
کتاب نظریههای هنر (جلد اول)
از افلاطون تا وینکلمان
انتشارات:
نشر گیلگمش٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mahdiyar mozaffarjalali
۵
افلاطون میگفت پرسپکتیو روشی برای «دروغ گفتن» و خلق توهمات کاذب است
Jay Kim
۴
نارسیس، که عاشق تصویر خود در آب شد و [برای وصال با آن] به آب پرید و در اعماق آن غرق شد، میگوید: «آن کس که اسیر زیبایی مادی میشود نیز چنین فرجامی دارد»، زیرا زیبایی مادی «تصویر و نشان و سایه» ای بیش نیست. آن کس که اسیر زیبایی مادی است «نه با تنش بلکه با نفْسش در اعماق ظلمانی غرق میشود
fanoos1356
۳
که اثر هنری عواطف بیننده را تحتتأثیر قرار میدهد.
م.
۲
ارسطو در بحث از عناصر تراژدی و بهویژه پیرنگ و شخصیتها، بر ارجحیت ساختار کلی نسبت به عناصر منفرد تأکید میکند. «پس پیرنگْ اصل اول و، به عبارتی، روح تراژدی است. شخصیتها در مرتبهٔ دوم قرار میگیرند. در نقاشی نیز به همین منوال است. زیباترین رنگها اگر بینظم و مغشوش کنار هم قرار گیرند به اندازهٔ چهرهای که فقط با گچ کشیده شده است لذتبخش نخواهند بود.»
hanieh
۲
در روایت تاریخی باراش میبینیم که گرچه هنر همواره قدر دیده و بر صدر نشسته، هنرمند برای رسیدن به شأنی شریف و شایسته راهی دراز پیموده است.
fanoos1356
۲
تئوفیلوس میگوید خدا به ما «قابلیت کسب مهارت» را عطا کرده.
Jay Kim
۲
وقتی نقاشان یا مجسمهسازان از او میخواستند اجازه دهد چهرهاش را به تصویر بکشند یا حجاری کنند، میگفت: «همین تصویری که طبیعت ما را درون آن اسیر کرده کافی نیست؟ واقعاً فکر میکنید باید تصویری از تصویر دیگر برای آیندگان به یادگار بگذارم؟»
Jay Kim
۲
گویی زیر بار سقفی سنگین
پیکرهایی به چشم میآمدند خمیده و زانو در بغل گرفته
چنان غیرواقعی که دردی واقعی را در بیننده برمیانگیختند؛
Jay Kim
۱
ارسطو منشأ آفرینش خلاق را رکنی عقلانی میداند. صورتِ موجود در نفس صرفاً مجموعهای از انطباعات حسی گردآمده از جهان بیرون و ذخیرهشده در حافظهٔ آدمی نیست، بلکه «ایده» ای است که انسان نسبت به آن شناخت دارد.
Jay Kim
۱
در فرهنگ اولیهٔ یونان نوعی جنون وجود داشت که موهبت خدایان بود. شاعران و موسیقیدانان بهویژه مستعد دریافت این موهبت بودند.
Jay Kim
۱
میپرسد: «چرا موجود زندهٔ زشت از پیکرهٔ زیبا جذابتر است؟» و در جواب میگوید: زیرا موجود زنده روح دارد
Jay Kim
۱
برای هر دیدنی باید چشمی وجود داشته باشد سازگار با آنچه دیده میشود و تا حدودی شبیه به آن. چشم هرگز خورشید را نمیبیند مگر آنکه شبیه خورشید شود، و نفس هرگز نمیتواند زیبایی اولیٰرا ببیند مگر آنکه خودش زیبا باشد.
fanoos1356
۰
هنرمند به واسطهٔ تزیین استادانهٔ کلیسا با مواد درخشان و پُرفروغ، زمینهٔ «ستایش خالق در مخلوق را فراهم میکند و عظمت خدا را در مخلوقات الاهی به نمایش میگذارد.
fanoos1356
۰
به کارکرد بیانگر اثر هنری نیز اشاراتی شده است. دیوارها و سقفهای مزین کلیسا تا اندازهای «بهشت خدا را در برابر چشمان بینندگان جلوهگر میکنند.»
fanoos1356
۰
وقتی «روح مؤمن تجلی آلام مولایمان مسیح را در هنر میبیند جانش به درد میآید.»
Jay Kim
۰
پرسپکتیو روشی برای «دروغ گفتن» و خلق توهمات کاذب است
Jay Kim
۰
هنر همواره از میزانی خودآیینی بهرهمند بوده و چیزی را عرضه کرده است که سایر فعالیتها یا رسانهها از عرضهاش ناتوان بودهاند.
Jay Kim
۰
تقلیدْ فینفسه امری است فرومایه، نهفقط به واسطهٔ جایگاه تصویر در سلسلهمراتب وجود، بلکه همچنین از آنرو که مقلدْ دودستی به نمودها چسبیده و از ماهیت آنچه بازنمایی میکند و به تصویر میکشد بیاطلاع است.
Jay Kim
۰
کسنوفون مبنای رویکرد نقاش و مجسمهساز به بازنمایی بصری عواطف را نه در کنش، بلکه در درک شهودی و بیواسطهٔ روح و احساسات شخص در نگاهی کوتاه میدانست.
Jay Kim
۰
اما چه روشی از نسخهبرداری از روی اصل بهتر و موثقتر است؟ آپولونیوس پاسخ میدهد: «تخیل.» و ادامه میدهد: «استادی زبدهتر از تقلید این پیکرهها را آفریده است. تقلیدْ آنچه را میبیند بازمیآفریند، اما تخیل آنچه را نمیتواند ببیند.»
