اطرافیان، و از جمله ایرو، توانایی مرا در حفظ آرامش تحسین میکنند. بله، در کل، من احساس آرامش میکنم. فقط گاهی، آن هم در هنگام خواب، غم و اندوه من فرصت بروز پیدا میکند. اما در کل، من با این واقعیت کنار آمدهام که به زودی خواهم مرد. به نظر نمیرسد، این غم، یعنی غم بزرگ خداحافظی با دوستان و خانوادهام، تغییری در توانایی من برای انجام کارهای سادۀ روزمره داده باشد. این فقط یک ظاهرسازی نیست. پس از نُه ماه تحمل درمانهای سمی و درد و بدبختی که تقریباً همیشه همراهم بود، اکنون از این فرصت موقتی، هرچند کوتاه، لذت میبرم.