به خودم قول دادم هر اتفاقی که بیفتد، دیگر دربارهٔ آن ماجرا توی اینترنت جستوجو نخواهم کرد.
بعد نشستم پای اینترنت و شروع کردم به جستوجو دربارهٔ آن ماجرا
MIMI
آنقدر به ما مشق میدادند که کودکآزاری به نظر میرسید.
MIMI
نمیدانست دوست پیدا کردن در مدرسه، از جبر مقدماتی کوفتی هم سختتر است. نمیتوانستی همینجوری بروی پیش یک نفر و بگویی: «سلام، میخوای با من دوست بشی؟» احتمالاً یک مشت حوالهات میکرد.
MIMI
بزرگسالهای خرخوان که خیلی باحالاند؛ آنها بازیهای کامپیوتری را اختراع میکنند، فیلم میسازند و کتابهای فانتزی و علمیتخیلی مینویسند
MIMI
پرسید: «حالا چیکار کنیم؟»
و باید اعتراف کنم که سؤال خوبی بود.
سؤالی که هیچ جوابی برایش نداشتم.
BeamerBoi