
بریدههایی از کتاب بکه
۴٫۵
(۴۳)
تو فضیلت سکوت را از طریق سخن بیان میکنی، درحالیکه نمیتوانی فضیلت سخن را از طریق سکوت بیان کنی.
ahmad
«شما بر حال ما نوحه و گریه میکنید، پس آن کس که ما را کشت که بود؟!»
ahmad
زینب لب به سخن گشود: «ای مردم کوفه، ای مردمان حیلهگر و خیانتکار! گریه میکنید؟! اشک چشمانتان خشک نشود و نالههایتان آرام نگیرد.»
ahmad
«چه بسیار گروه کوچکی که به فرمان خداوند بر گروهی عظیم پیروز شدند و خداوند با صابرین است.»
ahmad
«اللّهُمَّ رَبّ السّموات السّبع وَ مَا اظللن وَ الارَضِین السَّبع وَ مَا اقللن و رَبِّ العَرش العَظیم، رَبّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِین اَعُوذُبِکَ مِن شَرِّهِ وَ أدرء بِکَ فِی نَحرِهِ، اَساَلُکَ اَن تُؤتِیَنی خَیره و تکفینی شَرّه.»
ahmad
پیغمبر گفت؛ «کسی که با حسین عناد ورزد خداوند رایحه بهشت را بر او حرام گرداند.»
ahmad
«چه بسیار گروه کوچکی که به فرمان خداوند بر گروهی عظیم پیروز شدند و خداوند با صابرین است.»
Fatemeh
جز فاسق رسوا نمیشود و جز بدکار، دروغ نمیگوید
ahmad
مردی در مسجد از علیبنالحسین پرسید: «سخن گفتن بهتر است یا سکوت؟»
فرمود: «سخن گفتن از سکوت برتر است. خدای عزوجل پیامبران و اوصیاء را با سکوت مبعوث نکرد، بلکه آنان را با سخن برانگیخت. کسی با سکوت، سزاوار بهشت نمیشود. با سکوت نمیتوان ولایت خدا را به دست آورد. با سکوت، آتش جهنم خاموش نمیشود. با سکوت نمیتوان از خشم خدا دوری کرد. تمامی این امور، تنها از طریق سخن گفتن تحقق مییابد و من کسی نیستم که ماه را با خورشید برابر بدانم. تو فضیلت سکوت را از طریق سخن بیان میکنی، درحالیکه نمیتوانی فضیلت سخن را از طریق سکوت بیان کنی.»
qamtir
تقدیم به رئیسالبکائین از ابتدای خلقت تا انتهایش؛
آدم علیه الرحمه
یعقوب، فرزند اسحاق
یوسف، معشوق زلیخا
و سجاد، فرزند حسین که چهل سال بر پدرش گریست.
zahra.n
«خداوندا تو اگر بخواهی کاری را انجام دهی، انجام خواهی داد.»
حدیث
ـ دیدی خدا با خاندانت چه کرد؟
ـ جز زیبایی ندیدم... آنان کسانی بودند که خدا مقدر ساخته بود شهید شوند و آنان نیز اطاعت کرده و به سوی آرامگاه خود شتافتند و بزودی خداوند تو و آنان را در روز رستاخیز با هم روبهرو میکند آنان از تو، به درگاه خدا شکایت و دادخواهی خواهند کرد. اینک بنگر که آن روز چه کسی پیروز خواهد شد، مادرت به عزایت بنشیند، ای پسر مرجانه!
raha403
ـ آیا مرا به قتل تهدید میکنی؟! مگر نمیدانی که کشته شدن عادت ماست و شهادت در راه خدا مایه سربلندی و کرامت ماست؟!
raha403
شنیدم فرمود: «شما بر حال ما نوحه و گریه میکنید، پس آن کس که ما را کشت که بود؟!»
محمد سجاد
علیبنالحسین همراهی با مختار را نپذیرفت مگر جایی که خونخواهی از پدرش بود، اما به عموی خود، محمدبنحنفیه گفتند: «عموجان! اگر حتی بردهای سیاه از اهل زنج برای ما خاندان اهل بیت تعصب به خرج داده و غیرت و جوش و خروش داشته باشد، هر آینه بر همه مردم واجب است او را همراهی، کمک، یاری و پشتیبانی نمایند و من تو را مسئول این امر قرار دادم پس بدانگونه که میخواهی و مصلحت میدانی عمل کن.»
ahmad
«آنگاه که نفخه صور قیامت دمید، دیگر نسب و خویشی در میانشان نماند و کسی از حال کسی نپرسد، چیزی به تو سود نرساند، مگر کار نیکی که آن را پیشاپیش میفرستی...»
ahmad
از ظلم به کسی که علیه تو ناصری جز خداوند ندارد، بپرهیز و هرگز خود را به آن آلوده مساز...
ahmad
«منزهی تو، معصیت میشوی چنان که اصلا دیده نمیشوی و تو آن چنان حلم و صبر میورزی که انگار اصلا معصیت نشدهای! و نسبت به مخلوقات خود با نعمتهای زیبا و انعامهای نیکو، آن چنان محبت میورزی چنان که انگار تو، به آنها نیاز داری و تو ای سید و مولای من از آنها کاملا بینیاز هستی...»
کاربر 2233
اگر خوب چشم باز کنم میتوانم ببینمشان؛ کسانی را که پول میگیرند تا دینی جدید، آنطور که خلیفه میخواهد وضع کنند.
