
کتاب رفوزه ها
پدیدآورندگان:
ابوالفضل زرویی نصرآبادانتشارات:
انتشارات نیستان هنر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
الهه
۶
صد هزاران غصه باشد پیشرو
بر کدامین بود باید چاره جو؟!
الهه
۳
هر که خر دارد چراغش روشن است
نان او همواره توی روغن است
ghasem
۲
من در این کله صبح
پی کفشم هستم
تا کنم پای در آن
و به جایی بروم
که به آن «نانوایی» میگویند!
شاید آنجا بتوان
نان صبحانهٔ فرزندان را
توی صف پیدا کرد
باید الان بروم
... اما نه!
کفشهایم نیست
کفشهایم... کو؟!
بهار
۲
من به این زبان و شعر و آب و خاک
عاشقم
در فنون شاعری ـ به جان عمهام ـ
حاذقم!
لیک خستهام من از مکررات
اصلاً این زبان «فینیش»!
«کن یو اسپیک انگلیش؟»
الهه
۲
زودرنج و بهانهگیر شدم
چه کنم؟ رفته رفته پیر شدم
میشود بیدلیل، نقض غَرَض
پیری است و هزار درد و مَرَض
مهدی
۰
«سلسله موی دوست، حلقهٔ دام بلاست»
لیک دل من به شصت چیز دگر مبتلاست!
ای که تو گفتی: «ز ارج، پول تو چون آهن است»
پول من از آهن است، جیب تو آهنرباست!
زخم گرانی، طبیب، بر دل ما دید و گفت:
«زخم شما لاعلاج، درد شما بیدواست»!
بر کرمت ای رفیق، نیست امید، ای دریغ!
مهر تو سر در نشیب، لطف تو پا در هواست!
ای صنم شوخ و چست، تا «قمه» در دست توست
هر چه تو گویی درست، هر چه تو گویی بجاست!
سهمیهٔ ما اگر، هست یکی، پس چرا
قسمت ما «این قد» است، سهم شما «این هوا» است؟!