نیروهایی از ارتش مأموریت داشتند خاکریز بزنند. چون کار عجلهای بود، منتظر شب نماندند و روز این کار را میکردند که یک موشک هدایتشونده به طرف لودر شلیک شد. سیمی که دنبال موشک بود روی پوست سر راننده افتاد و پوست را برید و گلوله از نزدیک سرش عبور کرد. سیم پوست و مو را جمع کرد. راننده پایین پرید و با دست پوست را برگرداند روی سرش و برای مداوا رفت و بقیه خاکریز را گذاشتند برای شب