
کتاب مجنون تر از فرهاد (جلد اول)
پدیدآورندگان:
معصومه بهارلوییانتشارات:
انتشارات ذهن آویز٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
shiva._.f
۱۱
نمیدانم همین یک شعر آخر را
شنیدی یا به گوش باد میگفتم
تو آنجا بودی و من قصه مردی که شد
مجنونتر از فرهاد میگفتم
marzie
۵
قصه مردی / که شد / مجنونتر از فرهاد میگفتم / چه پایانی رسید آن قصه / یادت هست / میدانم / همانجاییکه من / برهرچه باداباد میگفتم / نمیدانم چرا با این همه رنجی / که دل را تیشه میزد با عشق آتشگون / من این یک شعر آخر را سراسر شاد میگفتم.
mahtab aali
۵
خدا هرکسی را که غضب کند به او حافظهای قوی میدهد
Hamideh
۳
نمیدانم همین یک شعر آخر را
شنیدی یا به گوش باد میگفتم
تو آنجا بودی و من قصه مردی که شد
مجنونتر از فرهاد میگفتم
shiva._.f
۲
پوزخند تلخی زد و گفت: دل خوش سیری چند؟ خوش به حالت پری! هیچ غمی تو دنیا نداری. حاضرم تمام عمرم رو با یک ساعت تو عوض کنم.
به طوریکه او نفهمد پوزخندی گوشه لبم نشست. خدایا هیچگاه او را به این آرزو نرسان!
marzie
۲
نمیدانم همین یک شعر آخر را
شنیدی یا به گوش باد میگفتم
تو آنجا بودی و من قصه مردی که شد
مجنونتر از فرهاد میگفتم
boreir
۱
کاش ما هروقت خواستیم در حق کسی جفا کنیم ابتدا فکر میکردیم که ممکن است او فردا در بینمان نباشد!
boreir
۰
آدم رو باید در حالش جستجو کرد.