جملات زیبای کتاب کتاب گردها و شرکا؛ جلد اول | طاقچه
تصویر جلد کتاب کتاب گردها و شرکا؛ جلد اولsubscriptionAvailable

کتاب کتاب گردها و شرکا؛ جلد اول

اولین سفر تیلی به کتاب

نوع کتاب
۴.۸(از ۳۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آنا جیمز، لعیا سپهر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
🕊️📚kerm ketab
۸۲
کتاب‌هایی که می‌خونیم کمک می‌کنن تا تصمیم بگیریم می‌خوایم چه‌جور آدمی باشیم.
🕊️📚kerm ketab
۳۴
بعضی وقت‌ها منطقی بودن خیلی خسته‌کننده‌ست
-Phantasmagori-
۲۶
تیلی گاهی فکر می‌کرد لابد «رفاقت» را توی یکی از درس‌های مدرسه یاد داده بودند و او آن جلسه غایب بوده و عقب افتاده و هیچ‌وقت نتوانسته خودش را به بقیه برساند.
Emily
۱۶
داد: «دوتا کتاب موردعلاقهٔ من، آنه در گرین گیبلز و آلیس در سرزمین عجایبه. آنه و آلیس شخصیت‌های محبوب منن.» «چرا این‌قدر دوستشون داری؟» تیلی مکثی کرد و گفت: «دلایل زیادی داره، اما بیشتر به‌خاطر این دوستشون دارم که حتی وقتی کتاب‌هاشون رو نمی‌خونم هم واقعی به نظر می‌آن.» جک پرسید: «منظورت از واقعی چیه؟» تیلی به این سؤال با دقت فکر کرد. «مثلاً، بعضی وقت‌ها که نمی‌دونم چی‌کار کنم، فکر می‌کنم اگه آنه جای من بود چی‌کار می‌کرد، یا اینکه دلم می‌خواد درمورد چیزی که یاد گرفته‌ام با آلیس حرف بزنم، و یه ثانیه بعدش یادم می‌افته که اون‌ها آدم‌های واقعی نیستن که بتونم برم و باهاشون صحبت کنم.»
ن. عادل
۱۴
برای خواهرم هِستِر که از داستان‌هایی شبیه داستان‌های من آفریده شد.
🕊️📚kerm ketab
۱۰
جادوی کتاب تنها جادویی است که داریم
یاس
۷
تیلی گاهی فکر می‌کرد لابد «رفاقت» را توی یکی از درس‌های مدرسه یاد داده بودند و او آن جلسه غایب بوده و عقب افتاده و هیچ‌وقت نتوانسته خودش را به بقیه برساند.
Emily
۶
آنه با ناراحتی گفت: «ماتیلدا، من که میمون سیرک نیستم. اون نمی‌تونه من رو ببینه، چون مال توام. تنها راهش اینه که هر دوتون...
ن. عادل
۶
بابابزرگ با تعجب پرسید: «واقعاً؟ خب، من فکر کردم اون بهترین دوستته.» تیلی با حالتی جدی گفت: «من اصلاً بهترین رفیق ندارم و فهمیده‌ام که توی مدرسه کسی نیست که در حدی باشه که بشه بهش گفت بهترین دوست.» بابابزرگ پرسید: «و دقیقاً چی باعث می‌شه که بشه به کسی گفت بهترین دوست؟» تیلی جواب داد: «کسی که کنارت بمونه، کسی که هیچ‌وقت حوصله‌ش از حرف زدن باهات سر نره. کسی که ماجراجو و باهوش و شجاع و بامزه...»
mimi
۵
با حالتی جدی گفت: «من اصلاً بهترین رفیق ندارم و فهمیده‌ام که توی مدرسه کسی نیست که در حدی باشه که بشه بهش گفت بهترین دوست.»
Ar.j
۵
هیچ‌کس تو زندگی واقعی ماجراهای به‌دردبخور نداره.»
🕊️📚kerm ketab
۴
تیلی گاهی فکر می‌کرد لابد «رفاقت» را توی یکی از درس‌های مدرسه یاد داده بودند و او آن جلسه غایب بوده و عقب افتاده و هیچ‌وقت نتوانسته خودش را به بقیه برساند.
Ar.j
۳
شخصیت‌های توی کتاب خیلی‌خیلی سازگارتر از آدم‌های دوروبر ما هستن. در واقعیت، مسائل درهم‌وبرهم زندگی راه ما رو می‌بندن.
🕊️📚kerm ketab
۳
