
هدیهٔ دریا
۱۳
در دنیایی که هر کسی، به هر بهایی، برای بقایش میجنگد، در مورد رفتار کسانی که تصمیم میگیرند بمیرند، چه قضاوتی میشود کرد؟
هیچ کس نمی تواند قضاوت کند. هر کسی وسعت رنج خود را میشناسد، و میزان فقدان معنای زندگیاش را.
mohammadrs
۹
میگفت نه خوشحال است و نه ناراحت، و برای همین دیگر نمیتواند ادامه بدهد.»
mohammadrs
۷
به صحبتهای آدمهایی اهمیت میدهم که پیش تر هرگز ندیدهام، آدمهایی که به زودی دیگر هرگز نخواهم دید. و با این وجود میرنجم و ناراحت میشوم، و میخواهم حمله و دفاع کنم. چرا وقتم را تلف کنم؟»
mohammadrs
۶
در دنیایی که هر کسی، به هر بهایی، برای بقایش میجنگد، در مورد رفتار کسانی که تصمیم میگیرند بمیرند، چه قضاوتی میشود کرد؟
هدیهٔ دریا
۶
«چی باعث می شود که آدم از خودش متنفر بشود؟»
- «شاید ترسو بودن. یا ترس همیشگی از عمل اشتباه، از انجام ندادن کاری که دیگران انتظارش را دارند.
هدیهٔ دریا
۶
توانسته بود به شدت مستقل جلوه کند، اما در حقیقت، در همان لحظه به گونهٔ غم انگیزی نیازمند دیگران بود.
هدیهٔ دریا
۶
واقعیت چیست؟»
- «واقعیت هر چیزی است که اکثریت به آن اعتقاد دارند. لزوماً بهترین یا منطقی ترین نیست، اما چیزی است که نزد نیازهای کل جامعه پذیرفته شده.
هدیهٔ دریا
۶
خیلی احمقانه بود. فرو رفتن در افسردگی و جنون، فقط به خاطر مردی که حتی جا و مکان کنونیاش را نمیدانست. اما در جوانی، نومیدانه عاشق این مرد شده بود.
هدیهٔ دریا
۵
پدر و مادرش از رفتار غیرمعمول او، از رفتار نیمه خجالتی، نیمه برونگرای او، و از عشقش برای "هنرمند" شدن گیج شده بودند؛ و هنرمند شدن چیزی بود که همهٔ اعضای خانواده، آن را محکومیت به طرد اجتماعی و مرگ در فقر میدانستند.
هدیهٔ دریا
۵
و تا آن هنگام، تمام نیرویش را صرف چه کرده بود؟ صرف اطمینان بخشیدن به خود، در این که زندگیاش درست همان طور که همیشه بوده، ادامه مییابد. از بسیاری از آرزوها دست کشیده بود تا والدینش همچنان او را مثل دوران کودکیاش دوست بدارند، هر چند میدانست عشق حقیقی به مرور زمان دگرگون میشود، رشد میکند و روشهای تازهای برای ابراز خود مییابد.
mohammadrs
۴
انسان برای بقا میجنگید، نه برای تسلیم
mohammadrs
۴
اگر آدم تعداد مسایل غیر منتظرهای را در نظر بگیرد که ممکن است در هر ثانیه از هستی شکنندهٔ ما رخ بدهد، به راستی هم هر روز یک معجزه است.
mohammadrs
۳
آیا به راستی میدانست اوج لذت چه معنایی دارد؟ یا فقط تا جایی پیش رفته بود که دیگری میخواست او را ببرد؟
امین میاحی
۳
«آیا تمایل به متفاوت بودن یک بیماری جدی است؟»
- «اگر خودت را مجبور کنی که مثل دیگران باشی، بیماری است: سبب روان نژندی، روان پریشی، و بیماری سوءِظن میشود. یک تخدیش طبیعت است، برخلاف قوانین خداست، چون خداوند در تمام بیشهها و جنگلهای دنیا، حتی یک برگ را شبیه به برگ دیگر نیافریده
هدیهٔ دریا
۳
پائولو کوئیلو در سال ۱۹۴۷، در ریو و ژانیر وی برزیل زاده شد. پس از ان که به عنوان یک نویسندهٔ پرفروش مشهور شود، یک نمایشنامه نویس، کارگردان تأتر، هیپی، و ترانهسرای موسیقی مردمی برزیل بود. کمی بعد، به عنوان یک روزنامهنگار و نمایشنامه نویس تلویزیونی مشغول به کار شد.
هدیهٔ دریا
۳
زدنِ برچسب جنایتکار به یک ملت، به خاطر حماقت تعدادی دیوانه ناعادلانه است.
mohammadrs
۲
ورونیکا در طول زندگیاش متوجه شده بود بسیای از مردمی که میشناخت، دربارهٔ فجایع زندگی دیگران چنان صحبت میکنند که انگار مایلند به آنها کمک کنند، اما حقیقت این است که از رنج دیگران لذت میبرند، چون باعث میشود باور کنند که خوشبختاند و زندگی نسبت به آنها سخاوتمند بوده از این نوع آدمها متنفر بود
هدیهٔ دریا
۲
«خداوند از گذشته، حال و آینده با خبر است.» در این صورت، خدا ورونیکا را با اطلاع کامل از این که کارش به خودکشی خواهد انجامید، به این جهان فرستاده و از اعمال او یکه نمیخورد.
هدیهٔ دریا
۱
به خودش یاد داده بودکه مردم را از خودراضی نگه دارد، نه بیشتر و نه کمتر، تنها همان قدر که لازم بود. از دست هیچ کس خشمگین نمیشد، چون این کار به معنای ابزار واکنش بود، به معنای مبارزه با دشمن بود، و بعد باید با عواقب غیرقابل پیشبینی آن، مانند انتقام، روبه رو میشد.
هدیهٔ دریا
۱
دیوانگی، ناتوانی در برقرار کردن ارتباط با عقاید است.
هدیهٔ دریا
۱
من از نوع آدماییام که به هر تصمیم خود پایبند میمانند، آدمهایی که همیشه عواقب مسایل را میبینند.
mohammadrs
۰
ذهن خود را در اختیار بگیرید و یا بگذارید ذهنتان شما را در اختیار بگیرد
mohammadrs
۰
راه خود را بپوی، نان خود را بخور، با لذت،
و بنوش بادهات را با دلی شاد؛
کاربر mim_ alf
۰
"در این دنیا، هیچ چیز اتفاقی نیست."
کاربر ۲۲۴۹۲۲۷
۰
ورونیکا، همان طور که منتظر آمدنِ مرگ بود، سرگرمِ مطالعه دربارهٔ علوم کامیپوتری شد، موضوعی که اندک علاقهای هم به آن نداشت، و اما ارتباط نزدیکی با عملکرد خودش در سراسر زندگی داشت: همواره در جست وجوی راه حل آسان، همواره در جست و جوی در دسترسترین چیز... مثلاً همان مجله!
کاربر ۲۲۴۹۲۲۷
۰
چون برای خودکشی، آدم باید اول به خودش فکر کند و بعد به دیگران
