«رفتیم اگر نامهربان بودیم» ـ رفتند اما مهربان بودند ـ
«رفتیم اگر بار گران ...»، آری، بار گرانی بر زمین ماندهست
بر شانۀ خونینتان یاران، یک بار دیگر بوسه خواهم زد
بر شانۀ خونینتان عطرِ تابوتهای یاسمین ماندهست
ز آنان برای ما چه میماند؟ یک کولهبار از خاطرات سبز
از من ولی یک چشم بارانی، تنها همین، تنها همین ماندهست