«شجاع باش، کنجکاو باش، مهربون باش،
🕊️📚kerm ketab
۳
«من فقط فکر می‌کنم که شجاع بودن به‌طور طبیعی به بعضی از مردم بیشتر از بعضی‌های دیگه می‌آد.»
f.r
۲
تیلی جواب داد: «من فقط فکر می‌کنم که شجاع بودن به‌طور طبیعی به بعضی از مردم بیشتر از بعضی‌های دیگه می‌آد.» مامان‌بزرگ جواب داد: «معمولاً همون چیزهایی که به‌طور طبیعی به دست نمی‌آن، مهم‌ترین‌ها هستن.
Ms.red
۲
هیچ‌کس در زندگی واقعی ماجراهای به‌دردبخور ندارد
Emily
۲
تیلی خشکش زد. «آلیس؟» آلیس بی‌حوصله گفت: «بله. می‌دونی، این‌قدر سریع فراموش کردنِ کسی که قبلاً دیده‌ای‌ش خیلی بی‌ادبانه است.» تیلی جواب داد: «نه، فراموشت نکردم. فقط... خواستم ببینم راستی‌راستی، خب، واقعی هستی یا نه.» آلیس خم شد و آرام بازوی تیلی را نیشگون گرفت و گفت: «ای بابا! اگه از کسی بپرسی واقعیه یا نه که بی‌ادبانه‌تره.» تیلی داد زد: «اوخ! چرا این‌کار رو کردی؟» آلیس با حاضرجوابی گفت: «معلومه، برای اینکه ثابت کنم واقعی‌ام.»
Emily
۲
جادوی کتاب تنها جادوییه که داریم.
Emily
۲
اسکار گفت: «به نظر عجیب‌غریب می‌آد.» تیلی جواب داد: «همهٔ کتاب عجیب‌غریبه. برای همین مردم دوستش دارن.»
ن. عادل
۲
«تو خیلی شبیه اونی، ماتیلدا! نمی‌خوام کاری کنم که حس کنی هری پاتری، ولی واقعاً چشم‌هات عین مامانته.»
کاربر ۲۲۱۲۲۹۷
۲
سب با نگاهی رؤیایی، به پشتی صندلی تکیه داد. «می‌دونی؟ وقتی پاتون رو توی کتاب‌فروشی می‌ذارین و هزاران کتابی رو که جلوتون ردیف شده‌ان می‌بینین، وقتی از دونستن این موضوع که مثل هزاران دروازهٔ کوچک، پشت هر جلد دنیای متفاوتی برای کشف‌کردن هست سرِ کِیف می‌آین، اون لحظه‌ای که قبل از باز کردن یه کتاب جدید، دلتون هری می‌ریزه پایین، شادیِ بودن کنار کسایی که مثل خودتون عاشق کتابن، این‌ها انرژی لازم کتاب‌گردی رو فراهم می‌کنن و فقط توی کتاب‌فروشی‌ها به وجود می‌آن
booklover
۲
دردسر همیشه وقتی شروع می‌شه که با طرف مقابلت تناسب نداری.
booklover
۲
تیلی گفت: «فقط یه ماجرا می‌خوام که خودم رو پیدا کنم.» آنه گفت: «اوه، نمی‌شه برای پیدا کردن خودت منتظر یه ماجرا بمونی ماتیلدا! باید بری ماجرا رو پیدا کنی و باهاش محکم دست بدی و باهم به‌سمت اُفق برین.»
booklover
۲
همه‌مون یه‌جورهایی ناهنجاریم؛ همینه که زنده بودن رو قشنگ می‌کنه. ما فراتر از طرح‌های داستانی شسته‌رُفته‌ایم: ما متناقض و گیج‌کننده‌ایم و این فوق‌العاده‌ست. یه‌کم تناقض هیچ اشکالی نداره و به عقیدهٔ من باید با آغوش باز پذیراشون باشی،
booklover
۲
بعضی وقت‌ها منطقی بودن خیلی خسته‌کننده‌ست
🕊️📚kerm ketab
۲
تیلی فکر کرد شاید درمورد چاک بد قضاوت کرده‌اند؛ مگر کسی می‌توانست با وجود داشتن مجموعهٔ کامل داستان‌های هری‌پارتر آن‌قدر بد باشد؟
mimi
۱
معمولاً شخصیت‌های توی کتاب خیلی‌خیلی سازگارتر از آدم‌های دوروبر ما هستن. در واقعیت، مسائل درهم‌وبرهم زندگی راه ما رو می‌بندن.
mimi
۱
بعضی وقت‌ها آدم‌های شرور جالب‌ترن
hanako.
۱
«من فقط فکر می‌کنم که شجاع بودن به‌طور طبیعی به بعضی از مردم بیشتر از بعضی‌های دیگه می‌آد.»