از قدیم رسم بود و هنوز هم رسم هست. بعد از نامت، نام پدرت را میپرسند و من با احترام تمام و افتخار مینوشتم، حسین علی! چرا که این نام برایم چیزی بیش از نام پدر بود
افرا
«میشه دیگه نری منطقه؟ میدونم دل شیر داری!»
میخواست با طعنهزدن مردش را از رفتن منصرف کند. حربهش بود. آقاحمزه گفته بود: «شیر ندیدی، دخترخاله! من فقط بلد بودم پوستین شیر تنم کنم.»