جملات زیبای کتاب ذهن فریبکار شما | طاقچه
تصویر جلد کتاب ذهن فریبکار شما
off
٪۲۰

کتاب ذهن فریبکار شما

راهنمای علمی برای مهارت‌های تفکر نقاد

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۸۲ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sajjad
۲۷
بسیار به‌ندرت اتفاق می‌افتد که کسی در مواجهه با اطلاعات ناسازگار با عقایدش، باوری را که از نظرش ارزشمند است به‌سادگی کنار بگذارد. در واقع پژوهش‌های روان‌شناسی اخیر نشان می‌دهد افراد، در مواجهه با چنین اطلاعاتی، با شدت بیش‌تری به باورهای اشتباه خود چنگ می‌زنند. - بنابراین بهتر است به جای تشکیک در باورهای آن‌ها، با ارائهٔ مثال‌ها یا قیاس‌هایی آن‌ها را ترغیب کنیم خودشان در جنبه‌های مختلف باورهایشان تردید کنند. بذر تفکر نقاد را بکارید و بعد به مرور زمان به رویش آن کمک کنید.
Sajjad
۲۳
- تحقیقات نشان می‌دهد افراد به هنگام مواجهه با فردی که شخصیتی کاریزماتیک دارد ـ به ویژه اگر این فرد به اصطلاح «خودی» و جزو گروهی باشد که ما به آن تعلق داریم ـ تفکر نقاد خود را خاموش می‌کنند و در واقع ارادهٔ خود را به فرد کاریزماتیک واگذار می‌کنند. به همین ترتیب ممکن است یک فرد کاریزماتیک با خاموش کردن تفکر نقاد یک جمعیت، آن‌ها را هیپنوتیزم و مستعد تلقین‌پذیری کند.
Sajjad
۱۷
دانشمندان و متفکران بزرگ بیش‌تر مستعد خودفریبی هستند زیرا فروتنی خود را از دست می‌دهند. آخرین درسی که از عصب‌شناسی و روان‌شناسی انسان می‌آموزیم این است که فارغ از وسعت و عمق دانش خود، فروتن باشیم.
محمد طاهر پسران افشاریان
۱۳
منکران نظریهٔ تکامل هم از راهبرد مشابهی استفاده می‌کنند: منکرِ علم بودنِ هر نوع علم تاریخی می‌شوند. استدلال آن‌ها این است که چون در زمان پیدایش حیات هیچ‌کس نبوده تا شاهد وقوع آن باشد، پس ما نمی‌توانیم بدانیم واقعاً چه اتفاقی افتاده. یا چون نمی‌توانیم تکامل را در شرایط آزمایشگاهی بازتولید بکنیم، پس علم تکامل نمی‌تواند یک علم واقعی باشد. در حالی که با چنین رویکردی باید تمام علوم تاریخی از جمله زمین‌شناسی، ستاره‌شناسی و پزشکی قانونی را انکار کنیم
وحید محمدی
۷
- رکن دیگر تفکر نقاد، آگاهی از انگیزه‌ها است. ما وقتی یک میل یا آرزو، انگیزه‌بخشِ باورمان به نتیجه‌ای خاص باشد، در توجیه باورهای خود فوق‌العاده مهارت داریم. درک این انگیزه‌ها به شما برای شکستن ساختار این روند کمک می‌کند و این مهارت را به شما می‌دهد تا به نتایجی برسید که احتمال درستی آن‌ها بیش‌تر است، نه نتایجی که فقط دوست دارید درست باشند.
alidehbashi
۶
- هدف علم، به‌طور خلاصه، هدایت ما به نتایجی است که واقعاً درست باشند نه نتایجی که فقط آرزو داریم درست باشند. با این حال، هر چه به نام علم عرضه می‌شود معتبر نیست. بعضی «علم» ها چنان دچار خطا و اشتباه است که آن را شبه‌علم می‌نامیم.
naarvan.bookworm
۶
تصمیم‌های ما با این‌که به نظر آگاهانه می‌رسند ولی اغلب به‌صورتی ناخودآگاه و بر اثر یک محاسبهٔ عصب‌زیست-شناختیِ تکاملی اتخاذ می‌شوند که ما به آن آگاه نیستیم
وحید محمدی
۵
مثلاً، به دلیل پرسش جهت‌دار یک نفر برساخته شده‌اند. مثل این‌که کسی از شما بپرسد «موقع تصادف با اتومبیل مقابل چه‌قدر سرعت داشتید؟»؛ سؤالی که به صورت ضمنی سرعت زیاد شما در هنگام تصادف را القا می‌کند.
