
کتاب چگونه کارآمد فکر کنیم
راهنمای خلاقیت و بازدهی بیشتر
انتشارات:
انتشارات کتابسرای نیک٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ر.د.ب
۴۷
یک دوست شنوندهی خوب همیشه دنبال تفریح و حرفزدن و خاطرهبازی و غیبتکردن نیست، بلکه بالاتر از همهی آنها، دوستِ افکار و ایدههای هنوز شکلنگرفتهی ماست.
ر.د.ب
۳۷
از طریق نوشتههای دیگران است که ما میتوانیم به درک واضحتری از افکار و ایدههای خودمان برسیم.
ر.د.ب
۳۳
وقتی کتابی پیدا میکنیم که دربارهی موضوع موردنظرمان است، میبینیم که تنها نیستیم و یک فرد کاملاً غریبه نیز دربارهی همان موضوع کنجکاو بوده است و آنوقت تعهد بیشتری به کشف حقیقت آن موضوع و چالش فکری پیش رویمان احساس میکنیم. یک نفر دیگر در گوشهای از دنیا سالهای عمرش را وقف نوشتن موضوع موردنظر ما کرده است، او صدها هزار کلمه در این باره به رشتهی تحریر درآورده است.
سهیل مقدم
۳۲
حسادت یک دعوت به عمل است.
Ahmad
۱۶
ما باید سؤالاتی را که زیاد با آنها راحت نیستیم دوباره موردتوجه قرار دهیم: این همه تلاش جهان برای چیست؟ اگر همه چیز درست پیش برود چند سال آینده کجا خواهم بود؟ ارتباط همهی کارهایی که میکنم با آنچه مرا به راستی خشنود میسازد چیست؟ هدف همهی این کارها چیست؟ ما باید اشتیاق نسبی خود را به انجام کارهایی که فقط از روی عجله و مقطعی و بی هیچ تفکری انجام میشوند ببینیم. ما باید دلیل تمایل پنهان خود به عملکردن بهجای اندیشیدن را کشف کنیم.
Mohsen Asadi
۱۰
ما باید شهامت آن را داشته باشیم که تمرکز افکار خود را از روی عمل برداریم و به راهبردها معطوف کنیم.
Fatima
۸
ما اغلب از تلاشهای اولیهی بیهودهی خودمان ناامید میشویم. بدبختی ما این است که همیشه به نتایج نهایی تلاشهای تفکر دیگران از بیرون نگاه میکنیم، درحالیکه تفکرات خودمان را در مراحل بههمریخته و خام اولیه از درون میبینیم. این تضاد آنقدر بزرگ است که ما نتیجه میگیریم از انجام هر کار ارزشمندی، غیر از آنچه اکنون به آن مشغول هستیم، ناتوانیم، که کاملاً عادی و قابلفهم است.
Saber Ghasemi
۷
قرنها پیش، میکل آنژ (۱۵۶۴-۱۴۷۵)، هنرمند ایتالیایی عصر رنسانس، رویکرد خود را نسبت به آثار هنریاش بهعنوان یک مجسمهساز بیان کرده بود. او نوشت: «درون هر سنگی یک مجسمه وجود دارد، کار من این است که او را از اسارت سنگ آزاد کنم».
درست مانند مجسمههای میکل آنژ، انواع و اقسام افکار بزرگ نیز در سرِ ما وجود دارند: ما فقط باید آنها را از اسارت شک و تردیدهای درونی خویش آزاد کنیم.
Anahita
۶
هیچگاه به اندازهی زمانی که حماقتمان را انکار میکنیم (به جای آنکه به آن شک کنیم)، ابله نیستیم.
