
بریدههایی از کتاب دیوان اشعار فروغ فرخ زاد
۳٫۹
(۵۳)
دوست دارمش...
مثلِ دانهای که نور را
مثلِ مزرعی که باد را
مثلِ زورقی که موج را
یا پرندهای که اوج را
دوست دارمش...
FEDA
هر چه دادم به او حلالش باد
غیر از آن دل که مفت بخشیدم
Setak
پیشانی ار زِ داغِ گناهی سیه شود
بهتر زِ داغِ مهرِ نماز از سرِ ریا
نامِ خدا نبردن از آن بِه که زیرِ لب
بهرِ فریبِ خلق بگویی خداخدا
ما را چه غم که شیخ شبی در میانِ جمع
بر رویمان ببست به شادی درِ بهشت
او میگشاید... او که به لطف و صفایِ خویش
گویی که خاکِ طینتِ ما را زِ غم سرشت
mobina
او شرابِ بوسه میخواهد زِ من
من چه گویم قلبِ پرامید را
او به فکرِ لذت و غافل که من
طالبم آن لذتِ جاوید را
من صفایِ عشق میخواهم از او
تا فدا سازم وجودِ خویش را
او تنی میخواهد از من آتشین
تا بسوزاند در او تشویش را
او به من میگوید ای آغوشِ گرم
مستِ نازم کن که من دیوانهام
من به او میگویم ای ناآشنا
بگذر از من، من تو را بیگانهام
sepideh
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنیست
Bard
رفته است و مهرش از دلم نمیرود
ای ستارهها، چه شد که او مرا نخواست؟
ای ستارهها، ستارهها، ستارهها
پس دیارِ عاشقانِ جاودان کجاست؟
شیدا
... مرا تبار خونی گلها
به زیستن متعهد کرده است
Setak
از آینه بپرس
نامِ نجاتدهندهات را
میمی
میروم خسته و افسرده و زار
سویِ منزلگه ویرانهٔ خویش
به خدا میبرم از شهرِ شما
دلِ شوریده و دیوانهٔ خویش
میبرم تا که در آن نقطهٔ دور
شست و شویش دهم از رنگِ گناه
شست و شویش دهم از لکهٔ عشق
زین همه خواهشِ بیجا و تباه
میبرم تا زِ تو دورش سازم
زِ تو، ای جلوهٔ امیدِ محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یادِ وصال
MELIKA
من از جهانِ بیتفاوتیِ فکرها و حرفها و صداها میآیم
HaleH.Eb
اکنون منم که خسته زِ دامِ فریب و مکر
بارِ دگر به کنجِ قفس رو نمودهام
بگشای در که در همه دورانِ عمرِ خویش
جز پشتِ میلههایِ قفس خوش نبودهام
پایِ مرا دوباره به زنجیرها ببند
تا فتنه و فریب زِ جایم نیفکند
تا دستِ آهنینِ هوسهایِ رنگرنگ
بندی دگر دوباره به پایم نیفکند
mobina
رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جز گریز برایم نمانده بود
این عشقِ آتشینِ پر از دردِ بیامید
در وادیِ گناه و جنونم کشانده بود
𝐭𝐞𝐚𝐟𝐚
آه اگر باز به سویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
Aika
آسمان میدود زِ خویش برون
دیگر او در جهان نمیگنجد
آه، گویی که این همه «آبی»
در دلِ آسمان نمیگنجد
Setak
آه ای زندگی، منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
mobina
پیشانی ار زِ داغِ گناهی سیه شود
بهتر زِ داغِ مهرِ نماز از سرِ ریا
Mahdi.fo
و این جهان پر از صدایِ حرکتِ پاهایِ مردمیست
که همچنان که تو را میبوسند
در ذهنِ خود طنابِ دارِ تو را میبافند
میم الف
دیدمت شبی به خواب و سرخوشم
وه... مگر به خوابها ببینمت
saturn
بیصدا نالم که این است آنچه هست
خود نمیدانم که اندوهم زِ چیست
زیرِ لب گویم، چه خوش رفتم زِ دست
همزبانی نیست تا برگویمش
رازِ این اندوهِ وحشتبارِ خویش
بیگمان هرگز کسی چون من نکرد
خویشتن را مایهٔ آزارِ خویش
از من است این غم که بر جانِ من است
دیگر این خودکرده را تدبیر نیست
mobina
با آن که رفتهای و مرا بردهای زِ یاد
میخواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
saturn
او که از من برید و ترکم کرد
پس چرا پس نداد آن دل را
وای بر من که مفت بخشیدم
دلِ آشفتهحالِ غافل را
saturn
گاه میگوید که کو، آخر چه شد؟
آن نگاهِ مست و افسونکارِ تو
دیگر آن لبخندِ شادیبخش و گرم
نیست پیدا بر لبِ تبدارِ تو
من پریشان دیده میدوزم بر او
بیصدا نالم که این است آنچه هست
خود نمیدانم که اندوهم زِ چیست
زیرِ لب گویم، چه خوش رفتم زِ دست
saturn
نگاه کن که در اینجا
زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهایِ مرا میجوند
چرا مرا همیشه در تهِ دریا نگاه میداری؟
HaleH.Eb
در دلش جایی اگر بود مرا
پس چرا دیده زِ دیدارم بست
saturn
شعر گفتم که زِ دل بردارم
بارِ سنگینِ غمِ عشقش را
شعر خود جلوهای از رویش شد
با که گویم ستمِ عشقش را
Vepital
آری، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایانِ راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
Shivayi
آه ای زندگی، منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
Tania
رمیده
نمیدانم چه میخواهم خدایا
به دنبالِ چه میگردم شب و روز
چه میجوید نگاهِ خستهٔ من
چرا افسرده است این قلبِ پرسوز
زِ جمعِ آشنایان میگریزم
به کنجی میخزم آرام و خاموش
نگاهم غوطهور در تیرگیها
luna
و زخمهایِ من همه از عشق است
از عشق، عشق، عشق
میم الف
مست بودم، مستِ عشق و مستِ ناز
مردی آمد قلبِ سنگم را ربود
بس که رنجم داد و لذت دادمش
ترکِ او کردم، چه میدانم که بود
مستیام از سر پرید، ای همنفس
بارِ دیگر پر کن این پیمانه را
خون بده، خونِ دلِ آن خودپرست
تا به پایان آرم این افسانه را
mobina
حجم
۲۲۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۴۹۶ صفحه
حجم
۲۲۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۴۹۶ صفحه
قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان