جملات زیبای کتاب گشتاپو | طاقچه
تصویر جلد کتاب گشتاپو

بریده‌هایی از کتاب گشتاپو

۴٫۱
(۱۹)
آنان مردانی با بارانی‌های چرمی سیاه‌رنگ بودند که نیمه‌های شب‌به درها می‌کوبیدند و هرکسی را که جرئت کرده بود رایش سوم را تهدید کند، توقیف می‌کردند.
کرم کتابخوان
هایدریش، گشتاپو را به یک ابزار وحشت ملی و بین‌المللی تبدیل کرد. او سیستم کارت‌های شاخص رنگی را راه‌اندازی کرد که برای نگهداری اطلاعات و نظارت بر حرکات کسانی استفاده می‌شد که دشمنان دولت نازی تلقی می‌شدند. او هدایت عملیات به‌اصطلاح «شب و مه» را نیز بر عهده داشت که طی آن «اشخاصی که امنیت آلمان را تهدید می‌کردند» ناپدید می‌شدند. این‌ها اقداماتی بود که باعث شد کلمات «گشتاپو» و «وحشت» با یکدیگر مترادف شوند.
کرم کتابخوان
موفقیت گشتاپو در نروژ تا حد زیادی به همکاری فعال برخی افراد خاص بانفوذ محلی وابسته بود. این همکاران مخفی خود را به‌عنوان شهروندان غیرنظامی ضد نازی معرفی و دیگران را در اتوبوس‌ها و کافه‌ها به حرف می‌کشیدند. آنان هر نشانه‌ای از فتنه را به سرپرست گشتاپوی خود گزارش می‌کردند.
کاربر ۹۴۶۹۶۵۵
پس از جنگ راینان به همراه یکی دیگر از همکاران متخاصم و عامل گشتاپوی خود، زیگفرید فمر، اعدام شدند. فمر به خاطر انداختن سگ دست‌آموز ژرمن شپرد خود به جان زندانیان،‌بدنام بود. او پس از جنگ دستگیر شد. پلیس ارتش بریتانیا که روی این حساب که فمر قبل از فرار، سگ خود را برخواهد داشت، یک مراقبت بیست‌و‌چهار ساعته از سگ به عمل آورد. او برای بردن سگ آمد و در ۱۶ مارس ۱۹۴۸ در مقابل جوخه آتش قرار گرفت
کاربر ۹۴۶۹۶۵۵
وضعیت با خودکشی هیتلر و متعاقب آن تسلیم آلمان تغییر کرد. اکنون دیگر هرکس فقط سنگ خودش را به سینه می‌زد. شکارچیان اکنون خودشان تبدیل به شکار شده بودند.
کاربر ۹۴۶۹۶۵۵
«آزادی زمانی است که انسان ساعت هفت صبح صدای زنگ را می‌شنود و می‌داند که این صدای شیرفروش است نه گشتاپو.»
کاربر ۹۴۶۹۶۵۵

حجم

۲٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۷۶ صفحه

حجم

۲٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۱۷۶ صفحه

قیمت:
۱۲۵,۰۰۰
تومان