جملات زیبای کتاب دزد سایه ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب دزد سایه ها

بریده‌هایی از کتاب دزد سایه ها

نویسنده:مارک لوی
انتشارات:نشر البرز
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۲از ۳۷ رأی
۴٫۲
(۳۷)
نمی‌توانستم کلمات مناسبی برای دلداری‌اش پیدا کنم. محکم در آغوشش گرفتم
نادر کاربر
- دارم فکر می‌کنم. - به چی؟ - اینکه دوست‌داشتن به چه دردی می‌خوره؟ - مطمئن نیستم برای جواب‌دادن بهت آدم مناسبی باشم. - عیب نداره، فکر می‌کنم من هم آدم مناسبی برای پرسیدن این سؤال نیستم.
نــے‌آیش🐋
«همه‌چیز درست می‌شه، حالا می‌بینی...»
nia
پدرم می‌گفت هرگز نباید آدم‌ها را باهم مقایسه کرد. هر فردی با دیگری متفاوت است. مهم یافتن تفاوتی‌ست که مناسب تو باشد.
saharist
گفتم اینجا واینستا! از جایم تکان نخوردم. خیلی ناامید به‌نظر می‌رسید. صادقانه فریاد نمی‌زد که بروم. کاملاً واضح بود که نباید تنهایش گذاشت. دوستی یعنی همین، مگر نه؟ اینکه بتوانی حدس بزنی چه‌زمانی طرف مقابلت، خلاف آنچه فکر می‌کند را به زبان می‌آورد.
Mahi
از حالا خودم رو می‌بینم که روی میز تشریح دراز کشیدم و دانشجوهای جوون دورم رو گرفتن. دستِ‌کم قبل از اینکه زیر زمین خاکم کنن، دخترها دستی به من می‌زنن.
Mahi
تا حالا به این فکر کردی که از تموم چیزهایی که دلت می‌خواد فهرستی تهیه کنی؟
Zahra
«اگه می‌خوای انتخاب بشی باید فکرت رو عوض کنی. هیچ‌چیز پیشاپیش از دست نمی‌ره. باید ارادهٔ یه آدم موفق رو داشته باشی تا شانسش رو هم به‌دست بیاری.»
nia
هیچ حرف خاله‌زنکانه‌ای از دست آنهایی که تشنهٔ بدبختی دیگرانند، در نمی‌رود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
پدرم می‌گفت هرگز نباید آدم‌ها را باهم مقایسه کرد. هر فردی با دیگری متفاوت است. مهم یافتن تفاوتی‌ست که مناسب تو باشد. کلئا تفاوتِ مناسبِ من بود.
حــــــــنا🌼
- یه چیزی توی زندگی‌م کمه. - چی؟ - زندگی‌م!
حــــــــنا🌼
کاملاً واضح بود که نباید تنهایش گذاشت. دوستی یعنی همین، مگر نه؟ اینکه بتوانی حدس بزنی چه‌زمانی طرف مقابلت، خلاف آنچه فکر می‌کند را به زبان می‌آورد.
نادر کاربر
تفاوت کلئا در سکوتش بود، همین او را از دیگران متمایز کرده بود، ولی کلئا آرزو داشت مثل دخترهای هم‌سن‌وسالش باشد. دختری که می‌توانست به روشی جز اشاره منظورش را برساند. کاش می‌دانست تفاوتش چقدر زیباست!
نادر کاربر
پدرم می‌گفت هرگز نباید آدم‌ها را باهم مقایسه کرد. هر فردی با دیگری متفاوت است. مهم یافتن تفاوتی‌ست که مناسب تو باشد. کلئا تفاوتِ مناسبِ من بود.
Mahi
دوستی یعنی همین، مگر نه؟ اینکه بتوانی حدس بزنی چه‌زمانی طرف مقابلت، خلاف آنچه فکر می‌کند را به زبان می‌آورد.
نــے‌آیش🐋
پدر و مادرها تا یک سنی پیر می‌شوند و سپس تصویرشان در خاطرمان ثبت می‌شود. کافی‌ست چشم‌هایتان را ببندید و به آنها فکر کنید تا آنها را همان‌گونه که همیشه بوده‌اند به یاد آورید؛ گویی عشقی که به آنها داریم، توانسته زمان را متوقف کند.
nia
وقتی به چیزی علاقه داشته باشیم، هیچ‌وقت برای انجامش خیلی دیر نیست.
nia
آخرین بوسه بر گونهٔ مادر مثل پرده‌ای‌ست که برای همیشه بر صحنهٔ کودکی‌تان می‌افتد. تمام شب را کنار بالینش بیدار ماندم، او شب‌های زیادی را کنار بالینم گذرانده بود.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
خوشایند نیست که انسان برای یافتنِ احساس خوشبختی، در انتظار نشانه‌ای از دیگری باشد.
FATEMEH
دیگر هرگز تو را نخواهم دید. دیگر اسمم را با صدای تو نخواهم شنید، همان‌طور که در گذشته، صبح‌ها صدایم می‌زدی. دیگر آن عطر عنبر را که آن‌قدر برازنده‌ات بود، استشمام نخواهم کرد. دیگر نمی‌توانم شادی‌ها و غصه‌هایم را با تو در میان بگذارم. دیگر هرگز یکدیگر را ملاقات نخواهیم کرد.
FATEMEH
انسان‌ها آن‌قدر پول‌دوست هستند که عقلشان را از دست داده‌اند!
حــــــــنا🌼
بخشی از وجود آدم با کسی که رفته می‌ماند.
حــــــــنا🌼
حتی روزهای ابری هم از یک روزنهٔ کوچکِ نور در امان نیستیم.
نادر کاربر
مشکل اینجاست که بالاخره روزی بهار از راه می‌رسد.
nia
هر بار همین‌طور است؛ بخشی از وجود آدم با کسی که رفته می‌ماند.
nia
پدر و مادرها تا یک سنی پیر می‌شوند و سپس تصویرشان در خاطرمان ثبت می‌شود. کافی‌ست چشم‌هایتان را ببندید و به آنها فکر کنید تا آنها را همان‌گونه که همیشه بوده‌اند به یاد آورید؛ گویی عشقی که به آنها داریم، توانسته زمان را متوقف کند.
nia
وقتی به چیزی علاقه داشته باشیم، هیچ‌وقت برای انجامش خیلی دیر نیست.
nia
مادر هیچ‌وقت کامل از دنیا نمی‌رود، جاودانگی‌اش در قلب فرزندی که عاشقش بوده باقی می‌ماند. امیدوارم روزی ذره‌ای از جاودانگی‌ام را در قلب فرزندی که بزرگ خواهم کرد، به‌دست بیاورم.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
شاید بهتر است قبل از اینکه به بچه‌ها بگوییم کسانی که می‌میرند به آسمان می‌روند و در آنجا بدون آنها به زندگی ادامه می‌دهند، بیشتر فکر کنیم.
siti
واقعیت این است که در شهرهای کوچک مردم از همه‌چیزِ هم خبر دارند. هیچ حرف خاله‌زنکانه‌ای از دست آنهایی که تشنهٔ بدبختی دیگرانند، در نمی‌رود. وقتی متوجه این قضیه شدم، واقعیت رفتن بابا بار دیگر مثل باری روی شانه‌ام سنگینی کرد.
FATEMEH

حجم

۱۸۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۲۰ صفحه

حجم

۱۸۷٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۲۰ صفحه

قیمت:
۲۷,۰۰۰
تومان