
کتاب عاشقانه ترین روزهای دنیا
پدیدآورندگان:
مجتبی مجردانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
فجر
۳
خدیجهٔ من! اینگونه سخن مگو! اندوهی که به ما رسید اگر به کوه میرسید، از جا کنده میشد... اما جز شکیبایی چه میتوان کرد؟ آیا گمان میکنی مرگ و زندگی به دست ماست؟... موعد رفتن فرزندمان رسیده بود؛ همانطور که روزی موعد رفتن ما نیز خواهد رسید.
فجر
۲
اما عقلش بانگ میزد:
- عشقْ آتش است بانو. عاشق شدی، باید تاب سوختن داشته باشی!
فجر
۲
گویا محمد را آفریده بودند تا مردمان را سبکبار سازد.
فجر
۱
خدیجه پیش از ازدواج با محمد، دو بار ازدواج کرده بود. همسر نخستش، عتیق بن عاید مخزومی، مدت کوتاهی پس از ازدواج با خدیجه درگذشته و همسر دومش، ابوهالهٔ بن نباش اسدی، نیز مدت زیادی با بانو به سر نبرده و به قافلهٔ درگذشتگان پیوسته بود. بیشتر مردم مکه این ماجرا را میدانستند.
فجر
۱
اکنون خانوادهٔ خدیجه فقط محمد نبود؛ او قاسم و زینب را نیز داشت
فجر
۱
اولین فرزند رسالت، در غربت اسلام به دنیا میآمد.
فجر
۱
پرسید: «نامش را چه میگذارید؟»
محمد برای چند لحظه سرش را به سوی آسمان بلند کرد. سپس، با تبسم گفت: «فاطمه. نامش را میگذاریم فاطمه.»
- فاطمه؟... جداکننده؟...
- آری فاطمه.
فجر
۱
- درود بر محبوب الله و ما!
فجر
۰
آری ناراحتم، اما از نادانی این مردم... از اینان که قدر گل بهاری را نمیدانند و آن را در خاک مدفون میکنند... ناراحتم از مردمانی که خدیجههای آینده را زندهزنده به چنگال خاک میسپارند...
فجر
۰
او اولین پیرو محمد بود، نه از آن رو که زن و شوی بودند، از آن روی که پانزده سال محمد را از نزدیک میشناخت. سیمای محمد سیمای کاملترین انسان تاریخ بود برای خدیجه.
فجر
۰
شعب ابویوسف، که با آمدن مسلمانان شعب ابوطالب خوانده میشد، با آنکه درّهمانندی خشک و بیآب و علف بود، کریمانه بازوی خویش را بر بنیهاشم گشوده و پناه زنان و کودکانشان شده بود.