Mohsen Asadi
۴
این همه تلاش جهان برای چیست؟ اگر همه چیز درست پیش برود چند سال آینده کجا خواهم بود؟ ارتباط همهی کارهایی که میکنم با آنچه مرا به راستی خشنود میسازد چیست؟ هدف همهی این کارها چیست؟ ما باید اشتیاق نسبی خود را به انجام کارهایی که فقط از روی عجله و مقطعی و بی هیچ تفکری انجام میشوند ببینیم. ما باید دلیل تمایل پنهان خود به عملکردن بهجای اندیشیدن را کشف کنیم.
reyhane hajheydari
۳
به ما یاد میدهند درموردِ امتحانات وسواس داشته باشیم: این یعنی محاکمه توسط افرادی که گویی اطمینان دارند همهی حقایق موجود را میدانند و صرفاً بررسی میکنند که آیا ما نیز آموختهایم چطور این حقایق را به آنها تحویل دهیم
سهیل مقدم
۳
سختکوش لزوماً کسی نیست که از این جلسه به آن جلسه میرود و تلفنهای کاری بینالمللی را پاسخ میدهد، ممکن است کسی باشد که کنار پنجره نشسته است، به ابرها خیره مینگرد، گاهی سرش را میان دستانش میگیرد و چند کلمهای در یک دفترچهی کوچک مینویسد.
Fatemeh yousofi
۲
با تصورکردن آینده است که میتوانیم تشخیص دهیم آرزوی چه چیزی را در سر داریم، چه نیازهایی داریم و در حقیقت جای چه چیزی در دنیای امروز ما خالی است و به این ترتیب، چرخهای تغییر به حرکت میافتند. با تجربهی تفکر «دیوانهوار» میتوانیم با تمایل تضعیفکنندهی خود برای سرکوب افکارمان درخصوص خیالپردازیهای بهظاهر غیرممکن مقابله کنیم.
alireza sadidi
۲
یک کتاب بد به ما اجازه میدهد همچنان که صفحات آن را ورق میزنیم، نسخهی متفاوت و بهتر خود را تصور کنیم.
باید میان خواندن و اندیشیدن و صرفاً خواندن تفکیک قائل شد و هر یک را در جایگاه خود محترم شمرد.
shahram238
۲
مانع درست فکرکردن پیش و بیش از هر چیز اضطراب است.
نیک
۲
دلیل اصلی اینکه نمیتوانیم به ایدههای بزرگتر و اساسیتر خود بپردازیم این است که اگرچه آن ایدهها اغلب برای پیشرفت ما بسیار حیاتی هستند، اما همزمان اضطراب شدیدی نیز در ما ایجاد میکنند. درست وقتی که یک پرنده میخواهد در جایگاه خود بنشیند یا یک پروانه میخواهد به درون تور ما پرواز کند، زنگ خطری در ذهن ما روشن میشود: ما وحشت میکنیم و آن موجودات در آخرین لحظه از ما دور میشوند. ما از قطار فکر جدید خود پیاده میشویم و به سمت همان مفاهیم سطحی و آشنایی بازمیگردیم که با آنها خو گرفتهایم.
نیک
۲
اگر ما اجازه دهیم متفکران و اندیشمندان مرزهای کنجکاوی ذهن ما را تعریف کنند، بیشک جلوی پیشرفت ذهن خود را خواهیم گرفت.
نیک
۲
از بیاعتناییها و احساس حقارتهای کوچک، درنهایت تودههای بزرگی از خشم و رنجش ساخته میشود که توانایی عشقورزیدن و اعتماد را از ما میگیرند. چیزی که ما افسردگی مینامیم غم و خشمی است که برای مدت طولانی به آن توجه نشده است.
نیک
۲
اغلب ما در تعاملات اجتماعی بیشتر تشنهی حرفزدن هستیم تا شنیدن، علاقهمندیم با دیگران ملاقات کنیم اما تمایلی به شنیدن حرفهایشان نداریم. دوستی به یک خودخواهی اجتماعی تبدیل شده است
Yasamin Ashoori
۲
چیزی که ما افسردگی مینامیم غم و خشمی است که برای مدت طولانی به آن توجه نشده است.
ویماند
۲
ما اغلب احساس میکنیم افکارمان روشن و واضح هستند، اما اگر آنها را به چالش بکشیم، میفهمیم که از ابهامی غمانگیز رنج میبریم.
Reza Sheykhlar
۱
۱. در خلوت ذهن، به خودتان زمانی برای تفکر دیوانهوار اختصاص دهید.
- بزرگترین نسخهی آرزوهای فعلی شما چیست؟
- اگر میدانستید شکست نمیخورید، دست به چه کاری میزدید؟
- اگر دیگران به شما نمیخندیدند، چه کاری انجام میدادید؟
- اگر فشارهای مالی وجود نداشت، چطور با مسائل برخورد میکردید؟
- اگر برای مدتی حاکم مطلق جهان بودید، چگونه جهان را متحول میکردید؟
بدون فکرکردن جملهی زیر را کامل کنید:
- اگر مجبور نبودم عاقلانه رفتار کنم، ...
