جملات زیبای کتاب دموکراسی یا دموقراضه | طاقچه
تصویر جلد کتاب دموکراسی یا دموقراضهsubscriptionAvailable

کتاب دموکراسی یا دموقراضه

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۴۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدمهدی شجاعی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mehdi
۸۵
۱ ـ دشمن یعنی کسی که شما می‌توانید همه ضعف‌ها و کم‌کاری‌هایتان را گردن او بیندازید. ۲ ـ دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند. ۳ ـ دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید، با وجود او مهم‌تر جلوه‌اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید.
محمد جواد
۵۱
مردم، استعداد غریبی دارند برای خر شدن. اگر نان ندارید که شکم مردم را سیر کنید، برایشان در فضیلت گرسنگی، داد سخن دهید.
Lord_ARA
۴۸
۱ ـ دشمن یعنی کسی که شما می‌توانید همه ضعف‌ها و کم‌کاری‌هایتان را گردن او بیندازید. ۲ ـ دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند. ۳ ـ دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید، با وجود او مهم‌تر جلوه‌اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید. ۴ ـ دشمن یعنی کسی که وقت و بی‌وقت به او فحش دهید، بی‌آن‌که جواب فحش بشنوید. ۵ ـ دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند که از شما چیزی بخواهند. ۶ ـ دشمن یعنی مترسکی که با آن می‌توانید بچه‌های بزرگ را بترسانید. پس دشمن، با این همه خاصیت، یک موضوع حیاتی است. ولی همه خوبی‌اش به این است که؛ نباشد. اگر باشد که دمار از روزگارتان درمی‌آورد.
علی
۳۳
آن زمان من می‌گفتم: همیشه این‌جور نمی‌ماند. و دیدید که نماند. جمله‌ای که از این پس باید به گوش‌تان بیاویزید این است: «مردم عادت می‌کنند.» یادتان باشد! این جمله؛ کلید اجرای همه برنامه‌ها، سیاست‌ها و تصمیمات ماست.
Mehdi
۳۰
مهم‌ترین هدف پادشاه، از ترویج این شعارها، تثبیت این باور در وجود مردم بود که پادشاه مستقیماً از خدا فرمان می‌گیرد، هرچه می‌گوید از قول خدا می‌گوید، هر چه می‌کند به دستور خدا می‌کند. هرچه می‌دهد یا می‌ستاند، هر که را برمی‌دارد یا می‌نشاند، هر که را می‌کشد یا محبوس می‌کند و... در همه امور، دستور خدا را اجرا می‌کند.
علی
۲۳
هیچ‌کدام از کسانی که به دموی آخر رأی داده بودند، تصور هم نمی‌توانستند بکنند که دموقراضه ممکن است فقط افراد مشابه خود را به رسمیت بشناسد و سرنوشت مملکت را به دست آنان بسپارد
محمد جواد
۲۱
با مردم هر کاری کنید، به آن کار عادت می‌کند و دست‌تان را هم می‌بوسند. باید مردم را به مرگ گرفت تا تب را بهترین سلامتی بدانند. به شما گفتم: مردم باید علوفه اسب و گاوشان را هم از دست ما بگیرند. آن هم نه محترمانه و اوّل کار. بعد از انجام تحقیر و اعمال فحش و فضیحت و آخر کار.
محمد جواد
۱۳
۳ ـ طوری برنامه‌ریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان می‌کنند، بداخلاقی می‌کنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرف‌ها می‌افتند. یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد. یا چرخاندن لقمه دور سر مردم. کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد.
کتاب جو 📖🌱
۱۲
شما کافی‌ست جیب محدود و معدود خواص را پر کنید. آنها خود تهی بودن جیب عوام را برایشان توجیه خواهند کرد.
Hasti:)
۱۱
ندیدن هنر است، نه دیدن.
مرسده مستقل
۸
«اتفاقاً من اصرار دارم بگویم که همه پادشاهان اصولاً و ذاتاً معمولی‌اند ولی برخورد غیر معمولی مردم با آنها سبب می‌شود که به تدریج احساس غیر معمولی بودن بکنند و بلاهای معمول را سر مردم بیاورند.» شاید هم توضیح یا توجیه نویسنده این باشد که: «این تقسیم‌بندی مطلقاً عادل یا مطلقاً ظالم، مخصوص افسانه‌هاست. و ما که قصد افسانه‌سرایی نداریم، باید نگاه واقع‌بینانه‌تری نسبت به مسائل داشته باشیم.»
