جملات زیبای کتاب چرا تاریکی را خدای خود نکنم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چرا تاریکی را خدای خود نکنم

بریده‌هایی از کتاب چرا تاریکی را خدای خود نکنم

امتیاز
۵.۰از ۳ رأی
۵٫۰
(۳)
باید دوباره خودم را به دنیا بیاورم. این حجم گوشت و استخوان برای رد شدن از دریا به کار نمی‌آید. دارم می‌روم همان مغازهٔ معروفی که شنیده‌ام تقریبا همه چیز می‌فروشد. آدم هم می‌فروشد. هم نو، هم دست دوم. کیف و لوازم سفر و خیلی چیزهای دیگر. به خانم فروشنده می‌گویم: «یک من می‌خواهم که با ورق‌های کتاب ساخته شده باشد. در ضمن اگر امکان دارد، مایلم خودم را معاوضه کنم.»
فاطمه سادات موسوی