا نیست که حق ندارید درد بکشید و ناراحت باشید. اینکه شما افرادی را که هنوز در زندگیتان وجود دارند دوست دارید و برایتان عزیز هستند دلیل بر این نمیشود که دلتان برای شخص مهمی که از دست دادهاید تنگ نشود.
𝙛𝙯𝙞𝙖𝙖𝙙𝙙𝙞𝙣𝙞
هیچچیز قرار نیست سوگتان را برطرف کند، نه این کتابکار و نه هیچ منبع دیگری. برطرفشدن سوگ چیزی نیست که دنبالش میگردیم. ما به دنبال همراهی، پذیرش و ابزارهایی هستیم که این سوگ را در ذهن و دلتان تنها کمی تسکین ببخشند.
احسان رضاپور
سوگ تجربهای همهجانبه است؛ خستگی بیش از حد شما علتی دارد، اینکه ممکن است طاقت شما به اندازهٔ قبل نباشد علتی دارد، اینکه تمرکزتان از بین رفته و حتی چیزهای ساده هم برایتان گیجکننده هستند علتی دارد. ذهنتان در تلاش است چیزی را درک کند که با عقل جور درنمیآید. جسمتان در تلاش است غیرممکنی را درون خود نگه دارد. کل سیستمتان خیلی سخت کار میکند فقط برای اینکه بتوانید هر روز جان سالم بهدر ببرید.
احسان رضاپور
گذر زمان قرار نیست چیزی را درست کند. کاری که میکند، این است که فقط به دلیل طبیعتش لبههای تیز فقدان را نرمتر میکند. نرم میکند، محو نمیکند.
𝙛𝙯𝙞𝙖𝙖𝙙𝙙𝙞𝙣𝙞
سوگ به مهربانی نیاز دارد؛ خودمهربانی، به تمام دلایلی که مجبور به زندگی هستید.
Nargol
آدمی که از دستش دادی دوست داشت یه روز دیگه هم مثل روزی که تو داری زندگی کنه و تو اینجا داری حرومش میکنی!
𝙛𝙯𝙞𝙖𝙖𝙙𝙙𝙞𝙣𝙞
سوگ مشکلی نیست که حلوفصل شود، تجربهای است که باید با آن کنار آمد.
sedy
عشقی را باور داشته باشید که شما را نجات نمیدهد، اما همچنان جانپناه و خانهٔ شماست.
pejman
حتی تاریکی هم باید گذرا باشه. روز جدیدی فرامیرسه و وقتی خورشید میتابه، زیباتر و درخشانتر میتابه.
anam_ue
برایت آرزوی صلح و آرامش دارم. برایت روزهایی سرشار از نور آرزو دارم. فقط ای کاش میتوانستیم یکدیگر را در آغوش بگیریم
h
شما میدانید حرکت در یک جهان درحالیکه بخشی از قلبتان در جهانی دیگر است چگونه است.
azaad
امیدوارم بدانی که در پس لحظات دشوار، در گذر روزها...
دیده میشوی، ارزشمندی، حمایت میشوی و دوستداشتنی هستی.
h
از نظر ما تنها دو گزینه برای سوگ وجود دارد: میتوانی از آن عبور کنی و خود را به طرف دیگر بکشانی تا اندوه پایان یابد و دوباره «خوشحال» باشی یا میتوانی در آن اندوه گیر بیفتی، خود را در اتاقی تاریک زندانی کنی، تنها بمانی، لباس گونیمانند بپوشی و در گوشهای به خود بلرزی؛ آزمونی برای قلب آدم که در آن موفق میشود یا شکست میخورد.
Hani
میان درد و رنج تفاوتی وجود دارد.
وقتی کسی (یا چیزی) که دوستش دارید از زندگیتان جدا شده باشد، درد پاسخی سالم و طبیعی است. درد آزاردهنده است، ولی این به معنای اشتباهبودنش نیست. قرار است تا زمانی که آرام شود وجود داشته باشد و این کار را به خواست خود انجام خواهد داد.
