لیز گفت: «حتماً این وضعیتت برای خودتم خیلی عجیبه. خیلی عجیب و غریبه. خودت نمیترسی؟»
میخواستم از او بپرسم وقتی به آسمان شب نگاه میکند و ستارهها را میبیند و میداند که قرار است آنها تاابد همان جا بمانند، وحشت میکند؟ اما به خودم زحمت ندادم. فقط گفتم نه. آدم به چیزهای شگفتانگیز عادت میکند.