
کتاب مصائب آشپزی برای دیکتاتورها
پای صحبت آشپزهای شش دیکتاتور
انتشارات:
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
میرزاقلمدون
۱۴
«اگر شما در اسارت بزرگ شوی، بقیه زندگیات نمیتوانی آنطور که باید و شاید از آزادیات استفاده کنی.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۷
در آنزمان میتوانستیم بگوییم که چون آنها داشتند شکست میخوردند، خیلی بیرحم بودند.
Bookworm
۶
«و فکر میکنی چرا صدام به اوج رسید؟»
یاسین یک جواب آماده برایش دارد.
«او بیرحم بود. استالین را الگویش کرده بود؛ دوست داشت بیوگرافیهای او را بخواند. او مثل یک شطرنجباز فکر میکرد، چندین حرکت به جلو. از لحظهای که وارد سیاست شد، هیچوقت یک گام هم به عقب برنداشت.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۵
جنگ در هر دو طرف جان میلیونها نفر را گرفت و هیچ پیروزی به همراه نداشت.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۵
«مادرم تمام زندگیاش از همه چیز ترسیده است. ترجیح میدهم بمیرم تا آنطور بترسم.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۵
خمرهای سرخ از گرسنگی بهعنوان یک ابزار سیاسی استفاده میکردند.
گرسنگی مجازاتی برای نافرمانی بود.
گرسنگی مجازاتی برای نژادهای بد بود.
گرسنگی مجازاتی برای بیماری بود: برای کسانی که برای انقلاب بهدرد نخور بودند.
گرسنگی به آنها کمک میکرد نظم را حفظ کنند.
Bookworm
۵
امین از هر کسی که ممکن بود تهدیدی برای قدرتش باشد میترسید ـ بیشتر از همه، از مردمی که تحصیلکرده، پولدار بودند یا ارتباطاتی با دولت قبلی داشتند. بنابراین به پلیس و ارتش اختیار نامحدودی داده بود: با اقتدار قانون، آنها میتوانستند مردم را بکشند. اداره امنیت عمومی با مصونیت کامل و بدون هیچ محدودیتی آدم میکشت.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۴
در شوروی، حتی آشپزها هم مثل آشپزهای یک ابرقدرت رفتار میکردند. ما همه روی یک اجاق گاز بزرگ غذا میپختیم، و گاهی آنها قابلمههای ما را جابجا میکردند. اصلاً نیازی به انجام این کار نبود؛ آنجا فضای کافی برای همه وجود داشت. اما آنها اینطور بودند. کشورشان در سیاست، تحمیلکننده بود و آنها در آشپزخانه.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۴
کشورهای مستقلِ آفریقاییِ ضعیف، طعمه آسانتری برای استعمار کردن بودند تا مستعمراتی که بر مطالباتشان اصرار داشتند.»
Bookworm
۴
تا وقتی که فقط انتقاد میکنی اما سعی برای تغییر چیزی نداری، آنها کاری به کارت ندارند.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۳
سوئوم بوری مورخ میگوید: «روئون یکی از آن آدمهایی بود که با هر جنگ و انقلابی به همان سو میرفت. تنها دغدغه او این بود که چطور از آن بهره ببرد، و چقدر.
میرزاقلمدون
۲
خمرهای سرخ مدعی بودند که انقلابشان برای همه فراوانی غذا به همراه داشت. اما بهخاطر آنها، همه گرسنه شدند
نون صات
۲
اسمش را بتهوون گذاشتهام، زیرا اگر چیزی به مذاقش خوش نیاید، تظاهر میکند که نمیشنود
میرزاقلمدون
۱
آشپزهای خوب هیچوقت رازهایشان را افشا نمیکنند؛ آنها ترجیح میدهند که آنها را با خودشان به گور ببرند.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۱
دقیقاً همینطوری است؛ سوار قطار میشوی و از جنگ به خانه برمیگردی. غیرمعمول بود و سالها بعد وقتی برای صدام کار میکردم، همچنان مبهوت بودم که میتوانستیم در امنیت در بغداد سوار ماشین شویم و چند ساعت بعد در منطقه جنگی باشیم، که هر لحظه آدمهای زیادی کشته میشدند.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۱
«اگر شما در اسارت بزرگ شوی، بقیه زندگیات نمیتوانی آنطور که باید و شاید از آزادیات استفاده کنی.»
sheri
۱
یوووان سرش را تکان میدهد و میگوید: «مادرم تمام زندگیاش از همه چیز ترسیده است. ترجیح میدهم بمیرم تا آنطور بترسم.»
نون صات
۱
اما معنیاش این نبود که قبیله لوو تحصیلات پائینی داشتند. برعکس. آنها یکی از تحصیلکردهترین قبیلهها در شرق آفریقا هستند. همینکه یکی از آنها پولی داشته باشد، برای خودش ماشین یا طلا نمیخرد، بلکه به این فکر میکند که بچهاش را به کدام مدرسه بفرستد.
