«در نهایت، من همهٔ چیزی هستم که دارم. مهم نیست که وقتی بهدنیا اومدم اوضاع چطور بوده... من دارم دربارهٔ زندگیای که هر روز توش میمیرم و زنده میشم حرف میزنم. میدونی منظورم چیه؟»
NeginJr
مردم اغلب دربارهٔ راحت مردن حرف میزنن، اما اصلاً این شکلی نیست. تاریکیه... تاریکتر و تنهاتر از هرچیزی که توی دنیا هست.»
«تاریک و تنها...»
«آره. اما زندگی هم دقیقاً همینطوره، درسته؟
آرنیکا
از لحاظ عقلی میتوانستم دلیل این داستان را بفهمم، اما از لحاظ حسی نمیتوانستم بپذیرمش.
Rin Koharu
کلمهٔ «دروغ» خیلی خشن است، باید بگویم مانوری بود از روی استیصال، تا بر اضطراب همه غلبه کند و بقیه را آرام نگه دارد.
atosoltan
«مهم نیست که آدمها در ظاهر چقدر بههم نزدیک هستن، در واقع همهٔ ما تنهاییم. من، مادرم... و تو هم همینطور، ساکاکیبارا.»
NeginJr
هر چیزی که بیش از حد تکرار شود، حتی یک دعا، آن هم تبدیل به «آیینی مؤمنانه» اما بیاساس میشود...
NeginJr
«در نهایت، من همهٔ چیزی هستم که دارم. مهم نیست که وقتی بهدنیا اومدم اوضاع چطور بوده... من دارم دربارهٔ زندگیای که هر روز توش میمیرم و زنده میشم حرف میزنم. میدونی منظورم چیه؟»
amirzbn
هر چیزی که بیش از حد تکرار شود، حتی یک دعا، آن هم تبدیل به «آیینی مؤمنانه» اما بیاساس میشود...
Atrya