۲. آرمانشهر خود را توصیف کنید: خانههای آن چه شکلی خواهند بود؟ شرکتها و تجارتها به چه کاری مشغول بودند؟ روابط آدمها چگونه بود؟ چه تکنولوژیهایی داشتند؟
۳. تعدادی از این افکار دیوانهوار را انتخاب کنید و آنها را هدف خود قرار دهید.
Fatemeh yousofi
۱
حیات فکری ما بهشدّت با پیشزمینهای که همواره طبیعی و معقول به نظر میرسد آسیب دیده است.
Fatemeh yousofi
۱
اگر ما از هر فکری که با هنجارها فاصله دارد بترسیم و اجازه ندهیم ذهنمان پیشنهادهای بیپروای خود را مطرح کند، به برخی از بهترین افکارمان هرگز شانس شکوفایی نخواهیم داد، ایدههایی که گاهی بیصبرانه نیازمند آنها هستیم.
yasinds
۱
تفکر مؤثر به معنای «سختکوشی» در معنای خشن یا تکراری آن نیست، بلکه به معنای یادگیری در لحظه، محافظت از خویش، پرورش و رشد دورههای زودگذر و ناپایای بینش و درک است.
shahram238
۱
اگر آنگونه که مونتنی میگوید ما بتوانیم ایدههایمان را بهدرستی دریابیم و یاد بگیریم خودمان را بهعنوان مهرههای بازی یک زندگی متفکرانه باور کنیم، امکان دستیابی به بینش و ادراکی به عمق آنچه در کتابهای عهد عتیق میخوانیم برای همهی ما میسر خواهد بود.
shahram238
۱
نبوغ را میتوان توجه بیشتر به افکار و احساسات حقیقی و نیز شجاعت و سرسختی کافی برای دلسردنشدن از آنها تعریف کرد. ما نباید با اولینباری که افکارمان انعکاس خود را در جهان بیرون ثبت نمیکنند دلسرد شویم. دلیلی که ما بیشتر آنچه از ذهنمان میگذرد را انکار میکنیم عدم اعتمادبهنفس ماست. ما از ترس آنکه برای دیگران یا حتی خودمان عجیب به نظر برسیم بکرترین افکارمان را سرکوب میکنیم. به همین دلیل است که کودکان در نوع خود از اغلب بزرگترها بسیار جذابترند: آنها هنوز یاد نگرفتهاند چه چیزی نگویند و چه فکری نکنند.
shahram238
۱
مسیر رسیدن به بسیاری از ایدههای خوب، بینشهای ژرف و نظریات ارزشمند باید از نظریات اولیهی ظاهراً بیمنطق و حتی مضحک بگذرد. اگر ما از هر فکری که با هنجارها فاصله دارد بترسیم و اجازه ندهیم ذهنمان پیشنهادهای بیپروای خود را مطرح کند، به برخی از بهترین افکارمان هرگز شانس شکوفایی نخواهیم داد، ایدههایی که گاهی بیصبرانه نیازمند آنها هستیم.
shahram238
۱
وقتی به کسی حسادت میکنیم، به کل زندگی او حسادت میورزیم، حال اگر لحظهای بیاندیشیم و زندگی آنها را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که فقط بخش کوچکی از زندگی آنها و آنچه دارند یا انجام دادهاند در ذهن ما طنین انداخته است. برای مثال، ما کل زندگی یک صاحب کافه را نمیخواهیم، بلکه فقط مهارت او را در ایجاد فضایی که افراد در آن احساس راحتی و تعلق میکنند دوست داریم.
shahram238
۱
کسی که نمیتواند همدلی کند لزوماً آدم خودخواهی نیست بلکه کسی است که به جنبههای تاریکتر و عجیبتر وجود خود آگاه نیست، بخشهایی از وجودش که کمی بیرحم، خشن، آسیبپذیر یا غمگین است. نقطه مقابل همدلی این نیست که فقط به خودتان فکر کنید، بلکه فکرکردن به خودتان در قالبی محدود است.