Mahdi
۸
آن‌قدر چشم و گوش مردم را از حرف‌های راست بی‌ضرر و بی‌خاصیت پر کنید که مجال فکر کردن در مورد حقایق خطرناک را پیدا نکنند.
Shohreh
۸
مهم‌ترین هدف پادشاه، از ترویج این شعارها، تثبیت این باور در وجود مردم بود که پادشاه مستقیماً از خدا فرمان می‌گیرد، هرچه می‌گوید از قول خدا می‌گوید، هر چه می‌کند به دستور خدا می‌کند. هرچه می‌دهد یا می‌ستاند، هر که را برمی‌دارد یا می‌نشاند، هر که را می‌کشد یا محبوس می‌کند و... در همه امور، دستور خدا را اجرا می‌کند. بیشترین منافعی که این باور مردم می‌توانست برای پادشاه داشته باشد، این بود که: اولا: مسئولیت همه اعمال و رفتارش را از دوش خود بردارد و به عهده خدا بگذارد و خود را به بهای تهمت به خداوند تطهیر کند. ثانیاً: در مردمان ساده‌لوح، تمکین و اطاعت پدید بیاورد. ثالثاً: افراد معترض و ناراضی و مخالف را با محمل و بهانه ضدیت با خدا از میان بردارد.
a_saremian
۷
هیچ انسانی با تحقیر، حقیر نخواهد نمی‌شود. و تحقیر دیگران، حاصلی جز کاشتن تخم کینه در دل آنان ندارد.
Mahta
۷
گرسنه نگه داشتن مردم، ابلهانه‌ترین شیوهٔ ادارهٔ حکومت است. در این صورت، شما همواره مردمی عصبانی و آتشی‌مزاج را مقابل خود خواهید داشت که هم‌چون هیزم خشک، با کمترین جرقه‌ای مشتعل خواهند شد و در سوزاندان ریشه حکومت، کمترین تردید و تأملی نخواهند کرد.
محمد امین
۶
پس ما کاملاً سر حرف خودمان هستیم که می‌گفتیم: «دزدی کار زشتی است» اما اکنون به یک استثنای کاملاً طبیعی که تا به حال از شدت وضوح، مغفول مانده بود، تصریح می‌کنیم و جمله تاریخی خود را به این ترتیب تکامل می‌دهیم: «دزدی کار زشتی است مگر برای اهداف متعالی.»
Mahta
۶
نتیجه آموختن علم و دانش، فقر و خفت و بی‌کاری است و نتیجه بی‌سوادی، ثروت و عزّت و افتخار و قدرت.
ELNAZ
۵
دشمن یعنی کسی که شما می‌توانید همه ضعف‌ها و کم‌کاری‌هایتان را گردن او بیندازید.
کاربر ۱۶۳۷۳۹۲
۵
وقتی که مملکتی در مسیر سراشیبی قرار گرفت و رو به اضمحلال گذاشت و بی‌کفایتی حاکمان‌ش در اداره امور آشکار شد، برانگیخته شدن طمع حاکمان و سلاطین ممالک دیگر، برای هجوم و حمله و تسخیر و تصاحب، طبیعی‌ترین سرنوشتی است که پیش روی آن مملکت قرار می‌گیرد. مملکت بی‌در و پیکر، حکام منفعت‌طلب و بی‌کفایت، مردم ناراضی و خمود و خسته و فاقد انگیزه برای دفاع از مملکت، سر جمع، بهترین و مساعدترین زمینه را برای حمله به یک مملکت تشکیل می‌دهند.
کاربر ۲۱۱۵۵۲۴S99VA2THVB16G
۴
۱ ـ اولین اصل در دزدی، خون‌سردی و اعتمادبه‌نفس است. هیچ انسانی به مقام والای سرقت دست پیدا نمی‌کند مگر این که مال دیگران را مال خود بداند و با همان خون‌سردی و آرامشی که مال خود را جابه‌جا می‌کند، اموال دیگران را به توبره خود منتقل کند.
ELNAZ
۴
باید مردم را به مرگ گرفت تا تب را بهترین سلامتی بدانند.