Sajjad
۵
پتانسیل انسان برای خودفریبی آن چنان زیاد است که حتی افراد مجهز به مهارت‌های تفکر نقاد هم ممکن است دچار خودفریبی شوند. - این پتانسیل انسان برای خودفریبی اغلب، حتی نزد شک‌گرایان، به طرز فاحشی دست‌کم گرفته می‌شود. همهٔ ما تمایل داریم خودمان را موجوداتی منطقی بدانیم و همین، بزرگ‌ترین خودفریبی است. اگر تصورتان این باشد که سوگیری ندارید یا ممکن نیست مرتکب توجیه یک باور کاملاً اشتباه بشوید، همین سوگیری ممکن است همهٔ تلاش‌هایتان برای تفکر نقاد را به باد بدهد.
alidehbashi
۵
این عدم قطعیت به این معناست که همهٔ باورهای ما در معرض بازبینی قرار دارند. یعنی وقتی به داده‌هایی جدید، یا شاید روشی بهتر برای تفسیر داده‌ها می‌رسیم، باید آماده و پذیرای بازبینی چیزهایی باشیم که فکر می‌کردیم می‌دانیم.
Sajjad
۴
آگهی‌های تبلیغاتی و پیام‌های بازاریابی اغلب سعی در گمراه کردن ما و سوءاستفاده از خصوصیات روان‌شناختی انسان دارند.
وحید محمدی
۳
شاید بزرگ‌ترین نقطه ضعف ما، آسیب‌پذیری در مقابل هذیان باشد؛ یعنی احتمال حفظ باوری نادرست به‌رغم تمام شواهد و مدارک.
احسان رضاپور
۳
هرچیزی که تجربه می‌کنیم یا به آن فکر می‌کنیم تبدیل به خاطره می‌شود، خاطره‌ای که برساخته می‌شود، تغییر می‌کند و با خاطرات دیگر تلفیق می‌شود. ما طوری به خاطرات خود استناد می‌کنیم که انگار گذشته به‌دقت در آن‌ها ثبت و ضبط شده است، در حالی که شواهد نشان می‌دهد حتی به شفاف‌ترین و مطمئن‌ترین خاطرات هم باید مشکوک بود. ما خاطرات را بیش از آن‌که بازیابی کنیم، بازسازی و به‌روزرسانی می‌کنیم و اطلاعات را در هر بار دسترسی تغییر می‌دهیم. فضاهای خالی را هم مغز ما با ساختن اطلاعات مورد نیاز پر می‌کند.
Sajjad
۳
اگر به صورتی آگاهانه در روند تفکر دخالت نکنیم ـ چیزی که روان‌شناسان آن را حالت پیش‌فرض تفکر انسان می‌نامند ـ تحت تأثیر بازی‌های ادراک و حافظه قرار می‌گیریم و اسیرِ نیازهای هیجانی و سوگیری‌های خود می‌شویم.
Sajjad
۳
انسان‌ها واجد منطق هستند ولی ما ذاتاً موجوداتی منطقی نیستیم. ما علاوه بر منطقی بودن، موجوداتی هستیم به‌شدت هیجانی و عاطفی، و اغلب تابع هیجان‌های تکامل‌یافته و منطق‌تراشی‌های خود هستیم. افکار ما معمولاً راحت‌ترین مسیر ممکن را در پیش می‌گیرد؛ مسیری که همواره مطلوب نیست.
Sajjad
۳
دیدن چیزی که وجود ندارد - هیچ‌کس از توهم‌های بصری مصون نیست، بنابراین حتی اگر خلبان یا ناظر آموزش‌دیده هم باشید باز هم مغز شما در معرض این توهم‌های بصری قرار دارد. - مثلاً در ژانویه سال ۲۰۰۸ در استیفن‌ویل ایالت تگزاس، شاهدان بشقاب پرنده‌ای دیدند که به گفتهٔ آن‌ها، قطرش حدود یک مایل بود. با این‌حال، تحقیقات نشان داد آنچه آنان بشقاب‌پرنده دیده بودند در واقع تعدادی منور بوده و شاهدان، بشقاب پرنده را با وصل کردن نقطه‌های نورانی به همدیگر در ذهن خود ساخته بودند.
Sajjad
۳
چیزی به اسم یقین متافیزیکی در علم وجود ندارد، بنابراین دانشمندان و متفکران نقاد باید با عدم‌قطعیت کنار بیایند
وحید محمدی
۲
- زمانی که بحث تأثیر روی رفتار دیگران مطرح باشد، غریزهٔ اولیهٔ ما دادن اطلاعات به دیگران است؛ با این فرض که آن‌ها با استفاده از منطق به رفتار و تصمیم درست خواهند رسید ـ هرچند تحقیقات نشان داده است این روش چندان مؤثر نیست. - تغییر رفتار افراد با توسل به استدلال‌های منطقی کار چندان ساده‌ای نیست زیرا رفتار آن‌ها همواره به‌شدت تحت تأثیر هیجان‌ها و باورهایشان قرار دارد. به همین دلیل هدف قرار دادن هیجان‌های افراد بسیار مؤثرتر خواهد بود.
وحید محمدی
۲
علاوه بر این ما معمولاً برای پر کردن خلأها، جزئیاتی ابداع می‌کنیم تا داستانی یکپارچه بسازیم و بن‌مایه‌های هیجانی خاطره را تقویت کنیم. ابداع جزئیات به این واقعیت بازمی‌گردد که خاطره نه نوعی ثبت منفعلانه، که چیزی برساخته است.
