در آغاز، ذهن انسان اولیه جهان را تنها از دریچهی حواس دریافت کرده و آن را به صورتی که در واقعیت بود بازنمایی میکرد. در گام دوم، ذهن انسانِ فرهیختهتر از جهان الگو میگرفت و از تخیل برای بازنمایی جهان به صورتی که میتوانست باشد سود میجست. اما با ظهور اخلاق اتفاق یکسره جدید این بود که ما برای نخستین بار دست به کار اندیشهای شدیم که صرفاً توصیفی نبود و وجه تجویزی داشت: اندیشیدن دربارهی جهان آنطور که باید باشد.