رنج متفاوت است. رنج تمام چیزهای زیادی و اضافهای است که همهچیز را بدتر میکنند و طوفان عذاب بزرگ و بزرگتر خواهد شد مگر اینکه رنج قطع شود یا تغییر کند.
raziyeh
امیدوارم بدانی که در پس لحظات دشوار، در گذر روزها...
دیده میشوی، ارزشمندی، حمایت میشوی و دوستداشتنی هستی
esmat
شرایطی که شما در آن زندگی میکنید آسان نیست. مهربانی با خودتان تغییری در سوگ ایجاد نمیکند، ولی شرایط را برای ذهن و قلب شما آسانتر میکند.
کار دشوار این است. یافتن مهربانی برای خود سختترین کار است. ما میتوانیم مهربانی را حتی به سنگدلترین فرد موجود در جهان پیشکش کنیم، ولی مهربانی به خودمان؟ نه. نه، من نمیتونم با خودم مهربون باشم. اینجوری خیلی به خودم آسون میگیرم.
Ehsan
آرزو میکنم روزهایت بدون نظرات احمقانهای بگذرند که باعث میشوند حس کنی قضاوت شدهای یا حالت تهوع بگیری یا از بیاحساسبودن مردم شوکه شوی یا حتی چیزهایی بدتر از اینها. آرزو میکنم کسی تو را با سکوت یا مسخرهبازی یا با نیش و کنایه [هر چیزی] که در آن لحظه نیاز داری، در چالهچولههای زندگیات همراهی کند. برایت شبهایی پر از خواب راحت آرزو میکنم، عاری از حملات اضطراب و بازگشت به گذشته و بیدارشدنهای ناگهانی در دل تاریکی، خوابی پر از رؤیاهای عشق و افسونگری، نزدیک کسی که دلتنگش هستی، رؤیاهایی که تو را همراهی کنند و تا زمانی که بتوانی بار دیگر خودت را پیدا کنی روحیهات را تقویت کنند.
raziyeh
دیدن دردکشیدن کسی که دوستش دارید سخت است. این آمیزهای از درماندگی و عشق است که افراد را مشتاق میکند تا شرایط را برای شما بهتر کنند. آنها میخواهند حالتان خوب باشد، اما شما به نصیحت نیاز ندارید، به راهحل نیاز ندارید، نیازی ندارید که کسی به شما روحیه بدهد. شما به کسی نیاز دارید که سوگ شما را ببیند و آن را درک کند، به کسی نیاز دارید که وقتی وحشتزده و لرزان ایستادهاید و به گودالی خیره شدهاید که زندگیتان بود دستتان را بگیرد.
raziyeh
میدونم. همهش اشتباهه. در واقع ما نباید اینجا باشیم، اما هستیم. شبیه داستانهای بزرگه آقای فرودو! اونهایی که واقعاً مهماند؛ همونهایی که پر از تاریکی و خطرن و بعضی اوقات دلت نمیخواد پایانشون رو بدونی، چون فکر میکنی چطور میتونن پایان شادی داشته باشن؟ چطور دنیا میتونه به زمانی برگرده که اینهمه اتفاقهای بد نیفتاده بود؟ اما در آخر، این فقط یه چیز گذراست، یه سایه. حتی تاریکی هم باید گذرا باشه. روز جدیدی فرامیرسه و وقتی خورشید میتابه، زیباتر و درخشانتر میتابه.
.ً..
جسم و ذهن
سوگ تجربهای همهجانبه است؛ خستگی بیش از حد شما علتی دارد، اینکه ممکن است طاقت شما به اندازهٔ قبل نباشد علتی دارد، اینکه تمرکزتان از بین رفته و حتی چیزهای ساده هم برایتان گیجکننده هستند علتی دارد. ذهنتان در تلاش است چیزی را درک کند که با عقل جور درنمیآید. جسمتان در تلاش است غیرممکنی را درون خود نگه دارد. کل سیستمتان خیلی سخت کار میکند فقط برای اینکه بتوانید هر روز جان سالم بهدر ببرید.
