همهٔ ما کارهایی کردهایم که خیلی از انجامشان پشیمانیم. البته بعضی وقتها میگوییم از کارمان پشیمانیم، ولی درواقع ته دلمان این است که خوب کردم ولی کاش کسی مچم را نمیگرفت. باقی اوقات هم با خودمان میگوییم کاش لااقل اینقدر شورَش را درنمیآوردم. خب البته، بین این همه پشیمانی الکی، یک بار هم ممکن است پیش بیاید که واقعاً از کارمان پشیمان بشویم؛ بله، احتمالش هست. آرزو میکنیم کاش میشد آن اشتباه را از صفحهٔ روزگار محو کرد، کاش میشد اصلاً بهش فکر نکرد، کاش میشد زمان را به عقب برگرداند و اصلاً چنین خبطی نکرد.
ولی نمیتوانیم.
چون ما که جادوگر نیستیم.