Sajjad
۲
حافظهٔ انسان از نظر ظرفیت خام و آشنابودگی با چیزهایی که دیده‌ایم، به‌ویژه در زمینهٔ حافظهٔ بصری، به‌طرز شگفت‌آوری قدرتمند است، ولی از طرف دیگر محدودیت‌های زیادی دارد.
Sajjad
۲
افراد معتقد به روندهای شبه‌علمی تصور می‌کنند که در حال انجام کاری علمی هستند ولی همگی نقطه ضعف مشترکی دارند: فاقد رویکرد شک‌گرایانه نسبت به ادعاهای خود هستند. آن‌ها مبهوت چیزی هستند که تصور می‌کنند کشف کرده‌اند و به جای تلاش برای اثبات نادرستی ایده‌هایشان، عزم خود را جزم می‌کنند تا درستی این ایده‌ها را ثابت کنند.
Sajjad
۲
در آموزش به کودکان هم باید به روند علم توجه کنیم نه این‌که پاسخ‌هایی رسمی و تأییدشده به آن‌ها بدهیم و از آن‌ها بخواهیم این پاسخ‌ها را حفظ کنند.
Sajjad
۲
سندروم خاطرهٔ کاذب: القای خاطرات کاذبی که فرد آن‌ها را واقعی می‌داند در حالی که اغلب نتیجهٔ تلقین قوی، تصور یا هیپو j یزم هستند.:false memory syndrome
احسان رضاپور
۲
مغز ما، دستگاه باورسازی است. ما انگیزشمند هستیم به باور داشتن، به ویژه باور داشتنِ چیزهایی که می‌خواهیم باور داشته باشیم.
naarvan.bookworm
۲
خاطرات ما هم سخت دچار خطا و اشتباه است. ما معمولاً ساده‌لوحانه فرض می‌کنیم که خاطره‌ها، ثبت بی‌طرفانه و دقیق رویدادها هستند ولی در عمل نقاط ضعف زیادی دارند که آن‌ها را سخت غیرقابل‌اطمینان می‌کند.
hananajaf
۲
گاهی فقط می‌دانیم که احساس خاصی نسبت به یک موقعیت یا یک نفر داریم بدون این‌که بتوانیم علت این احساس را توضیح بدهیم. - هیجان‌ها غیرارادی و ناخودآگاه هستند. ما انتخاب نمی‌کنیم که احساس عصبانیت کنیم؛ بلکه فقط حس می‌کنیم عصبانی هستیم و بعد برای توضیح چرایی این عصبانیت دلیل پیدا می‌کنیم. علاوه بر این، توضیحاتی که ما برای احساسات و رفتار خود پیدا می‌کنیم، معمولاً بسیار خودیاورانه است.
وحید محمدی
۱
افسانه‌سازی تحمیلی زمانی رخ می‌دهد که، مثلاً، از ما پرسش‌هایی جهت‌دار دربارهٔ فیلمی که دیده‌ایم بپرسند. مطالعات انجام شده روی افسانه‌سازی تحمیلی نشان می‌دهد سوژه‌ها بر اساس سؤالاتی که از آن‌ها پرسیده می‌شود می‌توانند صحنه‌ای را ببینند که در فیلم وجود ندارد. خاطرهٔ یک رویدادِ افسانه‌سازی شده از نظر حسی هیچ فرقی با یک رویداد واقعاً تجربه شده ندارد و ما برای تشخیص تفاوت بین این دو خاطره هیچ راهی نداریم.
محمد طاهر پسران افشاریان
۱
- علم تنها در قالب چارچوب فلسفی مشخصی می‌تواند به حیات خود ادامه بدهد. فلسفهٔ علم در واقع فرضیه‌ها، روش‌ها و محدودیت‌های علم را تعریف می‌کند. از این نظر، فلسفه و علم، اصولی عقلانی و مکمل یکدیگر هستن
محمد طاهر پسران افشاریان
۱
- علم، شالودهٔ تفکر نقاد است، زیرا متضمن روش‌هایی است برای سنجیدن باورهای ما دربارهٔ جهان طبیعی. شفاف بودن، موشکافی، نظام‌مندی و داشتن کمیت نقاط قوت علم‌اند. به بیان دیگر، علم نظامی از روش‌هاست که می‌توان برای جبران نقاط ضعف و کاستی‌های تفکر، ادراک و حافظه از آن‌ها استفاده کرد.
احسان رضاپور
۱
مغز ما نقاط ضعف و قوت جالب دیگری هم دارد که ممکن است بر تفکر ما تأثیر بگذارد. ما معمولاً در تشخیص الگوها بسیار خوب عمل می‌کنیم ـ چنان که اغلب الگوهایی می‌بینیم که وجود خارجی ندارند. با این همه، بیش‌ترِ ما در حوزهٔ آمار و احتمالات ضعیف هستیم و این ناآشنایی با مفاهیم و روش‌های ریاضی اغلب ما را در معرض خطا و فریب خوردن در تفکر قرار می‌دهد. شاید بزرگ‌ترین نقطه ضعف ما، آسیب‌پذیری در مقابل هذیان باشد؛ یعنی احتمال حفظ باوری نادرست به‌رغم تمام شواهد و مدارک.