ران از پشت میز به سرعت به پا خاست، از کنار جایگاه هیئت منصفه گذشت، از در دادگاه بیرون شتافت، از پلکان پایین دوید و از ساختمان دادگستری بیرون رفت. در آن جا، در پایین پلکان ساختمان دادگستری، برای لحظهای ایستاد و سینهاش را از هوای صاف و خنک پر کرد. از هوای آزادی ... سپس یک سیگار روشن کرد. نخستین سیگار، از میلیون سیگاری که قصد داشت در دنیای آزاد اطرافش دود کند.
استودیوس