forogh.m
امیدوارم در زمانهایی که لرزان و بیثبات تقلا میکنی، زمین را زیر پاهایت احساس کنی. امیدوارم سایبان آسمان پرستارهٔ شب در زمانهایی که احساس میکنی رهاشده و تنها هستی همراه تو باشد. امیدوارم زمانهایی که به یادآوری احتیاج داری به خورشید در خط افق نگاه کنی و به این فکر کنی که زندگی طولانیتری، هرچند از نوع تغییریافتهاش، پیش روی تو است. امیدوارم جریان رودهایی که به اقیانوس راه مییابند کمکت کنند تابفهمی این سفر، سفر توست تاکشف کنی و پیش بروی. این مسیرتوست تا به روشهای انتخابی خودو در زمان خود به آن معنا ببخشی. امیدوارم خودت را از درون و بیرون مأمن آسایش بدانی.
سما احمدی
برایت حضور شخص دیگری را آرزو میکنم که کنارت قدم بردارد و به هر شکلی بارت را سبک کند. شخصی با روحی مهربان که به حقیقت چشمانت نگاه کند و جویای حالت باشد، نه فقط امروز، بلکه هفتهها و سالها، تا بیست سال دیگر. دستان مهربانی که قلبت را با دقت و ظرافت نگه دارند. گوشهایی که با صبوری و بدون قضاوت به حقایق جاریشده از زبانت گوش دهند.
raziyeh
اگر میخواهید از سوگتان نجات پیدا کنید، باید راههایی برای سکنیگزیدن در آن بیابید. یاد بگیرید بین دو حالت افراطی «خیلی بهتر» و «محکوم به ناامیدی» زندگی کنید. شما به ابزارهایی نیاز دارید تا با فقدان کنار بیایید نه اینکه فقدان را ناپدید کنید.
drmental
سوگ مشکلی نیست که حلوفصل شود، تجربهای است که باید با آن کنار آمد.
Mina
لطفاً با عشق و احترام به خودتان نگاه کنید، مخصوصاً به بخشهای مضطرب، هولناک و وحشتزده.
احسان رضاپور
نشانههایی را برایت آرزومندم که به دنبالشان میگردی. من هم دنبالشان هستم.
روشَنا
حتی اگر احساسات شدید و سنگین این فقدان تنها متعلق به خود شما باشند، نمیتوانید صد درصد به تنهایی از پس آن برآیید.
گاهی خانواده و دوستان شگفتانگیزند و گاهی انگار همهٔ آنها ناپدید میشوند. برای بسیاری از افراد، تلفیقی از هر دوی اینهاست. حتی با بهترین حمایتها، سوگ میتواند فوقالعاده منزویکننده باشد. مهم است که هر جا میتوانید به دنبال منابع حمایتی باشید. نجات پیداکردن و گذر از سوگ یک کار زمانبر و طولانی است و به تلاشی جمعی نیاز دارد.
احسان رضاپور
وقتی توسط سوگت از پا درمیآیی، وقتی زندگی معنا و زیبایی خود را از دست میدهد، وقتی پیشرفتن غیرممکن به نظر میرسد امیدوارم روشنایی وجود داشته باشد، حتی اگر کوچکترین روزنهای باشد در دل تاریکی. امیدوارم دستانی تسلیبخش دورت حلقه شوند، قدمهایی دوستانه کنارت برداشته شوند و گوشهایی همدلانه حرفهایت را بشنوند. امیدوارم بدانی که دیگر تنها نیستی و اگر هیچچیز دیگری نداشته باشی، خانوادهای از افرادی داری که درکت میکنند. گرچه ممکن است در حقیقت یکدیگر را نشناسیم، اما درک میکنیم و اینجاییم. ما اینجا هستیم. تو خیلی محبوب و دوستداشتنی هستی.
سما احمدی
روی محیط اطرافتان تمرکز کنید، نه روی احساساتتان. ذهنتان را با شمارش یا نامبردن چیزهای اطرافتان آرام کنید.
کاربر ۵۰۳۳۰۰۳
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
قیمت:
۷۲,۰۰۰
۲۱,۶۰۰۷۰%
تومان