
پروانه ای در باد
۴۴۳
چهار دلیل ساکت بودنم
۱. گوش میکنم.
۲. نگاه میکنم.
۳. فکر میکنم.
۴. نمیدانم چه بگویم.
ROZA
۱۵۲
۲. بمان خانه و آنقدر توی اتاقت کتاب بخوان تا خوابت ببرد.
ROZA
۱۳۷
مامان میگوید اسمم را از روی صورتفلکی مورد علاقهاش انتخاب کرده است.
Book
۶۷
چهار دلیل ساکت بودنم
۱. گوش میکنم.
۲. نگاه میکنم.
۳. فکر میکنم.
۴. نمیدانم چه بگویم.
مورد آخر خیلی اتفاق میافتد.
خوش
۳۷
من چپدستم. (البته اگر خیلی با دقت نگاه کنی، لکهٔ سیاه جوهر را روی انگشت کوچک دست چپم میبینی؛ همانجایی که دستم روی نوشتههایم کشیده میشود.)
..
۲۳
چهار دلیل ساکت بودنم
۱. گوش میکنم.
۲. نگاه میکنم.
۳. فکر میکنم.
۴. نمیدانم چه بگویم.
مورد آخر خیلی اتفاق میافتد.
ن. عادل
۲۰
شاید بهتر باشد شروع به درست کردن فهرست کنم
Zhr.Tji
۱۸
اگر هر روز کنار کسی نباشی، توضیح دادنِ چیزهایی که نگرانت میکند، سخت میشود.
hasaneh
۱۸
چهار دلیل ساکت بودنم
۱. گوش میکنم.
۲. نگاه میکنم.
۳. فکر میکنم.
۴. نمیدانم چه بگویم.
booklover
۱۷
وقتی خیلی از کارها و حرفهای آدمها یادت بماند، حس میکنی آنقدر که تو آدمها را دوست داری، آدمها تو را دوست ندارند
Book
۱۰
هیچوقت از ساکت بودنم اذیت نمیشد. میگفت: «آدمهای ساکت جالبن.»
Pariya
۸
چهار دلیل ساکت بودنم
۱. گوش میکنم.
۲. نگاه میکنم.
۳. فکر میکنم.
۴. نمیدانم چه بگویم
آرام بآنو .
۸
چه درسی را دوست داری؟ (جواب: انشا.)
dropintheocean
۶
چهار دلیل ساکت بودنم
۱. گوش میکنم.
۲. نگاه میکنم.
۳. فکر میکنم.
۴. نمیدانم چه بگویم.
B.A.H.A.R
۶
وقتی خیلی از کارها و حرفهای آدمها یادت بماند، حس میکنی آنقدر که تو آدمها را دوست داری، آدمها تو را دوست ندارند
آرام بآنو .
۶
چیزهایی از آدمها یادم میماند که آنها هرگز راجع به من یادشان نمیماند.
B.A.H.A.R
۵
بهش میگویم باور نمیکنی آدم با دقت کردن به چیزهای دور و برش چقدر چیز یاد میگیرد
پروانه ای در باد
۵
قرینهکاری همهٔ حرکتهایم. (مثلاً اگر گوش چپم را بخارانم، باید گوش راستم را هم بخارانم؛ حتی اگر نخارد!)
آرام بآنو .
۵
آیا روزی میرسد که اینجا برای تکتک ما بوی خانه بدهد؟
کاربر ۴۷۲۲۰۸۵
۴
باور نمیکنی آدم با دقت کردن به چیزهای دور و برش چقدر چیز یاد میگیرد.
Book
۴
اگر هر روز کنار کسی نباشی، توضیح دادنِ چیزهایی که نگرانت میکند، سخت میشود.
Book
۴
برای اولین بار توی عمرم، کسانی من را میشناسند که نمیدانم کی هستند!
آرام بآنو .
۴
چیزهایی که مامان را دیوانه میکند
۱. آدمهایی که میگویند: «برام مهمه.» در صورتی که توی دلشان میگویند: «برام اصلاً مهم نیست.»
شقایق
۴
در هر صورت، فکر کنم فقط من نیستم که دوست دارد این روزها از همه فاصله بگیرد.
..
۳
طعم آدامس مورد علاقهام
۱. هندوانه.
خوش
۳
۴. حافظهٔ فوقالعاده عجیبی برای بهخاطر سپردن آدمها دارم. اسمشان یادم میماند، اینکه در روزهای مختلف چی پوشیدند، برادر و خواهرشان کی هستند، خانهشان چه شکلی است و اسم حیوانخانگیشان چیست.
۵. چیزهایی از آدمها یادم میماند که آنها هرگز راجع به من یادشان نمیماند. راستش بچههایی توی مدرسه هستند که حتی نمیدانند وجود دارم اما میتوانم اسمشان یا ورزش مورد علاقهشان را بهت بگویم، بگویم تعطیلات کجا رفتند و ناهار چی خوردند.
im_mahyar
۳
بابام میگوید باید به اینکه همهچیز یادم میماند افتخار کنم.
وردة الحمراء
۳
(وقتی توی آستینهای بلوزم و لنگهای شلوارم جوراب پیدا کردم، شستم خبردار شد که روز قبلش تد مسئول تا کردن لباسها بوده است.)
وردة الحمراء
۲
(از هرشب ظرف شستن متنفر بودم؛ چون انگشتهایم چروکیده میشد و حس میکردم هیچوقت قابلمهها را خوب نمیشویم.)
پروانه ای در باد
۱
من چپدستم. (البته اگر خیلی با دقت نگاه کنی، لکهٔ سیاه جوهر را روی انگشت کوچک دست چپم میبینی؛ همانجایی که دستم روی نوشتههایم کشیده میشود.)