جملات زیبای کتاب فرار شاهانه | طاقچه
تصویر جلد کتاب فرار شاهانه
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب فرار شاهانه

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
داوود امیریان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
فاطمه خانوم;)
۳
بارها حتی در حضور خود محمدرضا از دهانش پریده بود که: جای این دو تا بچه در شکم مادرشان عوض شده؛ اشرف می‌بایست پسر می‌شد و محمدرضا دختر. در خلقت این دو اشتباه شده!
فاطمه خانوم;)
۱
محمدرضا، آه جگرسوزی کشید. انگار از قدیم راست گفته‌اند که «تا سه نشه، بازی نشه»! وقت و زمان سومین وداع بزرگ و تاریخی خاندان پهلوی فرا رسیده است: اخراج رضاخان پس از حملهٔ متفقین در شهریور ۱۳۲۰ هجری خورشیدی، فرار محمدرضا و ثریا در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی، و حالا در روزهای آخر دی ۱۳۵۷ خورشیدی، وداع سوم یا فرار بزرگ. آیا این بار جان سالم به در می‌برد؟
m.k.10
۱
«پیروزی خون بر شمشیر»
m.k.10
۱
بار دیگر زمان تاکتیک ارزشمند محمدرضا فرا رسیده بود: فرار؛ یک فرار بزرگ تاریخی!
m.k.10
۱
توریخوس، شاه را با بی‌ادبی تمام، «چوپن» می‌نامید. چوپن در اصطلاح مردم پاناما یعنی پرتقالی که آبش را تا قطرهٔ آخر گرفته‌اند!
😊Fatemeh
۱
دهم اسفند ۱۳۵۷ تا دهم فروردین ۱۳۵۸ خورشیدی، محمدرضا و همراهانش در تلاش بودند کشوری برای مسافرت به آن‌جا پیدا کنند. انتخاب اول و دوم محمدرضا، کشور سوئیس و انگلیس بود؛ چون در این دو کشور، املاک خصوصی و گران‌قیمت داشت. سران این دو کشور اما حتی به درخواست او پاسخ هم ندادند!
فاطمه خانوم;)
۰
در زنگ ورزش وقتی با یکی از هم‌کلاسی‌هایش درگیر شد و به او سیلی زد، چنان مشتی نوش جان کرد که به زمین چسبید و برای چند لحظه آسمان دور سرش به گردش در آمد. همان جا فهمید که به قول معروف، مسجد جای بی‌ادبی نیست!
فاطمه خانوم;)
۰
مراکش، کشور خیلی عقب‌مانده و دِمُده‌ای هست. هر روز چند بار صدای اذان از بلندگوی مساجد بلند می‌شد و محمدرضا و همهٔ همراهان را به وحشت و هراس می‌انداخت؛ چون همگی به یاد فریاد الله اکبر مردم در تظاهرات‌های ایران می‌افتادیم.