Bookworm
۱
ادویه برای غذا مثل آرایش برای یک زن است؛ آنها میتواند مزههایی ایجاد کنند که هیچوقت فکر نمیکردی وجود داشته باشند.
Bookworm
۱
مردم درباره همه چیز صحبت میکنند، اما اگر دنبال دردسر نیستی، همه چیز را همان لحظه فراموش کن
Bookworm
۱
جوک دیگری بود که میگفت: «سه دستاورد انقلاب کوبا چیست؟ دارو، تحصیلات و ورزشکاران. و سه شکست آن چیست؟ صبحانه، ناهار و شام.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۰
براساس گزارش سازمان امریکایی خانه آزادی، ۴۲ کشور را دیکتاتورها رهبری کردهاند، این اطلاعاتی حیاتی است. نکته دیگر اینکه، این تعداد در حال افزایش است. شرایط امروز بهنفع دیکتاتورهاست، و ارزشاش را دارد که همهمان چیزهایی دربارهشان بدانیم.
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۰
او پرسید: «امیدوارم موافقت کنی برای کار کردن بیایی.»
تعظیم کردم و بدون مکث گفتم: «قطعاً آقای رئیسجمهور.»
آیا میتوانستم جواب رد به صدام بدهم؟ نمیدانم، اما ترجیح دادم امتحان نکنم.
sfmotahari
۰
«اگر شما در وسط خیابانی در ایالات متحد حمله قلبی کنی چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اول میپرسند که آیا پول بیمه را پرداخت کردهای؛ بعدش جانت را نجات میدهند. اگر بیمه نداشته باشی، همانجا ولات میکنند تا بمیری. اینجا همه در کوبا مراقبت پزشکی دریافت میکنند.»
آیا میشود این را به آنها حالی کرد؟ شک دارم.
مهدی
۰
مادرم قبل از من ۱۳ بچه به دنیا آورد، اما همهشان به ترتیب مردند. از آبله، مالاریا، سیاهسرفه.
sheri
۰
متناسب کردن همه چیز کمتر از ۱۵۰۰ کالری برای مردی پیر بینهایت دشوار بود. خوجه گنده بود؛ او تقریباً ۱۹۸ سانتیمتر قد داشت. بهعلاوه اینکه او هر روز خیلی سخت کار میکرد.
بهنظرم، بهخاطر این رژیم، خوجه بیشتر زندگیاش احساس گرسنگی میکرد، و برای همین معمولاً پریشان بود. این موضوع چطور میتوانست در تصمیماتش اثر بگذارد؟ فقط فکر کنید اگر گرسنه باشید و خلقوخویتان مدام بد باشد چه تصمیماتی میگرفتید.
هانیه
۰
مهمترین نکته این است که چه کسی اولین توپ را میاندازد، بیسبال فقط به قدرت ماهیچه ربط ندارد، این بازی همچنین دانستن درباره این است که چطور مخالفانت را بترسانی، و اگر اولین پرتابکننده کارش را خوب انجام دهد، این موضوع کل بازی را تعیین میکند، زیرا تیم دیگر ناامید و سردرگم میشود؛ این موضوع در سیاست هم صادق است،
هانیه
۰
پدرم به من یک چیز یاد داد: هیچچیز نمیشنویـ ببین، هر چیزی که اتفاق میافتد تماشا میکنی، نتیجه میگیری، اما گوشهایت بسته باشند، و وقتی که بچه بودم بچه واکسی بودم، من آن پند پدرم را به گوش گرفتم، پدرم گفته بود که گوشهایت کر باشند، مردم درباره همه چیز صحبت میکنند، اما اگر دنبال دردسر نیستی، همه چیز را همان لحظه فراموش کن و هنوز یادم میآید که وقتی کفشها را واکس میزدم، پنج سنتاوو میگرفتم، برای همین...
... برای همین این روزها نمیتوانم با مردم زندگی کنم، جوانها هیچ احترامی به پیرها نمیگذارند، نمیتوانم به این موضوع عادت کنم، وقتی به کلیسا میروم، سوار اتوبوس میشوم، روزنامه میخرم، انجیل میخوانم و دعا میکنم. من یک پزو برای اتوبوس میدهم، اما آیا کسی به یک آدم پیر صندلیاش را میدهد؟ نه، این روزها همه تظاهر میکنند که پیرها را نمیبینند...
Bookworm
۰
آدمهایی که در لحظات سرنوشتساز تاریخ آشپزی کردهاند چه حرفهایی خواهند زد. چه چیزی در قابلمه قلقل میکرد در حالی که سرنوشت دنیا بحرانی بود؟
Bookworm
۰
بخش مهمی از کار کردن برای صدام فهمیدن این موضوع بود که او روز خوبی داشته و بعد غذایی که خیلی دوست داشت میپختی. و در روزهای دیگر که روز خوبی نداشت باید از سر راهش کنار میرفتی.
