
بریدههایی از کتاب یافتن لایلا
۳٫۹
(۹۲)
به گریه افتاد؛ چون همهچیز خیلی سخت بود. کاش میتوانستم به او بگویم زندگی همین است.
Mohammad
اگر نگاه میتوانست کسی را بکشد، هر دوی ما مدتها پیش مرده بودیم.
نــےآیش🐋
همهٔ آزمایشهای قبلی من دربارهٔ اعتماد با شکست مواجه شده بود.
Mohammad
حالا میخواهم چیزی را به او بگویم که همیشه به خودم میگویم: زندگی همین است. من را سر ذوق میآورد و آرام میکند. به من یادآوری میکند به جای چیزی که نمیتوانم، روی چیزی تمرکز کنم که از پسش برمیآیم.
زندگی همین است.
حُمی
«ببین لایلا. تو دختر بزرگی هستی و کسی نمیخواد مانع استفادهٔ تو از اینترنت بشه. تا اینجا که برات خوب بوده و باید یاد بگیری با اون نوع توجهی که جلب کردی، کنار بیای. فقط یادت باشه عقیدهٔ هیچکسی دربارهٔ تو به اندازهٔ عقیدهٔ خودت دربارهٔ خودت مهم نیست. اگه کسی تهدیدت کرد یا ترسوندت، به یه بزرگتر بگو؛ ولی بذار بقیهٔ چیزها بگذره و بره. واقعاً اهمیتی نداره.»
هر دو به من نگاه میکردند و من نمیدانستم چهکار باید بکنم. امکان ندارد والدین واقعی اینطوری با بچههایشان حرف بزنند. این شبیه بدترین قسمت از یک برنامهٔ تلویزیونی خانوادگی بود؛ همانهایی که سعی دارند چیزی به آدم یاد بدهند. ما آنجا مثل خانوادهای در آشپزخانه صبحانه میخوردیم. زندگی واقعی همین است؟ من در آنجا قرار بود چه کسی باشم؟
زینب دهقانی
زندگی انگلی است که در شکمتان زندگی میکند و گوریل بااستعدادی که دانشمندان به او زبان اشاره را یاد میدهند. زندگی شبپرهای است که شبنمها را مینوشد و ویروس آنفولانزاست و چیزی نیست که شما بتوانید آن را کنترل کنید. زندگی گاهی استفاده از چاقو برای شانه کردن موهایتان است، چون واقعاً چیز دیگری جوابگو نیست و زندگی همیشه راهی برای گذران پیدا میکند. حالا میخواهم چیزی را به او بگویم که همیشه به خودم میگویم: زندگی همین است. من را سر ذوق میآورد و آرام میکند. به من یادآوری میکند به جای چیزی که نمیتوانم، روی چیزی تمرکز کنم که از پسش برمیآیم.
زندگی همین است.
🌱 آونـב
زندگی گاهی استفاده از چاقو برای شانه کردن موهایتان است، چون واقعاً چیز دیگری جوابگو نیست و زندگی همیشه راهی برای گذران پیدا میکند.
Evergreen
زندگی سخت و پیچیده و درهم است. زندگی انگلی است که در شکمتان زندگی میکند و گوریل بااستعدادی که دانشمندان به او زبان اشاره را یاد میدهند. زندگی شبپرهای است که شبنمها را مینوشد و ویروس آنفولانزاست و چیزی نیست که شما بتوانید آن را کنترل کنید. زندگی گاهی استفاده از چاقو برای شانه کردن موهایتان است، چون واقعاً چیز دیگری جوابگو نیست و زندگی همیشه راهی برای گذران پیدا میکند. حالا میخواهم چیزی را به او بگویم که همیشه به خودم میگویم: زندگی همین است. من را سر ذوق میآورد و آرام میکند. به من یادآوری میکند به جای چیزی که نمیتوانم، روی چیزی تمرکز کنم که از پسش برمیآیم.
آزاده
بعد از اینکه بهت بگم، تموم نمیشه. تو باید باهاش به زندگی ادامه بدی؛ این قسمتیه که من رو نگران میکنه. هیچ تموم شدنی در کار نیست. درک میکنی؟
neeka.
از دست دادن چیزی که هرگز نداشتم، چه حسی داشت؟
رویا💌
خلقوخوی کریستی شبیه شیرهاست (پنترا لئو لئو، سلطان پرسروصدا ولی تنبل). نیاز دارد خیلی بغرد و جلبتوجه کند، ولی واقعاً قصد ندارد کاری بکند. صبر میکند تا کس دیگری کار را انجام دهد.
hamtaf
کاری که میخواستم بکنم، این بود که جین را آتش بزنم و فیلمی بفرستم که در آن به او اشاره میکنم و میخندم؛ ولی این کار چیزی را اثبات نمیکرد، جز اینکه جین علاوه بر بیاحساسی، اشتعالپذیر هم هست.
Melina
اندی دوید و دقیقاً همانطوری آنها را بغل کرد که من را بغل میکرد. خیلی خوشحال بودم که مشکلی ندارد و آنها مراقبش هستند؛ ولی آنقدر از این وضعیت متنفر بودم که میتوانستم آن خانه را به آتش بکشم و در خاکسترهایش برقصم.
