جملات زیبای کتاب بعد | طاقچه
تصویر جلد کتاب بعد

بریده‌هایی از کتاب بعد

نویسنده:استفن کینگ
انتشارات:نشر روزگار
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۸از ۶۷ رأی
۳٫۸
(۶۷)
فکر کنم فقط مامان آدم می‌تواند کاری کند که به خاطر هیچی عذاب وجدان بگیری
کاربر ۵۶۴۲۳۱۸
یک چیزی را از من بشنوید: بدترین بخش بزرگ شدن این است که آدم را به طرز عجیبی ساکت و خفه می‌کند.
zargOl
وقتی مثل سگ از چیزی ترسیده‌اید و چیزی نمانده سکتهٔ ناقص بزنید، هیچ چیز مثل مامانتان که حواسش به شما باشد نمی‌تواند آرامتان کند.
حمیدرضا
یه جملهٔ قدیمی هست که می‌گه حتی یه ساعت خراب، در طول روز دو بار ساعت درست رو نشون می‌ده.»
کرم کتابخوان
اگر اراده‌ات را آزاد بگذاری، شیطان را به درون خودت دعوت می‌کنی.
zargOl
گاهی اوقات برای رسیدن به خوبی باید از راه غلط پیش بری.
Farhadmarch
بدترین بخش بزرگ شدن این است که آدم را به طرز عجیبی ساکت و خفه می‌کند.
رادیو سکوت :)
بیست و دو سالگی زیاد با سیزده سالگی فرقی ندارد. الان من بیشتر می‌دانم اما کمتر باور می‌کنم.
امیررضا
اسب چلاق همیشه وقتی پیدایش می‌شود که دیگر نیازی به آن نداری
کرم کتابخوان
یک چیزی را از من بشنوید: بدترین بخش بزرگ شدن این است که آدم را به طرز عجیبی ساکت و خفه می‌کند.
ابوالفضل رجایی زاده
مواد فروش‌ها یه جملهٔ معروفی دارن: اگه ساقی شدی، معتاد نشو.
Farhadmarch
بدترین بخش بزرگ شدن این است که آدم را به طرز عجیبی ساکت و خفه می‌کند.
Bina
«رابطهٔ اشتباه اولی، اشتباه خودته و رابطهٔ اشتباه دومی باعث خجالته.
کرم کتابخوان
مامان گوشی و ضبط صوتش را از کیفش بیرون آورد. نمی‌خواست حتی یک کلمه را هم از دست بدهد. «بگو تا جایی که می‌شه پر جزئیات بگه.» «مامان می‌گه تا...» آقای تامس گفت: «خودم دارم می‌شنوم. من مُردم، کر که نیستم.»
کرم کتابخوان
به نظرم آدم‌هایی که می‌گویند زندگی مجموعه‌ای از انتخاب‌های خودمان است و ما تصمیم می‌گیریم در کدام مسیر قدم بگذاریم، یک مشت خر نفهم هستند
رادیو سکوت :)
مواد فروش‌ها یه جملهٔ معروفی دارن: اگه ساقی شدی، معتاد نشو.
امیررضا
مامان گفت: «لعنت به این آسانسور.» بعد اضافه کرد: «بچه، به روی خودت نیار که حرفم رو شنیدی، خب؟» گفتم: «کدوم حرف؟» و مامان لبخند دیگری زد.
کرم کتابخوان
بهتر است آدم جزوی از راه‌حل باشد نه تکه‌ای از مسئله.
کرم کتابخوان
می‌دانم می‌گویند آدم دلتنگ چیزی که هرگز نداشته، نمی‌شود. خب، تا حدودی حقیقت دارد، اما من واقعاً دلم تنگ می‌شد و نمی‌دانم دقیقاً دلتنگ چی می‌شدم.
امیررضا
بهتر است آدم جزوی از راه‌حل باشد نه تکه‌ای از مسئله.
Sara
بوسهٔ کوچکی بود که سال‌ها پیش اتفاق افتاد اما تأثیر عجیبی روی او داشت چون دلش می‌خواست باورش کند. اگر به هیچ چیز ایمان نداشت، به همسرش داشت. به آن بوسه که او تقدیمش کرده بود.
sogpars
یک چیزی را از من بشنوید: بدترین بخش بزرگ شدن این است که آدم را به طرز عجیبی ساکت و خفه می‌کند.
Sara
آخه می‌دونی چیه جیمی؟ هیچ وقت نمی‌تونی به نوک هرم برسی. حتی رئیس‌ها هم رئیس دارن.
Sara
لیز گفت: «حتماً این وضعیتت برای خودتم خیلی عجیبه. خیلی عجیب و غریبه. خودت نمی‌ترسی؟» می‌خواستم از او بپرسم وقتی به آسمان شب نگاه می‌کند و ستاره‌ها را می‌بیند و می‌داند که قرار است آن‌ها تاابد همان جا بمانند، وحشت می‌کند؟ اما به خودم زحمت ندادم. فقط گفتم نه. آدم به چیزهای شگفت‌انگیز عادت می‌کند.
𝓜.𝓐.𝓐
می‌دانید چیه؟ وقتی مثل سگ از چیزی ترسیده‌اید و چیزی نمانده سکتهٔ ناقص بزنید، هیچ چیز مثل مامانتان که حواسش به شما باشد نمی‌تواند آرامتان کند.
کرم کتابخوان
به طرف او چرخیدم. دستمال کاغذی به طرف من دراز کرده بود. (اگر توانستید، یک زن را در این جهان نشانم بدهید که در کیفش دستمال کاغذی نداشته باشد.)
کرم کتابخوان
باور پیدا کردن به یک موضوع خیلی سخت است. برای کسی که باهوش است سخت‌تر هم می‌شوند، چون آدم‌های باهوش فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند و شاید همین باعث می‌شود تصور کنند واقعاً همه چیز را می‌دانند.
redi
حقیقت بعضی وقت‌ها می‌تواند خیلی گَند و مزخرف باشد.
Farhadmarch
مردم از آدم‌های خیلی باهوش خوششان نمی‌آید.
Farhadmarch
یکی از بدی‌های بچه بودن و شاید بزرگ‌ترین بدی آن این است که بزرگ‌ترها مدام زِر خودشان را می‌زنند و تو را نادیده می‌گیرند
Farhadmarch

حجم

۲۴۶٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۶۶ صفحه

حجم

۲۴۶٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۶۶ صفحه

قیمت:
۵۴,۰۰۰
تومان