جملات زیبای کتاب اجتناب عالیجناب | طاقچه
تصویر جلد کتاب اجتناب عالیجناب

بریده‌هایی از کتاب اجتناب عالیجناب

امتیاز
۲.۹از ۱۱ رأی
۲٫۹
(۱۱)
ـ اجتناب به معنی انجام ندادن کاره، نه انجام دادن کار. ـ هیچ هم این‌طور نیست. کی همچی حرفی زده؟! ـ عجیبه واقعاً! رئیس از جا بلند می‌شود و کاملاً عجولانه و عصبی، کتاب فرهنگ عمید را از کتابخانه بیرون می‌کشد و همچنان که حرف می‌زند، دنبال صفحۀ مورد نظرش می‌گردد: ـ چرا روی اشتباه خودت پافشاری می‌کنی؟ خداروشکر که... فرهنگ دم دسته و... می‌تونه تکلیف رو... معاون با تعجب می‌پرسد. ـ شما دنبال چی می‌گردین؟ ـ خب. معلومه. می‌خوام بهت ثابت کنم که... ـ آخه فرهنگ لغت که ملاک نیست. ـ این دیگه از اون حرف‌هاست. اگر فرهنگ لغت ملاک نیست، پس چی ملاکه؟ ـ خب معلومه. ملاک دستور بالاست. معنی لغات رو بالا تعیین می‌کنه نه فرهنگ لغت.
مهدی
معاون ذوق‌زده دستش را بلند می‌کند: ـ پس بزن به قدّش! رئیس هم خواه و ناخواه دستش را بالا می‌آورد و با لحن اصلاح و تصحیح: ـ بزن قدش! معاون سرخوشانه می‌خندد: ـ حالا هرچی! بزن به هر جا که بالایی دستور می‌ده.
مهدی
گاهی با آدم‌ها، حوادث یا صحنه‌هایی مواجه می‌شوی که جز سکوت و ترک صحنه، هیچ راهی برایت باقی نمی‌ماند. رسماً کم می‌آوری و ترجیح می‌دهی که میدان را به حریف وا بگذاری. نه به این دلیل که طرف از توان فوق‌العاده‌ای برخوردار است یا تو امکان مقابله یا مقاومت نداری، به این دلیل که او با شرافت بیگانه است و بویی از شرم و حیا نبرده است. و هر حرفی، حرکتی و کلاً هر عکس‌العملی از سوی تو جز ضایع و تحقیر شدن خودت، هیچ نتیجه‌ای به دنبال ندارد.
Tamim Nazari
- با وجود استخوان در گلو و خار در چشم چطور می‌شود نوشت؟ چطور می‌توان تلخی آن را بر روی کاغذ ریخت و خالی شد؟
Tamim Nazari

حجم

۹۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۲۲ صفحه

حجم

۹۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۲۲ صفحه

قیمت:
۲۷,۴۵۰
تومان