Melina
از دست دادن چیزی که هرگز نداشتم، چه حسی داشت؟
Melina
زندگی همین است. من را سر ذوق میآورد و آرام میکند. به من یادآوری میکند به جای چیزی که نمیتوانم، روی چیزی تمرکز کنم که از پسش برمیآیم.
Evergreen
واقعاً بین خنده و گریه فقط به اندازهٔ سرسرهٔ پلاستیکی کوچکی فاصله هست.
book worm
زندگی سخت و پیچیده و درهم است. زندگی انگلی است که در شکمتان زندگی میکند و گوریل بااستعدادی که دانشمندان به او زبان اشاره را یاد میدهند. زندگی شبپرهای است که شبنمها را مینوشد و ویروس آنفولانزاست و چیزی نیست که شما بتوانید آن را کنترل کنید. زندگی گاهی استفاده از چاقو برای شانه کردن موهایتان است، چون واقعاً چیز دیگری جوابگو نیست و زندگی همیشه راهی برای گذران پیدا میکند.
pooya
کاش میتوانستم به او بگویم زندگی همین است.
زندگی سخت و پیچیده و درهم است. زندگی انگلی است که در شکمتان زندگی میکند و گوریل بااستعدادی که دانشمندان به او زبان اشاره را یاد میدهند. زندگی شبپرهای است که شبنمها را مینوشد و ویروس آنفولانزاست و چیزی نیست که شما بتوانید آن را کنترل کنید. زندگی گاهی استفاده از چاقو برای شانه کردن موهایتان است، چون واقعاً چیز دیگری جوابگو نیست و زندگی همیشه راهی برای گذران پیدا میکند. حالا میخواهم چیزی را به او بگویم که همیشه به خودم میگویم: زندگی همین است.
afsoon
هرگز نفهمیدم کی آخرین روز است. هیچوقت لازم نبود خداحافظی کنم؛ ولی هرگز هم مجبور نشدم این کار را بکنم.
رهابی🪽
کاش میتوانستم به او بگویم زندگی همین است.
زندگی سخت و پیچیده و درهم است. زندگی انگلی است که در شکمتان زندگی میکند و گوریل بااستعدادی که دانشمندان به او زبان اشاره را یاد میدهند. زندگی شبپرهای است که شبنمها را مینوشد و ویروس آنفولانزاست و چیزی نیست که شما بتوانید آن را کنترل کنید.
Rahele Kia
بچهها آنقدر احمقاند که نمیدانم چرا مردم بچهدار میشوند.
Rahele Kia
جوابی نبود. هیچ جواب واقعیای وجود نداشت. هیچ راهی نبود که حس بهتری به این وضعیت پیدا کنم؛ شاید هرگز.
Rahele Kia
چای نوشیدم و چای نوشیدم و سرم را پایین انداختم. تا یک دقیقه نمیتوانستم چیزی بگویم. میخواستم شبیه دانشمندها باشم. میخواستم مشاهداتم را بدون احساس توصیف کنم. ولی من هم سوژه بودم و هم مشاهدهگر و امکان نداشت بشود من را از خودم جدا کرد.
Rahele Kia
از دست دادن چیزی که هرگز نداشتم، چه حسی داشت؟
Rahele Kia
یادت باشه عقیدهٔ هیچکسی دربارهٔ تو به اندازهٔ عقیدهٔ خودت دربارهٔ خودت مهم نیست.
elham1395
یادت باشه عقیدهٔ هیچکسی دربارهٔ تو به اندازهٔ عقیدهٔ خودت دربارهٔ خودت مهم نیست.
elham1395
اگر نگاه میتوانست کسی را بکشد، هر دوی ما مدتها پیش مرده بودیم.
شیوا
فقط غذاهایی را میدزدیدم که به سطل زباله میرفت. اگر پول را برمیداشتم، اگر به کسی که پیشنهاد پول میداد، جواب مثبت میدادم، کس دیگری میشدم؛ کسی شبیه مامانم.
hamtaf
مثل یک نوزاد به گریه افتاد؛ چون همهچیز خیلی سخت بود. کاش میتوانستم به او بگویم زندگی همین است.
زندگی سخت و پیچیده و درهم است. زندگی انگلی است که در شکمتان زندگی میکند و گوریل بااستعدادی که دانشمندان به او زبان اشاره را یاد میدهند. زندگی شبپرهای است که شبنمها را مینوشد و ویروس آنفولانزاست و چیزی نیست که شما بتوانید آن را کنترل کنید. زندگی گاهی استفاده از چاقو برای شانه کردن موهایتان است، چون واقعاً چیز دیگری جوابگو نیست و زندگی همیشه راهی برای گذران پیدا میکند.
Fa
زندگی شبپرهای است که شبنمها را مینوشد و ویروس آنفولانزاست و چیزی نیست که شما بتوانید آن را کنترل کنید. زندگی گاهی استفاده از چاقو برای شانه کردن موهایتان است، چون واقعاً چیز دیگری جوابگو نیست و زندگی همیشه راهی برای گذران پیدا میکند. حالا میخواهم چیزی را به او بگویم که همیشه به خودم میگویم: زندگی همین است. من را سر ذوق میآورد و آرام میکند. به من یادآوری میکند به جای چیزی که نمیتوانم، روی چیزی تمرکز کنم که از پسش برمیآیم.
خانم جغد
