
me
۶
باید واقعبین باشی. اینجا اتفاقهای مختلفی برات میافته که بعضیهاش خیلی خوب نیست، ولی تو میتونی باهاشون کنار بیای و ژتون بگیری یا اینکه کنار نیای و ژتونها رو از دست بدی. در هر صورت اون اتفاقها میافتن. انتخاب تو چیه؟ تصمیم گرفتن زیاد سخت نیست.
ریحان
۵
تیم عینکش را درآورد، آن را با لبهٔ تیشرتش پاک کرد و دوباره به چشم زد. «میتونم راحت حرف بزنم؟»
دنتون درامر سیگارش را لبهٔ ناودان تکاند. جرقههای کوچکی به اطراف پاشید. «راحت باش. از نیمهشب تا چهار صبح، همه حق دارن راحت حرف بزنن. البته این نظر منه!»
الف عین
۵
اتفاقهای کوچک، وقایع بزرگ را رقم میزنند
Dr.Hadiovsky
۴
خودش فکر کرد: «آدم به همهچی عادت میکنه.» این خیلی ترسناک بود.
Afsaneh Habibi
۴
به یاد جملهای از مایک تایسون افتاد: وقتی مُشتزنی آغاز میشود، استراتژی جواب نمیدهد.
کاربر ۳۸۳۷۰۷۸
۲
لوک با خودش فکر کرد: «آدم به همهچی عادت میکنه.» این خیلی ترسناک بود.
muhyiddin
۲
اتفاقهای کوچک، وقایع بزرگ را رقم میزنند.
پرستو یاوری
۲
بههرحال به راهِ بادیه رفتن، به از نشستنِ باطل.
پرستو یاوری
۲
بعضیوقتها بغل کردن هم یکجور تلهپاتی است.
Farhadmarch
۲
زیاد به خدا اعتقاد نداشت، چون شواهدش برای وجود نداشتنش بیشتر از وجود داشتنش بود
Oubliée
۲
جهنم منتظرمه. من هم اونجا منتظر تو هستم!
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۲
به نظر من با یه پسر بد فقط میشه یه کار کرد؛ اینکه از یه ناحیهای دارِش زد...
🌊tanin
۱
کالیشا سری تکان داد: «واقعبین باش! تو وقتی جایی کار میکنی، عضوی از اونجایی. حالا خوب یا بد.»
جورج اضافه کرد: «شریف یا بیشرف!» غمگین بهنظر میرسید.
🌊tanin
۱
حس کرد زندگیاش ارزشش را دارد... و ازآنجاییکه زیاد به خدا اعتقاد نداشت، چون شواهدش برای وجود نداشتنش بیشتر از وجود داشتنش بود، بااینحال دعا کرد؛
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
۱
زندگی در اینجا خوب بود، یعنی بهانداهٔ کافی خوب بود؛ مخصوصاً برای مردها و زنهایی که در خاورمیانه کوفت هم نداشتند بخورند
کاربر ۳۸۳۷۰۷۸
۰
هدف داشتن خوبه. هدف باعث میشه در زمانهای سخت طاقت بیاری.
Oubliée
۰
اتفاقهای کوچک، وقایع بزرگ را رقم میزنند.
Oubliée
۰
هندریکز با خودش فکر کرد: «نمیتونی بگی راه رو درست رفتهم! مطمئن باش یه جایی یه سوتی دادی.»
Oubliée
۰
چه فایدهای داشت، کمکم داشت تبدیل به شعار اصلی لوک میشد
muhyiddin
۰
اونها از فرهنگ همونقدر سرشون میشه که یه چهارپا ممکنه جبر رو درک کنه!
iliyamsd87
۰
صداقت همیشه بهترین روش است؛ چرا که-در زمانهای که همهٔ اطلاعات را میشد با یک کیبورد و اتصال به وایفای به دست آورد-دروغگو بالاخره گیر میافتاد.
Afsaneh Habibi
۰
خانم سیگسبی روی تشک خالی نشست و به زنی که از دوش آویزان بود، نگاه کرد. بعد نگاهش به پیغامی افتاد که با رُژ لب جلوی دستشویی نوشته بود:
جهنم منتظرمه. من هم اونجا منتظر تو هستم!
Chica
۰
«میدونی جیمیسون... این زندگیِ ما واقعی نیست. فقط مثل نمایش سایهبازیه. من واقعاً خوشحال میشم اگه چراغها خاموش بشه. توی تاریکی همهٔ سایهها ناپدید میشن.»
Chica
۰
سعی کن به یک خرس قطبی فکر نکنی. میبینی که اون لعنتی هر لحظه میآد توی ذهنت!
Chica
۰
اول مُشتهات رو باز کن؛ مُشتهای دستت و مُشتهای ذهنت. اونوقت میتونی خوش و خرم زندگی کنی.»
Chica
۰
به یاد جملهای از مایک تایسون افتاد: وقتی مُشتزنی آغاز میشود، استراتژی جواب نمیدهد
Farhadmarch
۰
صداقت همیشه بهترین روش است؛
Farhadmarch
۰
که زندگی هم درواقع یکجور آزمون طولانی است؛ فقط بهجای چهار یا پنج گزینه، آدم یکعالمه گزینه دارد؛ مزخرفاتی مثل بعضیوقتها و شاید و شاید هم نه!
Oubliée
۰
انگار یک نفر به او نهیب زد که حتماً باید زندانی میشدی تا قدر آزادی رو بدونی.
greenavin
۰
نمیتوانست بفهمد کدام حس غالب است، اما اگر قرار بود انتخاب کند، نفرت را انتخاب میکرد. نفرت همیشه قویتر بود؛ لااقل در کوتاهمدت.