Shohreh
۴
ترویج این فرهنگ از یک سو و مشاهدهٔ رفتار تحقیرآمیز حکومت نسبت به چشم‌داران و دانشمندان و اعزاز و اکرام کوران و جاهلان از سوی دیگر، سبب شد که مردم، آرام‌آرام کوری را به بینایی و جهل را به دانش ترجیح دهند. سبب شد که دانشمندان دچار خفّت و حقارت شوند و به گوشه عزلت و انزوا پناه ببرند. سبب شد که مردم از علم و عالم بگریزند. سبب شد که مردم، داشتن چشم را اسباب حقارت بدانند و... سبب شدکه کوران نادان و جاهلان نابینا بر مسند قدرت و عزّت بنشینند. و تقدیر و سرنوشت مردم و مملکت را در دست بگیرند.
mo_en8
۴
۱ ـ دشمن یعنی کسی که شما می‌توانید همه ضعف‌ها و کم‌کاری‌هایتان را گردن او بیندازید. ۲ ـ دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند. ۳ ـ دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید، با وجود او مهم‌تر جلوه‌اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید. ۴ ـ دشمن یعنی کسی که وقت و بی‌وقت به او فحش دهید، بی‌آن‌که جواب فحش بشنوید. ۵ ـ دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند که از شما چیزی بخواهند. ۶ ـ دشمن یعنی مترسکی که با آن می‌توانید بچه‌های بزرگ را بترسانید.
Mahta
۴
همه مردم که با هم اشتباه نمی‌کنند.
Sahia
۴
با مردم هر کاری کنید، به آن کار عادت می‌کند و دست‌تان را هم می‌بوسند. باید مردم را به مرگ گرفت تا تب را بهترین سلامتی بدانند.
mrym7394
۳
کسانی که یک عمر با خفّت و تحقیر و ذلت، زندگی می‌کرده‌اند و نان تکّدی می‌خورده‌اند، یک روز صبح، وقتی از خواب بلند می‌شوند، خود را در جایگاه و موقعیتی می‌بینند که پیش از آن، حتی در خواب هم نمی‌دیده‌اند. خب! چه کسی آنها را به این جایگاه و موقعیت فوق تصورشان رسانده؟ طبیعی است که او را با همه وجود دوست بدارند و تا پای جان حمایت‌ش کنند. آن‌چه اسباب شگفتی است؛ تعاریف و تعابیری است که اطرافیان، درباره او مطرح کرده‌اند و برای ترویج و جا انداختن این تعابیر در میان مردم، چنان جدیت و پشتکاری به خرج داده‌اند که قرن‌ها بعد، عده‌ای از مورخین با دیده باور، آن تعابیر را نقل کرده‌اند و دموقراضه را یک اسطوره یا منجی دانسته‌اند. و کاش فقط به همین حد، اکتفا می‌کردند. این که او را بنیان‌گذار یک سبک نوین و مطلوب در حکومت‌داری بشمارند و قواعد اداره حکومت را از اعمال و رفتار او استخراج کنند و تحت عنوان: «اصول دموقراضی»، سرمشق و الگو قرار دهند؛ عجیب‌تر و شگفت‌انگیزتر است.
مسلم عباسپور
۳
«اتفاقاً من اصرار دارم بگویم که همه پادشاهان اصولاً و ذاتاً معمولی‌اند ولی برخورد غیر معمولی مردم با آنها سبب می‌شود که به تدریج احساس غیر معمولی بودن بکنند و بلاهای معمول را سر مردم بیاورند.»
مدوسا
۳
یکی از اصلی‌ترین برنامه‌ها و تدابیر دموقراضه، مشغول کردن مردم به گونه‌ای بوده است که کسی حال و حوصله و انگیزه و فرصت انقلاب کردن نداشته باشد.
a_saremian
۳
آن‌قدر چشم و گوش مردم را از حرف‌های راست بی‌ضرر و بی‌خاصیت پر کنید که مجال فکر کردن در مورد حقایق خطرناک را پیدا نکنند. در این صورت، مردم، روشن‌ترین حقایق را هم تا از زبان شما نشنوند، باور نمی‌کنند.
Zahra
۳
۱ ـ دشمن یعنی کسی که شما می‌توانید همه ضعف‌ها و کم‌کاری‌هایتان را گردن او بیندازید. ۲ ـ دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند. ۳ ـ دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید، با وجود او مهم‌تر جلوه‌اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید. ۴ ـ دشمن یعنی کسی که وقت و بی‌وقت به او فحش دهید، بی‌آن‌که جواب فحش بشنوید. ۵ ـ دشمن یعنی کسی که حواس مردم را پرت او کنید تا هوس نکنند که از شما چیزی بخواهند. ۶ ـ دشمن یعنی مترسکی که با آن می‌توانید بچه‌های بزرگ را بترسانید.