جملات زیبای کتاب رفوزه ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب رفوزه هاsubscriptionAvailable

کتاب رفوزه ها

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
الهه
۶
صد هزاران غصه باشد پیش‌رو بر کدامین بود باید چاره جو؟!
الهه
۳
هر که خر دارد چراغش روشن است نان او همواره توی روغن است
ghasem
۲
من در این کله صبح پی کفشم هستم تا کنم پای در آن و به جایی بروم که به آن «نانوایی» می‌گویند! شاید آنجا بتوان نان صبحانهٔ فرزندان را توی صف پیدا کرد باید الان بروم ... اما نه! کفش‌هایم نیست کفش‌هایم... کو؟!
بهار
۲
من به این زبان و شعر و آب و خاک عاشقم در فنون شاعری ـ به جان عمه‌ام ـ حاذقم! لیک خسته‌ام من از مکررات اصلاً این زبان «فینیش»! «کن یو اسپیک انگلیش؟»
الهه
۲
زودرنج و بهانه‌گیر شدم چه کنم؟ رفته رفته پیر شدم می‌شود بی‌دلیل، نقض غَرَض پیری است و هزار درد و مَرَض
مهدی
۰
«سلسله موی دوست، حلقهٔ دام بلاست» لیک دل من به شصت چیز دگر مبتلاست! ای که تو گفتی: «ز ارج، پول تو چون آهن است» پول من از آهن است، جیب تو آهن‌رباست! زخم گرانی، طبیب، بر دل ما دید و گفت: «زخم شما لاعلاج، درد شما بی‌دواست»! بر کرمت ای رفیق، نیست امید، ای دریغ! مهر تو سر در نشیب، لطف تو پا در هواست! ای صنم شوخ و چست، تا «قمه» در دست توست هر چه تو گویی درست، هر چه تو گویی بجاست! سهمیهٔ ما اگر، هست یکی، پس چرا قسمت ما «این قد» است، سهم شما «این هوا» است؟!