بنیامیه خون حسینبنعلی ریخت و با شمشیر با او جنگید، اما مروانیان با اندیشه با علیبنالحسین میجنگند هر روز شبههای جدید و سامانیافته را به خورد اندیشههای مردم میدهند تا بر کارهای خلافِ شریعت مصطفی صحّه بگذارند.
کاربر ۸۹۶۰۲۹۵
اگر خروج حسینبنعلی و شهادت جانگدازش نبود، به این زودیها کسی کردار یزید را علنی نمیکرد و سبب خلعش از خلافت نمیشد
کاربر ۵۰۴۹۸۲۹
ـ ای علیبنحسین آیا تا به حال هیچکس را دیدهای که بر خداوند توکل کند ولی او را کفایت نکند؟
ـ نه...
ـ ای علیبنحسین آیا هیچکس را دیدهای که از خداوند بترسد، ولی او را نجات ندهد؟
ـ نه...
ـ ای علیبنحسین آیا تا به حال کسی را دیدهای که از خدا سؤال کند، ولی به او پاسخ ندهد؟
ـ نه...
raha403
در طبقهایی از نور بدنهای مطهرشان بالا میرفت و اگر اذن میداشتی میدیدی که جبرئیل، مقربترین فرشته پروردگار به همراه فرشتگان و روح که در شب قدر فرود میآیند به زمین هبوط کردند و همراه رسول خاتم، حسین و یارانش را به آغوش کشیدند و در منتهای آسمان غسل دادند و بر ایشان نماز گزاردند و جز آن فرشتگان مقرب پاکسرشت و نیکوصورت، کسی قبرشان را آماده نکرد...
امیر با الف
ـ شنیدهام در واقعه حَرّه وقتی به نزد مسلم آن خونخوار مُسرف بودید طوری با شما رفتار کرده که فراتر از توصیه یزید ملعون بوده، حاضران گفتند که فقط لبهایتان تکان میخورده و آن جبار از معنویت حضور شما دچار تحیر شده و رفتاری را با شما پیشه کرده که خواست خودش نبوده است. چه میخواندید؟
تسبیح را از دست چپ به دست راست سراند و دعایی را زمزمه کرد:
«اللّهُمَّ رَبّ السّموات السّبع وَ مَا اظللن وَ الارَضِین السَّبع وَ مَا اقللن و رَبِّ العَرش العَظیم، رَبّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِین اَعُوذُبِکَ مِن شَرِّهِ وَ أدرء بِکَ فِی نَحرِهِ، اَساَلُکَ اَن تُؤتِیَنی خَیره و تکفینی شَرّه.»
امیر با الف
گمان مبر آنان را که در راه خدا کشته شدند مردگانند، بلکه ایشان زندهاند و نزد پروردگار خود روزی میخورند.
ahmad
سه نفرند که خداوند در روز قیامت به آنها نگاه نخواهد کرد و آنها را تزکیه نکرده و برای آنها عذاب دردناکی است. اول کسی که در ما و درباره شخصیت ما چیزی را داخل نماید که از ما نیست، دوم کسی که از ما چیزی را خارج کند که آن از ماست، سوم کسی که معتقد باشد این دو گروه از اسلام بهرهای دارند.
ahmad
شنیدهام در واقعه حَرّه وقتی به نزد مسلم آن خونخوار مُسرف بودید طوری با شما رفتار کرده که فراتر از توصیه یزید ملعون بوده، حاضران گفتند که فقط لبهایتان تکان میخورده و آن جبار از معنویت حضور شما دچار تحیر شده و رفتاری را با شما پیشه کرده که خواست خودش نبوده است. چه میخواندید؟
تسبیح را از دست چپ به دست راست سراند و دعایی را زمزمه کرد:
«اللّهُمَّ رَبّ السّموات السّبع وَ مَا اظللن وَ الارَضِین السَّبع وَ مَا اقللن و رَبِّ العَرش العَظیم، رَبّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرِین اَعُوذُبِکَ مِن شَرِّهِ وَ أدرء بِکَ فِی نَحرِهِ، اَساَلُکَ اَن تُؤتِیَنی خَیره و
کتاب دوست
وقتی زید به شهادت رسید، فرزندش یحیی به مقابله با امویان پرداخت، به جنگ رفت و کشته شد. بعد از شهادتش تا یکسال نام تمام فرزندان خراسان را همنام او؛ یحیی گذاشتند.
عاطفه سادات
وقتی کار به اتمام رسید سوار خم شد و با انگشت بر روی قبر مطهرش نوشت: «هذا قَبْرُ الْحُسَینِبْنِعَلیبْنِابیطالِب، الّذی قَتَلوُهُ عَطْشاناً...»
کاربر ۶۷۵۲۶۵۵
زینب گریان و داغدار نزد فرزند برادر آمد و فرمود:
ـ ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمهها را آتش زدند ما چه کنیم؟
علیبنالحسین با تب زمزمه کرد:
ـ عَلَیکُنَّ بِالفَرار...
کاربر ۱۱۱۵۵۲۰
«ای شیخ آیا این عمل نیکوست که انسانی تو را به دعوتی بخواند آنگاه تو از خانهات طعامی را برداشته و با خود همراه ببری؟ کسی که مرا به خانه خود دعوت نموده است، هم او مرا اطعام میکند و آب نوشاند.»
کاربر ۲۶۳۷۱۷۳
حجم
۱۵۰٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۲ صفحه
حجم
۱۵۰٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۲ صفحه
قیمت:
۳۶,۴۵۰
۲۹,۱۶۰۲۰%
تومان