
بریدههایی از کتاب داستان های ماندگار
۴٫۳
(۳)
شوکهکننده بود اما غیرعادی نه. هر روز در کارم این ابراز مصیبت بار را میبینم. تیمهای فروش که از ایجاد تعامل با مشتری از طریق بیان داستانی دل انگیز در ستیزند؛ عوامل تولید که چون تلاششان در ایجاد ارتباط با مشتریان بالقوه به جایی نمیرسد، به هدفهای سازمانیشان دست پیدا نمیکنند؛ شرکتهایی که بهجای آنکه فرهنگ سازمانی خودرا بهبود بخشند آن را به اضمحلال نزدیک کردهاند، زیرا رهبرانشان نمیتوانند داستانی بسازند که دلیل فعالیتهای شرکت را توضیح دهد.
Siavash Haji
یک جمعبندی سریع: چهار نوع داستان اصلی برای موفقیت کسبوکارها وجود دارد. تا اینجا، ما داستان ارزش را بررسی کردیم که توصیف میکرد چگونه محصولات یا خدمات شما بر کاربران تأثیر میگذارد. دومی داستانِ بنیانگذار است که برای افزایش اعتماد سرمایهگذاران به کسی که شرکتی را تأسیس کرده است بیان میشود. این دو داستان، تقریباً همیشه، در ردهی نخستین داستانهای روایتشده در کسبوکارها هستند- اولین چیزهاییاند که در بدو شروع یک کسبوکار پا به عرصه وجود میگذارند. همواره، کارآفرینان و ارزشی که سعی دارند آن را به دنیا عرضه کنند، نخستین ایستگاهها در سفر یک کسبوکار بهشمار میرو
کاربر ۱۳۲۲۳۴۹
داستانِ هدف به اعضای یک سازمان بااعتبار دلیلی برای هر روز سر کار حاضرشدن میدهد: که متعهد باشند، همکاری داشته باشند، و به یاری همدیگر کار را به انجام برسانند.
هدف بالاتر از منفعت
کاربر ۱۳۲۲۳۴۹
هدف از (داستانِ) هدف
داستان هدف وارد میشود. داستان هدف یکی از چند داستانکاربردی برای پرکردن شکافهای درونسازمانی ماست. تمرکزش بر ایجاد همبستگی و الهامبخشی ذاتی است. هرچه سازمان بزرگتر شود، اهمیت این دو عامل هم بیشتر معلوم میشود. اتحاد و انگیزه با همدیگر هدفی را رقم میزنند که شما برای پیشرفت نیازمندید. خوشبختانه، داستانِ هدف میتواند تیمها را با روشها و دلایل گوناگون با یکدیگر متحد کند.
اتحاد برای پشتیبانی یک فعالیت نوآورانه
کاربر ۱۳۲۲۳۴۹
